کد خبر: ۴۹۲۰۸
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۶
 
یار نزدیک مسعود بارزانی در گفت و گو با بولتن نیوز :
سید جمیل پنجه یکی از شخصیت های کرد عزاقی است که سال ها بر ضد جمهوری اسلامی به فعالیت پرداخته است . حضور وی در کردستان عراق و فعالیت های گروه وی تاثیر زیادی در آوارگی مردم کردستان داشته است اما حرف های وی در مورد پشتیبانی هایی که از وی می شود و همچنین روابط گروهک هایی چون کومله و دموکرات می تواند تاثیر مهمی در شناخت اهداف و برنامه های آنان داشته باشد . . .
در چند روز گذشته سایت خبری تحلیلی بولتن نیوز در خصوص همکاری های یک دهه ای گروهک کومله با رژیم بعث در جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران گزارش کاملی را منتشر کرد ، با استناد به سخنان یکی از شخصیتهای صاحب نام کردستان و افشای مسئله کمکهای تسلیحاتی صدام حسین معدوم به گروهک کومله از زبان ایشان که شاهد ماجرا بودند قول دادیم تا متن کامل مصاحبه اختصاصی خود  را با سید جمیل پنجه منتشر کنیم .لازم به ذکر است که این مصاحبه در اربیل عراق انجام شده و از کردی به فارسی ترجمه شده است .سید جمیل پنجه ساکن اربیل کردستان عراق، و از یاران نزدیک مسعود بارزانی در حال حاضر می باشد.



سید جمیل پنجه شخصیت سیاسی و آیینی کردستان  که سالیان متوالی در عراق و حکومت اقلیم کردستان زندگی می کند در گفتگو  با ما  این موضوع را مخفی نمی کند که صدام و حکومت بعث همکاری چشم گیری با احزاب کردستان ایران داشته اند . وی می گوید قبلا که در بغداد بودم بنا به در خواست و تقاضای جناب بارزانی به کردستان بازگشتم  و این اتفاق زمانی روی داد که آقای بارزانی اعلام کردند که به کردستان باز گردم و من به کردستان بازگشتم و در اربیل اقامت کرده و هم اکنون نیز دو مقر داریم.گفت و گوی ما با این شخصیت که در مقابله با نظام جمهوری اسلامی قرار دارد می تواند وجه مهمی از حمایت های پشت پرده آنان را فاش کند. 

*شما در ابتدا دفتر یا نمایندگی داشتید و این امر چه زمانی روی داد؟

سال 1983 در سلیمانیه بودم در آن زمان من هوادار مردم بودم و مردم نیز به طرف من کشیده شدند و این نیزدر حالی صورت گرفت که بنا به خواست مردم یک مکتب دینی سیاسی تاسیس کردم.

*از حکومت بعث این درخواست را کرده بودید؟

بله آنها راضی بودند در قبال جنگ با نیروهای ایرانی در جبهه ها ، به ما مجوز و امکانات تاسیس مکتب دینی سیاسی سید جمیل حسینی را صادر کنند و این کار را هم کردند و برای کومله هم اردوگاه ساختند

.

* شما که در اصل اهل سنندج هستید و در روستای پنجه سلیمانیه بودید آنزمان به چه کاری مشغول بودید؟

خانواده ما از طایفه ارشادی بودند نه تنها در ایران بلکه در اطراف نیز مشهور بودند طایفه پنجه  به مدرسه علمیه پنجه مشهور شدند و تمام روحانیون این منطقه در پنجه درس میخواندند ما در آن زمان بر ضد حکومت ایران فعالیت می کردیم.

 * اما بعدها نام مکتب خود را تغییر دادید؟

  
بله نام سازمانمان را به سازمان شورای مرکزی ایران تغییر دادیم و روزنامه ای نیز داشتیم بنام هلمت و این روزنامه سالها فعالیت داشت.

*قبلا در بغداد ساکن بودید الان در اربیل  چرا به اربیل باز گشتید؟

 بله در بغداد بودم جناب بازرانی به بغداد امدند و گفتند به کردستان بازگردید و ما به اربیل آمدیم و الان نیز دو مقر داریم و جماعتی نیز با ما هستند اما فعالیت مسلحانه نداشته ایم.

*شورای مرکزی ایران به چه معناست؟

به این معنا که شورایی برای همگان است و هر کسی میتواند با این شوار همکاری داشته باشد.
    
*تقاضایتان و خواسته تان چه بوده است؟

ما تقاضای دولت دمکراتیک برای ایران و خودمختاری یرای کردستان را داریم.

*آن زمان نیروی مسلح داشتید؟

 
بله هنوز هم داریم!  زیر سایه حکومت اقلیم

 
*فعالیتتان در چه منطقه ای بوده است؟

ما تیمی را به منطقه اعزام نکرده ایم  اما مسلح داشته ایم و هرگز یک نفر را هم به ایران نفرستاده ام.

 
*پس شما بر ضد ایران فعالیت نداشته اید درسته؟

 
نه نه میتوانستیم اما در این میان مردم کشته می شدند و چه سودی داشت؟

*خوب چرا این سیاست را در پیش گرفتید بسیاری از احزاب فعالیت مسلحانه داشته اند؟

  
آنها هم نکرده اند! چه کار کرده اند؟ برخی اوقات تعدادی افراد را فقط به کشتن داده اند چه فعالیتی کرده اند که جای بحث و تفکر داشته باشد؟ فعالیت مسلحانه امکان پذیر نیست  و مردم نیز بد شده اند هر جا فردی مسلح را میبینند فوری اطلاع و گزارش می دهند.

*پس کار آیینی کرده اید؟

  همیشه انجام داده ایم من با تمام روحانیون ایران ارتباط دارم با روحانیون شیعه نیز ارتباط دارم و این وظیفه ما بوده است.

* این ارتباطات با روحاینون شیعه  توانسته به فرصتی برای مشکلات و حل این مشکلات در کردستان شود؟

بله توانسته و سند هم در این زمینه دارم.

 
*چکار کرده اید؟ میتوانید اعلام کنید؟

این سری است و نمیتوانم اعلام کنم!

*شما بعنوان جریان خود تا بحال با ایران وارد مذاکره شده اید؟

نخیر چون ما زمانی دوشادوش صدام بر علیه رزمندگان می جنگیدیم!!!.

 

*به نظر شما احزاب کردی توانسته اند نماینده مردم کرد باشند؟

اگر بتوانند متحد شوند و یکی شوند میتوانند ما هیچ کاری از دستمان بر نمیاید اگر حکومت هم بخواهد مشکل کرد را حل کند می توانند این کار را در داخل انجام دهند برای نمونه سخنان نماینده فقید سنندج بسیار مفید بود آیا احزاب دیگر میتوانستند چنین طرحهایی ارائه دهند؟

*شما چند سالی در بغداد بودید و با صدام  رابطه داشتید؟ و این ارتباطات در چه سطحی بود؟

مگر میشود حزبی در عراق باشد و با حزب بعث ارتباط نداشته باشد؟ مگر میشود؟مگر مقر حزب دمکرات و کومله در بغداد هم نبود؟ آنها چندین مقر نزدیک کاخ ریاست جمهوری داشتند!

*ارتباطات این احزاب در چه حدی بود؟

 
کومله ها فعالیتهایی مثل بمب گذاری راه بندان و غیره را با کمک بعث انجام می دادند. البته این کار هم از روی اجبار وتحمیل صورت میپذیرفت  چون ما در خاک عراق بودیم و تابع تصمیمات دولت عراق. و شخص پرزیدنت صدام حسین!

*ارتباط شما با حزب بعث و ارتباط احزاب کردی با صدام حسین چه منفعتی برای حل مشکل کرد داشت؟

 

 
بله منفعت داشت  چرا که احزاب آزاد بودند هر کاری انجام می دادند. من  ندیده و نشنیده بودم که حزبی از روی اجبار وادار به کاری شده باشد . دمکرات و کومله در بغداد مقر داشتند  و هر کاری داشتند با بعث هماهنگ می کردند بعث هم آنها را یاری می رساند.آنها دوشادوش سربازان عراقی و افسران صدام حسین با نیروهای ایرانی می جنگیدند.

 
*پس با این اوصاف با نظرات شما میتواینم بگوییم که حکومت عراق از کردهای ایران حمایت و پشتیبانی میکردند؟

     
بله صد در صد از احزاب کرد ایرانی حمایت میکردند. البته امروزه که این دولت سرنگون شده و حکومت اقلیم نیازهای کومله و ما را تامین می کند.

*پس با این اوصاف احزاب ایرانی از بعث اسلحه دریافت می کردند ؟

بله پس فکر میکنید حزب دمکرات از کجا اسلحه دریافت می کرد؟ و چندین ماشین اسلحه وارد اردوگاههایشان میشد بله خبات دمکرات و کومله از حزب بعث اسلحه دریافت می کردند

.

*پس چرا خودتان دریافت نکردید؟

ما افرادمان کم بودند من در سلیمانیه فقط بیست نفر داشتم و خودمان اسلحه داشتیم به لطف برادر بارزانی!

 
*آیا با صدام در مورد ایران و مشکل کرد مذاکره کرده اید؟

بله با هم نشست داشته ایم و صحبتهای زیادی انجام دادیم  و وی نیز از ما حقیقتا حمایت می کرد.

*صدام چگونه به مسئله کرد نگاه می کرد؟

 
او میگفت ما آماده ایم با شما همکاری کنیم هر چند می دانست احزاب ایرانی در این سطح همکاری نیز نیستند اما اما او نیز در حدی همکاری میکرد که به مشکلات افزوده شود خودش مستقیما دخالت نمی کرد اما اسلحه می داد و کومله و دمکرات و خبات از صدام اسلحه دریافت می کردند و از ما می خواست در قبال این کار در جبهه ها همچون جان فدای صدام بر علیه نیروهای ایرانی بجنگیم

بازدید از صفحه اول
نام:
ایمیل:
* نظر: