فروشگاه 5040
کد خبر: ۵۳۹۵
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۷:۲۸
مصطفی نمازیان
50 سال استعمار، 50 سال سکوت مرگبار، 50 سال مرگ نظری ها وقوانین روابط بین الملل، 50 سال مرگ حقوق بشر، مشروعیت تجاوز و وحشی گری، مشروعیت هتک فرهنگ و استقلال، 50 سال بی تفاوتی جهان. آنچه که مهم بود برای جهان اول، تزریق سرمایه های جهان سوم به کالبد بی روح اقتصاد ی غرب بود. کالبدی که با هر شوک وبحران اقتصادی به سمت برپایی جنگ یا غارت منافع کشورهای دیگر سوق می یابد. دموکراسی مانعی بر سر راه تزریق نفت وسرمایه بود. این بار همراهی استقلال نفتی با استقلال سیاسی مانع بزرگی بر سر راه کسانی بود که 26 سال بعد با انواع و اقسام تئوری پردازی ها به مذمت آنچه می پرداختند که به کفته خودشان تخلف از قوانین روابط بین الملل بود. گو اینکه کاپیتولاسیون تخلف از قوانین بین الملل نبود. گو اینکه کودتای 28 مرداد تخلف از قوانین بین الملل نبود و.. هزاران تخلف دیگر که هیچگاه به ثبت نرسیده ونخواهد رسید.

28 مرداد 32 دموکراسی را فدای ولع وحرص اقتصادی نمودند. گویا هنوز قوانین واصول روابط بین الملل تدوین نشد ه بود ویا در دست تدوین بود. گو اینکه حقوق بشر قابل پرداخت به جهان سوم ومسلمانان نبود. البته ملل در نگاه خاص خود حاصل نگاهی بود که جهان را به « توسعه یافته» و « توسعه نیافته» تقسیم می کرد.
 
حق حیات و آزادی از آن «توسعه یافته ها بود و ما حق توحش می پرداختیم. 16 آذر 32 یک حرکت دانشجویی در اعتراض به 28 مرداد 32 بود. هر عملی یک عکس العمل در پی دارد. یکی از مزایای جنبش دانشجویی ، دیرپایی آن نسبت به تاسیس دانشگاه در کشور می باشد. جنبش دانشجویی در کشور قدمتی فراتر از تاسیس دانشگاه دارد. حضور دانشجویان ایرانی در خارج از کشور فرصتی پدید آورد که با توجه به نارضایتی از اوضاع سیاسی داخل کشور و عدم امکان فعالیت سیاسی با توجه به استبداد درونی، امکان فعالیت ضد رژیم و افشای جنایات و ماهیت استبدادی رژیم های حاکم بپردازد. از سویی مشاهده پیشرفت و ورنق مادی کشورهای اروپایی و مقایسه با فقر وعقب ماندگی ایران باعث شد که این قشر به خارج رفته به مدرنیستهایی رادیکالتر از هیات حاکمه تبدیل شوند.
 
در دوره رضاشاه دانشجویان خارج از کشور دست از فعالیتهای سیاسی- اعتراضی بر نداشتند و اقداماتی همچون تظاهرات در آلمان و فرانسه علیه نمایندگان اعزامی رضاشاه ونیز چاپ مقالاتی در نشریات اروپایی علیه حکومت داشتند. تاسیس دانشگاه تهران واکنش رضاخان برای جلوگیری از ایجاد نسل تحصیل کرده معترض آشنا با تحولات جهانی بود. اما شاید فکر نمی کرد که روزی از دل همین دانشگاه و دانشگاههای سبک مدرن، نسلی به پا خیزد که با تکیه بر تفکرات و روشهای مبارزاتی سنتی- تبلیغاتی، ریشه حکومت مدرن خاندان پهلوی را در زمانه ای برچینند که ایران در مسیر عبور از سنت به مدرنیته یا حرکت در مسیر نظریه « پیشرفت وترقی» قرار داشت. تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان در سال 1321 در دانشکده پزشکی واکنشی در برابر قدرت وغلبه ایدئولوژی سوسیالیستی- مارکسیستی در دانشگا ه بود. منشا تاسیس این انجمن یک گروه آموزشی به نام « کانون اسلام» آیت الله سید محمود طالقانی بود. انجمن اسلامی به مرور به یکی از تشکلهای بر جسته دانشجویی کشور تبدیل شد.
 
در سال 1324 و زمان نخست وزیری قوام السلطنه به علت ورود یکی از رهبران سوسیالیست اروپایی به ایران، تظاهراتی توسط شاخه دانشجویی حزب توده سازماندهی شد. بعد از این تظاهرات، دانشجویان مذهبی نیز تظاهرات مشابهب را سازماندهی کرده وحتی برخی از آنها به دیدار نخست وزیر وقت رفتند تا به بیان خواسته های خود بپردازند که آزادی آیت الله کاشانی از تبعید یکی از خواست ههای آنان بود. این تظاهرات اولین ونقطه عطفی در تجمعات سیاسی- دانشجویی کشور می باشد. کودتای 28 مرداد 32 و ماهیت خارجی- استکباری پشت این کودتا، نقش مهمی در شکل گیری ماهیت ضد استکباری جنبش دانشجویی مسلمان ایران داشت. البته در اوایل تاسیس انجمن اسلامی بیشتر گرایشات ملی گرایانه مشهود بود واسلام و اسلام خواهی هنوز جایگاه خود را آنطور که باید وشاید پیدا نکرده بود.
 
در دوره ای دیگر نیز شاهد گرایشات سوسیالیستی- اسلامی در انجمن ها بودیم. 15 خرداد 42 سرآغاز حرکت نوینی در جنبش دانتشجویی بود که اسلام وروحانیت انقلابی و تفکراتشان جای پای خود را باز می کنند وگرایشات دانشجویان نی زبه این تفکرات وحرکت عظیم انقلاب اسلامی گره می خورد. پس از حادثه 16 آذر ، با وجود نفوذ وکنترل نیروهای پلیسی- امنیتی در دانشگاهها، نیروهای دانشجویی در مسایل سیاسی جامعه حضور بیشتر پیدا کردند. ایجاد فضای باز سیاسی در سال 1339 به دانشجویان که به شدت تحت فشار رژیم بودند، فرصتی برای خود نمایی قدرت اجتماعی- سیاسی خود داد.
 
نشست پارک لاله که بالغ بر 30000 نفر از دانشجویان در آن شرکت داشتند و خواستار ابطال انتخابات مجلس بیستم در سال 1339 شدند. در بهمن 1340 به دنبال اعلام اصول ششگانه شاهانه، دانشجویان دست به اعتصابات گسترده ای در دانشکده ادبیات دانشگا ه تهران زدند که بالغ بر 400 نفر مجروح شدند. در این سال نقطه عطفی در تقویم جنبش دانشجویی ایران اسلامی اتفاق افتاد وآن آشنایی با آیت الله خمینی(ره) که علم مخالفت با رژیم مستبد شاهنشاهی را برافراشت هبود. دانشجویان در آذر 1341 به قم رفتند و با ایشان و دیگر مراجع دیدار کردند و نارضایتی ونقطه نظرات خود را در مورد لوایح انقلاب سفید شاه اعلام داشتند. 10 اردیبهشت 1342 دانشجویان به خصوص اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران به دیدار امام خمینی رفته وبا وی دیدار کردند. با دستگیری امام در 14 خرداد 1342، دانشجویان دانشگاه تهران به سرعت واکنش نشان دادند وبا سخنرانی وتشویق دیگران به راهپیمایی و تظاهرات در محوطه دانشگاه پرداختند. در این دوره پیوند دانشجویان وبازاریان متعهد وانقلابی با ایجاد موج عظیم جنبش های اجتماعی با مبنای دینی بر علیه استبداد وابسته به لیبرالیسم خشن جهانی انجامید.
 

پس از سرکوب قیام 15 خرداد 42، 2 تحول اساسی در جنبش دانشجویی رخ داد: 1) گسترش فعالیت های سیاسی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور به خاطر انسداد سیاسی در کشور 2) تشکیل گروههای چریکی دانشجویی در داخل کشور. گسترش روز افزون جمعیت کشور واشتیاق روز افزون آنان به تحصیل علم در دانشگاهها ونبود امکان ادامه تحصیل همه آنان در داخل باعث شد تا جمع کثیری از دانشجویان به دانشگاههای خارج سرازیر شوند و خود باعث شکل گیری جنبش دانشجویی در خارج از کشور شوند. جنبش دینی- سیاسی بعد از 15 خرداد باعث شد که جنبش دانشجویی مسلمان بیش از پیش به این حرکت عظیم نزدیک وهمفکر شود.
 
البته با توجه به اینکه هدف ما بررسی جنبش دانشجویی مسلمان می باشد از بررسی گروههای چریکی – دانشجویی با گرایشات سوسیالیستی و مارکسیستی خود داری می کنیم. انقلاب فرهنگی که در دهه 50 اتفاق افتاد و بسیاری از اندیشمندان اسلامی با تکیه بر امکانات بالقوه دانشجویی راهی نو پیش روی جوانان گشودند. دکتر شریعتی، آیت الله مطهری، آیت الله طالقانی و.. با تاسیس کانون های فکری وجلسات سخنرانی و.. به تلاش گسترده ای جهت پی ریزی بیداری اسلامی وهویت اسلامی دانشجویان پرداختند.
 
در دهه 50 جنبش های دانشجویی گسترش سریعی به کل کشور داشتند و دانشگاههای کشور بیش از پیش به صحنه مخالفت جدی با رژیم منحوس تبدیل شد. و سرکوب هر قیام دانشجویی زنده کننده قیام دیگر بود. درگذشت مشکوک دکتر شریعتی فرصت مناسبی بود تا دانشگاهها محل برگزاری افشاگریها از طریق برپایی نمایشگاهها، سخنرانی ، کنفرانس شد. پیوند ورحانیت ودانشجو وروشنفکر اسلامی به ثبات رسیده بود و همزمان در خارج از کشور نیز صدای اعتراضات دانشجویان و فریاد انقلابی مردم ودانشجویان به گوش جهانیان می رسید.
 
 گرمای انقلاب سردی جنگ سرد بلوک شرق وغرب را تحت تاثیر قرار داد وپیروزی انقلاب به نقطه وحدت سرمایه داری ولیبرالیسم تبدیل شد. سازمانهای خاموش بیدار شدند وحامیان دیروز رژیم منحوس وضد حقوق بشر به مخالفان انقلاب اسلامی تبدیل شدند. در همه این سالها و آنچه که بر ایران و جنبش دانشجویی گذشت، نقش آمریکا وغرب در سرکوب از یکسو و وابستگی و استعمار از سوی دیگر غیر قابل انکار است. خاندان پهلوی که اینک با انقلاب در جهان سوم روبه رو شده بودند بار دیگر به دامان پر مهر حامیان خود پناهنده شدند:

هرکسی کو درو ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش
در همه این سالها از براندازی دولت دکتر مصدق تا پیروزی انقلاب، سازمان های جهانی قدم مثبتی در راه احقاق حقوق ملت برنداشتند وبا پیروز یانقلاب اسلامی و اعلام واضع خارج از چارچوب مارکسیسم ولیبرالیسم از سوی رهبران انقلاب، این سازمانها به حامیان وظایف خود ! آگاهی یافتند. حاکم دست نشانده از حکومت رخت بربست وسفارت حامیان پابرجا ماند. پا برجا ماند تا آنچه کند که خاندان پهلوی نتوانستند با انقلاب کنند. ماندند تا انقلاب نماند.
 

دانشجویان انقلابی هنوز خاطره سالهای استعمار سیاه آمریکا در قالب انقلاب سفید شاه را در یاد داشتند. خونها به ناحق ریخته 16 آذر را به یاد داشتند و در تاریخ خوانده بودند که غرب واستعمار چه بر سر انقلابها وانقلابیون آورد هاست. سفارت آمریکا می خواست صفحات سیاه تاریخ را پیش روی ملت ایران باز نگه دارد وسر نوشت انقلاب ایران را به دیگر انقلاب های مادی پیوند بزند. اینک جهان به قانون گرایی وقانون مندی رسیده بود. در شرایطی که هیچ قانون وقاعده ای برسر راه اقدامات ضد انسانی و ضد انقلابی آمریکا ایجاد نمی شد. اگر اینگونه بود که هیچگاه شاهد کودتاهای ضد مردمی علیه دولتهای انقلابی آمریکای لاتین وسایر بلاد نبودیم.
 
دانشجویان مسلمان تصفیه شده از تندروی گروههای سوسیالیستی ومحافظه کاری لیبرالها، می دانستند که حاصل سالها مجاهدت، مبارزه وبه ناحق ریخت هشدن خون آزادی خواهان که اینک در قالب انقلاب سالامی تبلور می یابد به هیچ وجه مورد رضایت حاکمان سیاه فکر جهان مادی نیست ونخواهد بود.

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا امری بود که پوزه امپریالیسم جهانی را به خاک مذلت کشاند. نکته جالب توجه این است که در تاریخ جنبشهای دانشجویی تنها جنبش دانشجویی ایرا نبود که توانست به انقلاب منجر شود وبدین خاطر بود که دانشجویان این انقلاب را متعلق به خود دانسته وسعی در حفظ آن داشتند.

آنچه که امروز بعد از گذشت حدود 30 سال از حماسه 13 آبان 58 تحت عنوان نقد وبررسی این حرکت عنوان می شود در چند مورد خلاصه می شود: عده ای این حرکت را یک حرکت احسای وبه دور از عرف وقوانین بین المللی می دانند که در میان آنها تعدادی از انقلابیون پشیمانی که یاد آور پشیمانی برخی رهبران جنبش دانشجویی فرانسه دهه 60 می باشد. عده ای دیگر با توجه به اینکه در آن زمان هنوز دولت مقتدر در ایران شکل نگرفته بود ومخالفان جهانی زیادی داشت واز طرفی دیگر باید هر حرکتی را در چارچوب زمانی خود نقد وبررسی کرد ، کماکان از آن حرکت انقلابی دفاع می کنند و آن اقدام را در ان شرایط حاکم بر جهان تایید می کنند.
 

برای ما جای تعجب است کسانی که این حرکت ر ایک حرکت ضد عرف بین المللی می دانند، نسبت به سکوت همین نهاد ها وناکارآمدی قوانین بین الملل در محکومیت وممنوعیت دخالتهای 50 ساله انگلستان ومخصوصا امریکا در امور ایرا ناسلامی هیچ گونه موضعی نمی گیرند. البته اتفاقات رخ داده بعد از تسخیر لانه جاسوسی همچون اسناد بدست آمده از همکاری گروهکها وافرادی در بدنه نظام به قصد براندازی تا تحرکات بعدی گروههای مخالف علیه نظام و جنگ 8 ساله علیه ایران تایید کننده اقدامات فاتحان می باشد.
 
 باز هم در طول 8 سال دفاع مقدس شاهد سکوت مرگبار نهاد های بین المللی ونا کارآمدی قوانین وعرفها! در احقاق حقوق ملت ایران بوده ایم. سوال ما از آقایان مخالف این حرکت وطرفداران عرف بین الملل این است در صورتیکه خدای ناکرده انقلاب ما را سرنگون می کردند، کدام نهاد وقانونی می توانست درمقابل کودتا گران وحامیان جهانی آنها مقابله کند؟ در نظم نوین جهانی اولویت با کیست وچیست؟ آیا قوانین وعرفها در همه شرایط کارآمد بوده اند، کارآمدی در چه مسیر وبه نفع چه کسانی؟ آیا امروز حق وتو در جهت احقاق حقوق ملتها بدون تقسیم بندی وتبعیض عمل می کند؟ بهتر است در تحلیل وبررسی حماسه 13 آبان با توجه به شرایط آن زمان دست به تفسیر و تحلیل بزنیم.
 
بهتر است به اندازه ای که سعی در محکومیت وزیر سوال بردن حرکت مسالمت آمیز و آرام فاتحان انقلابی داریم، به محکومیت کسانی بپردازیم که 50 سال به ریش تمام نهادها، سازمانها وبند بند بیانه حقوق بشر خندیدند. تسخیر لانه جاسوسی حرکتی آرام وبدون خشونت بود با حمله به سفارت ایران در انگلستان در اوایل انقلاب توسط گروههای تروریستی که با شهادت برخی کارکنان سفارت حمله بود به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. حرکت اول مورد توجه مطبوعات ونهادها وعرف! بود ودومی با سانسور خبری وسکوت مرگبار نهادها وناکارآمدی قوانین همرا هبود. راستی از حمله وحشیانه به سفارت ایران در انگلستان چه می دانید؟
کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
سامان تل
فروشگاه اینترنتی بانک سامان
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین