* متأسفانه همه مان از این موردها دیده ایم یا حداقل شنیده ایم. مظلوم واقعه هم آن زنیست که همسرش او را طرد کرده و ظالم هم آن خانمی که مرد را اغفال نموده است. طبق روال همیشگی نوشته هایم لطفاً دید عمومی نسبت به اینگونه وقایع را کنار گذارید. بی طرف بنگریم.
واقع بینانه که بنگریم، آنکه اغفال شده و به عبارتی از غفلت او سوء استفاده شده مرد نیست بلکه همسر ایشان است. آن زن به عنوان همسر، ناخودآگاه کوتاهی هایی نموده که به مرد جواز این خطا را داده است. کوتاهی در امور زناشویی، رفتار سرد در برخورد با همسر، ابراز نکردن علاقه، ایجاد سوء تفاهم های پی در پی، اهمیت ندادن به عقاید شوهر و گاهی حتی توهین به شعور عاطفی او باعث ترک خانه و جستجوی مأمنی بهتر توسط مرد می گردد. هرچند این ها دلایلی کوچک برای یک خیانت بزرگ است اما واقعیتی است انکار ناپذیر. باید قبول کرد که همه از تربیت صحیح دینی و خانوادگی برخوردار نیستند. همه مردها اهل تزکیه نفس و … نیستند. مردی که قرار است چرخ اقتصادی زندگی را بچرخاند، در این جامعه هم باشد و در عین حال خطا هم نکند نباید افکارش از امیال دیگر، به وسیله محبت همسرش به او، جدا شود تا بتواند هرچه بهتر هدفش را دنبال کند؟
وقتی اینها را کنار هم بگذارید کم کم به یک جامعه ویران می رسید. از یک سو زنانی که در هر جایی که مجال یابند خود را عرضه می کنند و از سویی دیگر مردان سرخورده ای که جویای همچین اراذلی هستند و با این عمل خود به فساد و فروپاشیدگی خانواده خود و دیگران دامن می زنند، و در حقیقت زنان جامعه اند که چنین می کنند. همان زنانی که در خانه می شویند و می پزند و به خود می بالند که لوستر خانه شان (که شاید مرد خانه سالی یکبار هم به آن نگاه نکند) برق می زند از تمیزی، مردانشان را با میلی مهار نشده راهی جامعه ای می کنند که گرگان در لباس پری خود را می فروشند، در حقیقت این کار باز گذاشتن درب اتاقشان به روی زنانیست زاییده شهوت. و مردانی که همیشه از آنها به نام اغفال شده(!!!) یاد می شود، اولین مسیر آسفالت شده با هوس را انتخاب کرده و به سمت تباهی می روند.
* در نتیجه به این گره کور می رسیم که زنانی هستند که فقط خانه دار اند و بچه دار، و گاهی همان هم نیستند و شوهرانی که با یک بی محبتی کوچک میل تنوع طلبی شان گل می کند! زنان را باید توصیه کرد به همسرداری، ابراز عشق و هم قدم شدن با همسر در مسیر زندگی و مردان را باید توصیه نمود به خویشتن داری و صبر در برابر ناملایمات. هر دو عضو جامعه را نیز باید هدایت کرد به سمت فرهنگ خانواده اسلامی، الگوپذیری از ائمه، مطالعه در مورد امور زناشویی و سازش با یکدیگر.
بسیار جالب و منطقی بود.
ائمه خود چندين زن اختيار ميكردند.
|
اون زمان عرف بوده.
نوشته ای بسیار منطقی است . نویسنده توانسته است بدون خود محوربینی موضوع مورد بحث را همه جانبه بررسی نماید
پس اگه اینطور باشه
ما در زمان خودمان نمیدانیم چه چیز خوب است و چه چیز بد چرا باید در مورد امامان معصوممان که در حدود هزار سال پیش با شرایط و محیط آن زمان میزیسته اند قضاوت کنیم.
خیلی مزخرف بعضی ها هیچی کم ندارن و کمم نمیزارن ولی بعضی ها تو زاتشونه که دوست دارن همه رو امتحان کنن و من مطمینم یه روز چوبشو میخورن
اينجا گفته نشده مردها از ائمه ياد بگيرن و زن دوم نگيرن، نوشته شده از سيره ائمه ياد بگيرن كه چطور زندگي كنن. مثلا همه ما مي دونيم كه پيامبر همسري داشت به نام عايشه كه خيلي بداخلاق بود ولي پيامبر ايشون رو طلاق نداد و در برابر اخلاق همسرشون صبر پيشه كرد.
خیلی متاسفم که زن دوم وصیغه کردن در جمهوری اسلامی امری فساد تلقی شده و می شود.رسم ما ایرانی ها این شده که هر قسمت از اسلام را خواسته بر می داریم وهر چه را که نخواهیم یا به ضررمان باشد فاکتور می گیریم.خواهشا سری به سوره نسا با تفسیر آیت الله مکارم بزنید و بعد بر سر کرسی قضاوت بنشینید.
یک قفلساز می آورد درب منزلش را قفل میکرد دیگه این همه جار و جنجال نداره
یک قفلساز می آورد درب منزلش را قفل میکرد دیگه این همه جار و جنجال نداره
یک قفلساز می آورد درب منزلش را قفل میکرد دیگه این همه جار و جنجال نداره
حالا کی اسم صیغه یا زن دوم آورد؟
پیشنهاد می کنم سایت شما بیشتر و عمیق تر به موضوع فمینیسم و مباحث جنسیتی بپردازد . یکی از چالش های جدی ما در آینده ای نزدیک رویارویی با تفکرات فمینیستی و ضد خانواده است.
اما....
شما گفتید مردان خیانت میکنند! قبول،
اما فساد دیگه چیه! صیغه کردن یا ازدواج مجدد اسمش شده فساد!!!!؟؟؟؟