کد خبر: ۵۶۶۸۶۹
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۳
آیت الله سید کمال حیدری؛
یکی از کارهای مهمی که شیعیان باید در ایام محرم انجام دهند، به تصریح روایات، برپایی مراسم حزن و اندوه و ذکر مصیب برای سید الشهدا (ع) است.

گروه دین و اندیشه: پس از اینکه از منظر قرآن و به کمک روایات مشخص و اثبات شد که ایام مربوط به امام حسین (ع) مصداق بارز «ایام الله» است، سؤالی که پیش می آید این است که در این روز یا روزها چه اعمالی را باید انجام داد و به دیگر سخن، چگونه باید این ایام را یادآوری و احیاء نمود؟!: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيّامِ اَللّهِ»؛ ابراهیم/ 5 (و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آوری کن!).

معیارهای تشخیص شعائر حسینی (ع)، از بدعت ها و خرافات!

در ایّام محرم، چه اعمالی را مُجازیم انجام بدهیم؟!

به گزارش بولتن نیوز، در پاسخ باید گفت خود اهل بیت (ع) به ما فرموده اند که در این ایام چه کنیم. باید ببینیم خود معصومین (ع) چه موارد و مصادیقی را به عنوان شعائر الهی و حسینی برای ما معیّن نموده اند.  

یکی از کارهای مهمی که شیعیان باید در ایام محرم انجام دهند، به تصریح روایات، برپایی مراسم حزن و اندوه و ذکر مصیب برای سید الشهدا (ع) است. در برخی احادیث بیان شده که چطور عزاداری کنیم و چه اعمالی را به عنوان «شعائر الله» انجام دهیم.

کارهایی از قبیل جزع، گریه، آه و ناله، فریاد، یادآوری و بازگویی رنج ها و مصیبت هایی که به اصحاب کربلا وارد شده و غیره.

 پس از بیان این مقدمه، یک سؤال اساسی مطرح می شود و آن اینکه آیا ما مُجازیم علاوه بر مواردی که در نصوص معتبر دینی وارد شده، برخی مصادیق احیاء و عزاداری را از پیش خودمان بر آنها بایفزاییم یا خیر؟!  به عنوان مثال، آیا هر کسی حقّ دارد به بهانۀ شعائر حسینی صدای سگ در بیاورد، همچون حیوانات راه برود، قمه بزند و سر خودش و کودک شش ماه اش را بشکافد تا خون جاری شود، خودش را در حوضچۀ گل آلود بیاندازد، روی آتش و خار راه برود، خودش را زیر سم اسبان بیاندازد و از این قبیل اعمال؟!

ه بیان دیگر، همۀ ما شعائر حسینی را «عبادت» می دانیم، حال با این وجود آیا حق داریم علاوه بر آنچه که اهل بیت (ع) به ما فرموده اند، مصادیق جدیدی را از روی سلیقه و میل خودمان برای آن اختراع کنیم؟! به عنوان نمونه، آیا ما اجازه داریم نماز را هر طور که دوست داریم بخوانیم یا اینکه آن را باید فقط همان طوری به جا آوریم که پیامبر (ص) فرموده است؟!: «صَلّوا کما رَأَیتُمُونِی أُصَلّی»؛ بحار الأنوار، ج ۸۲، ص ۲۷۹ (همان‌گونه که می‌بینید من نماز می‌خوانم، نماز بخوانید).

مصادیق شعائر حسینی، توقیفی است یا غیر توقیفی؟!

آیا مشخص نمودن مصادیق شعائر دینی در ایام محرم، «توقیفی» است یا «غیر توقیفی»؟ یعنی ما فقط حق داریم همان طور که ائمه (ع) برای ما تعیین نموده اند عزاداری کنیم یا مجازیم برخی از مصادیق را هم خودمان به آن ها اضافه کنیم؟! یک عالم، مجتهد و مرجع دینی باید مبنای خودش را در این باره مشخّص کند؛ یعنی باید برای اثبات توقیفی یا غیر توقیفی بودن این اعمال جدید، دلیل بیاورد. اگر کسی با استدلال اثبات کرد که مصادیق شعائر حسینی (ع) توقیفی است، در این صورت بسیاری از کارهایی که امروزه در ایام محرم انجام می شود - اما اهل بیت (ع) آنها را به جا نیاورده اند - از اساس باطل و مصداق بدعت محسوب می شود! 

طبق این مبنا، به این دلیل که مثلاً هیچیک از ائمه (ع) نه قمه زده اند و نه کسی را به قمه زنی و شکافتن سر خود توصیه نموده اند، عمل «قمه زنی» بدعت در دین و مذهب قلمداد شده و حرام می گردد! یعنی هر عملی که نصّ شرعیِ معتبر در اثبات صحّت آن وجود نداشته باشد، خطّ قرمز محسوب شده و عمل به آن جایز نمی باشد.

اما در مقابل، اگر کسی بگوید موارد ذکر شده از سوی اهل بیت (ع) همچون حزن و گریه و زاری صرفاً از باب مثال و بیان برخی از مصادیق بوده، و لذا باب افزودن مصداق های جدید برای آن مفتوح است، در واقع مبنای غیر توقیفی بودن شعائر حسینی را اخذ نموده است.

ملاکِ تعیین مصادیقِ مسائل شرعی و شعائر حسینی چیست؟!

در پاسخ به این نگرش (غیر توقیفی بودن مصادیق شعائر حسینی) و بر فرض صحّت آن – چنانچه کسی بدان قائل باشد - لازم است یک مطلب بسیار مهم علمی و فقهی را مطرح کنیم و آن اینکه:

تعیین مصادیق برای مسائل و عبادات شرعی بر دو قسم است:

یک قسم آن از سنخ «قضایای شخصیّه» است که به خود انسان «به عنوان یک فرد» مربوط می شود؛ به عنوان مثال، در مسألۀ وجوب نفقه برای اهل و عیال، شارع مصادیق آن را معیّن ننموده بلکه آن را به عرف مردم ارجاع داده است؛ یعنی مصادیق آن را به عهدۀ خود انسان گذاشته تا از میان آنچه که در عرف جامعه معمول است، مواردی را که خودش صلاح می داند انتخاب و إعمال کند. 

معیارهای تشخیص شعائر حسینی (ع)، از بدعت ها و خرافات!

اما قسم دیگرِ آن که صبغۀ عام و فراگیر دارد، مربوط می شود به «قضایای دینی، مذهبی و اجتماعی»، و نه «مسائل شخصی و فردی»! با توجه به دو نوع مصادیق مذکور، سؤال این است که شعائر حسینی، یک «قضیۀ شخصی» می باشد یا امری است که به کلّ مکتب اهل بیت (ع) ارتباط می یابد؟! پاسخ آن روشن است؛ چرا که در فرهنگ تشیّع، امام حسین (ع) نماد مکتب اهل بیت (ع) بوده و امور مربوط به ایشان به همۀ مسلمانان تعلّق می یابد، نه اینکه به فرد یا جریانی معیّن اختصاص داشته باشد!

اکنون که مشخّص شد مسائل مربوط به امام حسین (ع) یک امر عامّ دینی و مذهبی است، باید افزود تعیین مصادیق احیاء و بزرگداشت ایام محرّم به عنوان شعائر حسینی (ع)، باید از سه معیار و شرط مهم و اساسی برخوردار باشد؛ وگرنه قطعاً مصداق بدعت و خرافه خواهد بود!

تعیین مصادیقِ شعائر حسینی به عهدۀ چه کسی است؟!

پس از بیان ملاک های مذکور، این سؤال مطرح می شود که آیا هر کسی حقّ دارد با توجه به این شروط و معیارها، از پیش خودش مصادیق شعائر حسینی را معیّن کند؟! آیا هر شاعر و مدّاح و روحانی و سینه زن محترمی در کوچه و خیابان، صلاحیّت علمیِ ورود به یک چنین بحث مهم و دقیقی را دارد؟! 

آیا هر شیخی که در ماهواره و اینترنت سخنرانی می کند، با هر سطح سوادی!، مُجاز است فتوا بدهد و به سلیقۀ خودش، یک سلسله از آداب و رسوم جدید را بر آنچه که خود اهل بیت (ع) انجام داده یا به ما توصیه نموده اند، بیافزاید؟!

در پاسخ باید گفت از دیدگاه بنده این امر، فقط در حیطۀ وظائف حوزه های علمیه، مراجع تقلید و عالمان دین است (و پیشتر اشاره شد که – طبق مبنای بنده - هر کس که فقط فقه می داند «عالم دین» نیست!، بلکه صرفاً «عالم فقه» است، مردم باید بدانند که «دین شناس»، غیر از «فقه شناس» است! «دین شناس» یا «اسلام شناس» فقط به کسی اطلاق می شود که در همۀ بخش های معارف دین - اعم از اصول و فروع - متخصّص، مجتهد و صاحب نظر باشد).

نمی گویم همۀ بدعت گزاران و خرافه پروران نیّت سوء دارند و به برخی مراکز جاسوسی وابسته اند و از خارج خط می گیرند، بلکه عرضم این است که بسیاری از مردم عادّی و عدۀ زیادی از روحانیون و سخنرانان، اگرچه با نیّت پاک و به عشق اباعبدالله (ع) وارد این مقوله می شوند، اما به دلیل عدم سرمایۀ علمیِ کافی، اعمال و افعالی را به نام شعائر حسینی ابداع و اختراع می کنند، که با معیارهای سه گانۀ پیش گفته، در تضادّ است! وقتی عالمان و دین شناسان واقعی در مسألۀ شعائر حسینی وارد نشوند، مصداق افعال صحیح را از کارهای بدعت آمیز و باطل جدا نکنند و در مقابل این همه خرافات و اباطیل سکوت اختیار نمایند، طبیعی است که عرصه برای افرادی که شایستۀ انجام یک چنین رسالت بزرگ و حساسی نیستند، باز می شود و مشکلاتی که اکنون شاهدش هستیم پدید می آید!

حوزه های علمیه به ویژه حوزۀ قم و نجف و در رأس آنها مراجع تقلید در این زمینه وظیفه و تکلیف دارند و نباید نسبت به این مسألۀ مهم بی تفاوت باشند تا خرافات و بدعت ها از این بیشتر شده و چهرۀ عزاداری برای امام حسین (ع) را مکدّر، نازیبا و زننده جلوه دهند!

هدف من از ارائۀ ملاک و شاخص های سه گانۀ مذکور و طرح این بحث ها، چیزی جز بهتر و زیباتر تر جلوه دادن حماسه و قیام حسینی (ع) نیست، قیامی که با وارد شدن حواشی، خرافات - و افعالی که هیچ اصل صحیح قرآنی و روایی و عقلی و فطری ندارند - به ساحت مقدّس آن، از اهداف اصلی خود تهی شده و اثر سازندگی برای امت اسلامی را از دست می دهد!

معیارهای تشخیص شعائر حسینی (ع)، از بدعت ها و خرافات!

رجوع به «روایات» یا «راویان» روایت (عالمان دین شناس)؟!

ممکن است کسی بپرسد چرا ما در مسائل مربوط به شعائر حسینی (ع)، اینقدر روی حوزه های علمیه و عالمان دین تمرکز می کنیم و ایشان را مسئول اصلی در ایفای این رسالت بزرگ می دانیم؟!

در پاسخ باید عرض کنم علتش این روایت معتبر و مشهور (توقیع شریف) است که: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ»؛ (وسائل الشیعة، ج 7، ص 140). متأسفانه خواسته یا ناخواسته دربارۀ این حدیث، یک مغالطه و اشتباه صورت گرفته که باید نسبت به آن تنبّه دهیم!

شاهد مثال، این عبارت است: «فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا» که در آن امام (ع) فرموده اند به «راویان» احادیث ما که همان فقهای جامع الشرایط (مجتهد در اصول و فروع دین توأمان) هستند رجوع کنید و نه به «روایات»! یعنی در زمان غیبت به «عالمان دین» رجوع کنید تا برای شما معنای صحیح روایات ما را تبیین کنند، نه اینکه هر کس هر حدیثی را در هر کتابی دید برای مردم بخواند و طبق آن عمل کند! شناخت و عمل به روایات هم دارای یک سلسله اصول و ضوابط خاصّ است که هر کسی از آن ها آگاه نیست! در روایت مذکور، فرموده اند: «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ»؛ یعنی عالمان و دین شناسان حجت من بر شما هستند و نفرمودند: «فإنّها حُجَّتِی عَلَیْکُمْ» تا اینکه ضمیر «ها» به روایات باز گردد!! این روش اخباری هاست که کتاب روایی را دستشان می گیرند و از روی آن برای مردم می خوانند و همه را دعوت می کنند که به مضمون آن ها عمل کنند! بدون اینکه معیارهای نقد و ارزیابی سندی و محتوایی احادیث را – که دو نمونه از مهمترین آنها «عرضه به قرآن» و «عرضه به احکام قطعی عقل» است – به کار ببندند.

منبع: کانال تلگرامی  رسمی آیت الله حیدری

برچسب ها: اهل بیت ، امام حسین ، قرآن

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :