کد خبر: ۵۵۶۴۲۸
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۲:۵۰
سی‌و‌نهمین جلسه از سلسله جلسات نقد و بررسی فیلم در «باشگاه فیلم اندیشه» در فرهنگسرای اندیشه، با اکران و بررسی فیلم هالیوودی «یک مکان ساکت» برگزار شد.

به گزارش بولتن نیوز، در این جلسه که با حضور محمدرضا مقدسیان (مجری و کارشناس فیلم) و اسد امیدی (روانشناس) برگزار شد، ابعاد روانشناختی این فیلم ترسناک با دیدگاه روانکاوی، بررسی شد.

مقدسیان در ابتدا گفت: مثل اغلب فیلم‌های ترسناک، عامل ناشناختگی اینجا هم باعث ایجاد ترس و وحشت است؛ همین ناشناختگی و کنجکاوی و هیجان ناشی از آن موجب ایجاد کشش در فیلم می‌شود. بعلاوه فیلم با حذف عامل زبان و درمقابل میل به ارتباط، یک فقدان و کشمکش در فیلمنامه ایجاد می‌کند که خود عامل ایجاد «درام» در فیلم است.

دکتر اسدی در ادامه‌ی این مبحث گفت: نقطه‌ی تفاوت فیلم با سایر فیلم‌های داستانی، حذف گفتار است. اما مسئله بنیادی‌تر در تحلیل فیلم‌های ژانر وحشت این است که چرا ما فیلم ترسناک می‌بینیم؟ اگر ترس یک هیجان منفی است، ما چرا این کار را می‌کنیم؟ شاید یک پاسخ این باشد که ما تمایلات مازوخیستی داریم!

اما فکر می‌کنم این توضیح خوبی نیست. بگذارید این پرسش را از ارسطو مطرح کنیم: چه می‌شود که آدم‌ها فیلم یا تئاتری می‌بینند که آنها را ناراحت می‌کند؟

این برای ارسطو مسئله بود و برای تبیین آن از اصطلاح «کاتارسیس» استفاده کرد. کاتارسیسی که ارسطو مطرح کرد به این معنی بود که مخاطب با داستانی همراه می‌شود که در آن کاراکتر اصلی با اتفاقات ناگواری روبه‌روست که مخاطب هم با او و احساسات منفی ناشی از آن اتفاقات همراهی می‌کند. اما مخاطب همزمان این آگاهی را دارد که در جایی امن قرار دارد و اتفاقی برایش نمی‌افتد. به نظر ارسطو این توضیح کافی است اما در ادامه توضیح‌های بیشتری ارائه می‌شود. جریان روانکاوی در ادامه‌ی نظر ارسطو این مسئله را بیشتر تبیین می‌کند.

در علم روانکاوی به ترسی که منشاء ناشناخته داشته باشد اضطراب می‌گویند؛ این در مقابل ترس قرار دارد که منشاء آن مشخص و عامل بقای ما نیز همین ترس است. اما جنس این ترس با اضطراب متفاوت است و روانشناسان در توضیح آن می‌گویند اضطراب ناشی از هیجانات و ترس‌هایی است که فرد در خود سرکوب کرده و به پستوی ذهنش فرستاده است.

از این نظر هر چیزی که ترس های مبهم ما را بیرون بکشد به درمان ما کمک خواهد کرد. برای همین از نظر فروید هر اثر هنری که بتواند کاتارسیس ایجاد کند باید دری به روی ما باز کند؛ دری که چیزی از ناخودآگاه ما را بیرون بکشد.

مقدسیان در ادامه گفت: فیلم لایه مهمی دارد: در این فیلم یک زن و یا دختر ناجی اصلی فیلم می‌شود. اما بر خلاف اغلب فیلم‌های هالیوودی این دختر از لحاظ ظاهری چندان جذاب به نظر نمی‌رسد. از قضا در فیلمی که کلید اصلی داستانش حذف عامل صدا و گفتار است، این ناجی یک دختر ناشنوا است که خود این یک علامت سوال ایجاد می کند.

در توضیحی که جلوی این علامت سوال می‌شود گذاشت باید بگوییم که بیرون بودن این دختر از چرخه گفتار و شنیدار، (یعنی یک تجربه ملموس که باعث تثبیت ترس ها در ذهن ماست) باعث می‌شود که او عملکرد متفاوتی درقبال تهدیدات پیش رویش داشته باشد و بنابراین می‌تواند ناجی هم باشد.

دکتر اسدی در ادامه‌ی همین بحث گفت: این وجه تمایز قهرمان فیلم با سایر شخصیت‌هاست. در مقابل شخصیت‌های دیگری داریم که بنا به اجبار موقعیت نباید صحبت کنند اما یک شخصیت کرولال تحت اجبار قرار ندارد. بنابراین برخلاف دیگران ناچار به سرکوب خود نیست. چیزی که روانکاوها به کاتارسیس ارسطو اضافه می‌کنند این است که هر فرد سرنخ‌هایی از ترس و اضطراب شخصیت اصلی یک اثر هنری در خودش دارد و به همین دلیل مخاطب با شخصیت داستان همراه می‌شود که سرنخ‌های آنها با هم گره می‌خورد.

مقدسیان در ادامه با اشاره به اینکه «گفتن»، به معنی روبرو شدن و پذیرش مسئله است گفت: از ابتدا تا انتهای فیلم ظاهراً زندگی در جریان است اما همه‌ی شخصیتهلی داستان با بار زیادی از اضطراب زندگی می‌کنند و نمی‌توانند در قبال آن کاری کنند. اما چرخش فیلم زمانی اتفاق می‌افتد که ترس از حرف زدن، یعنی روبرو شدن با مسئله، کنار می‌رود و شخصیت‌ها دیگر آن آدم های قبلی نیستند. با کاهش این اضطراب و کنار گذاشتن ترس از روبرو شدن با مسئله، زندگی شخصیت‌ها گرچه در همان موقعیت قبلی ادامه می‌یابد اما دیگر آن اضطراب برایشان وجود ندارد.

دکتر اسدی ادامه داد: ابتدای فیلم با مرگ یک کودک مواجه می‌شویم که موجب گسیختگی در روابط شخصیت‌ها می‌شود، اما در طول داستان امکان گفت‌وگو درباره‌ی آن وجود ندارد و آن را به ناچار سرکوب می. کند در دو بخش از فیلم شخصیت‌ها در موقعیتی قرار می‌گیرند که می‌شود حرف زد و به محض اینکه امکان گفت‌وگو بین آنها به وجود می‌آید، یک جلسه تراپی شکل می‌گیرد. هر جا که امکان گفت و گو پدید می‌آید آنها اولین حرفی که می‌زنند درباره مرگ آن کودک است و اینجاست که کاتارسیس به معنای فرویدی اتفاق می‌افتد.

اسدی با بیان اینکه در طول فیلم محیط اطراف شخصیت‌ها، محیط شادی به نظر می‌رسد و درها همه باز است، گفت: گویی عامل تهدیدکننده از بیرون نیست یا اگر از بیرون است چیزی نیست که بتوان جلوی آن را گرفت. درواقع فیلم به شکل سمبولیک نشان دهنده‌ی فضای ذهنی شخصیت‌ها است و می‌گوید امنیت بیرون از ذهن آنها نیست.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :