کد خبر: ۳۸۰۰۲
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۸۹ - ۱۷:۰۲
اشرف در انتخابات دوره شانزدهم تعدادي از وکلاي مورد اعتماد خود را چون سرتيپ پيراسته، عزيز زنگنه و منوچهر تيمورتاش به مجلس فرستاد و در مقابل جبهه ملي قرار گرفت و در کار مجلس و دولت اختلال نمود. وي تمام تلاش خود را در سقوط دولت دکتر مصدق و نخست‌وزيري قوام‌السلطنه انجام داد و رابط بين شاه و قوام شد تا اختلافات گذشته را کاهش دهد.

بولتن نیوز: اشرف پهلوي خواهر دوقلوي محمدرضاشاه که در 4 ابان 1298ش در تهران به دنيا آمد، يکي از چهره‌هاي معروف تاريخ معاصر ايران است. او که از جسارت و شجاعت بيشتري نسبت به محمدرضا برخوردار بود، در جاي جاي تاريخ عصر پهلوي حضوري مستقيم داشت و در جهت حفظ و بقاي سلطنت پهلوي مي‌کوشيد. يكي از مهم‌ترين نقشي که اشرف پهلوي در حيات تاريخ سياسي سلطنت پهلوي ايفاء كرد، کودتاي 28 مرداد 1332 و ساقط نمودن حکومت ملي دکتر مصدق بود.

اشرف که در خلال سالهاي 1325 الي 1330 يکي از مهره‌هاي پرنفوذ دربار به حساب مي‌آمد و در نصب و عزل بسياري از رجال نقش داشت پس از نخست‌وزيري مصدق در مقابل او قرار گرفت و همراه مادرش تاج‌الملوک جناح درباري مخالف دولت مصدق را تشکيل داد. او در انتخابات دوره شانزدهم تعدادي از وکلاي مورد اعتماد خود را چون سرتيپ پيراسته، عزيز زنگنه و منوچهر تيمورتاش به مجلس فرستاد و در مقابل جبهه ملي قرار گرفت و در کار مجلس و دولت اختلال نمود.





وي تمام تلاش خود را در سقوط دولت دکتر مصدق و نخست‌وزيري قوام‌السلطنه انجام داد و رابط بين شاه و قوام شد تا اختلافات گذشته را کاهش دهد. اما بروز وقايع سي تير 1331ش نقشه‌هاي او را بر آب کرد و پيدا شدن مدارک و اسناد ارتباط اشرف و ملکه پهلوي با اخلالگران و قوام‌السلطنه، مصدق را وادار به اعتراض کرد. بدين ترتيب دکتر مصدق در دور دوم نخست‌وزيري خود اشرف پهلوي و تاج‌الملوک پهلوي را تبعيد نمود اما اشرف از فعاليت بر ضد حکومت ملي دست برنداشت و در فرانسه نيز همچنان به مخالفت با دکتر مصدق پاي مي‌فشرد. زمانی که اجرای طرح کودتا علیه دکتر مصدق در دستور کار دولت های انگلستان و آمریکا قرار گرفت، همکاری محمد رضا پهلوی با کودتاگران به صورت یک امر الزامی مطرح شد. اما محمد رضا به دلیل این که ذاتاً شخصیت ترسویی داشت از مشارکت در اجرای این طرح خودداری می کرد. به همین سبب اعضای ستاد مدیریت  کودتا در آمریکا و انگلیس تصمیم گرفتند تا از اشرف برای رساندن پیام خود و یک نامه کاملاً سری به شاه استفاده کنند.

اشرف با نام  بانو شفیق در سوم مرداد 1332 وارد ایران شد. خبر ورود وی به ایران به سرعت منتشر شد.   این سفر مجموعاً ده روز طول کشید. اشرف در خاطراتش در زمینه کودتا علیه مصدق می گوید:«سالهای حکومت مصدق در ایران از دشوارترین ادوار سلطنت برادرم بود. مصدق درست یک ساعت پس از انتصاب به نخست وزیری پیامی برای من فرستاد که در عرض 24 ساعت ایران را ترک کنم. نخستیم واکنش من آن بود که اعتنایی به این ضرب الاجل نکنم و با مصدق مبارزه کنم اما نظر مشورتی برادرم این بود که کشور را ترک کنم و من به فرانسه رفتم. در تابستان 1332 یک نفر ایرانی که نمی­توانم نامش را فاش کنم و بنابراین او را آقای ب خواهم نامید به من تلفن کرد و گفت پیامی فوری برایم دارد. وقتی با هم ملاقات کردیم به من گفت: که امریکا و انگلیس درباره وضع کنونی ایران بسیار نگرانند و نقشه­ای برای حل مساله دارند که به نفع شاه خواهد بود او افزود که همکاری من برای عملی شدن این نقشه ضروری است و اگر بپذیریم با دو مرد امریکایی و دیگری انگلیسی که اسمشان را نمی­تواند به من بگوید ملاقات کنم. ایشان همه چیز را برایم توضیح خواهند داد.





هنوز 24 ساعت از این ملاقات نگذشته بود که تلفن مجدداً زنگ زد این بار یک امریکایی گوشی را داشت و خود را فقط دوست آقای ب معرفی کرد. وی از من خواست که ساعت 4 بعدازظهر روز بعد به رستوران کاسکاد در بورلونی بروم. روز بعد با تاکسی به رستوران مزبور رفتم به مجرد این که از در وارد شدم دو مرد به طرف من آمدند و به گرمی با من احوالپرسی کردند و من بدون مقدمه سوال کردم «منظور آقایان چسیت؟» مرد آمریکایی گفت: اینجا نه والاحضرت برای گفتگو باید به جای دیگر برویم. با هم به آپارتمانی واقع در محله مسکونی نزدیک سن کلو رفتیم. مرد امریکایی به من گفت: که نمایند جان فاستر دالس است و آن مرد انگلیسی هم نماینده چرچیل است. مرد امریکایی به من اطمینان داد که با خلوص نیت صحبت می­کند و اضافه کرد: دستگاه اطلاعاتی ما به ما می­گوید که شاه هنوز در بین مردم محبوبیت دارد و با آنکه رئیس ستاد ارتش تیمسارریاحی از مصدق حمایت می­کند اکثریت افسران ارتش و سربازان به شاه وفادارند. مرد انگلیسی که تا این زمان تقریبا ساکت بود گفت:زمان عمل فرارسیده است ولی ما باید از شما تقاضای کمک کنیم اگر شما این ماموریت را قبول کنید می­توانیم جزئیات برنامه را به شما بگوییم...

در ملاقات دوم که در همان آپارتمان قبلی بود آنان توضیح دادند که اولین قدم برای اجرای نقشه مورد نظر یافتن وسیله مطمئن است برای رساندن پیامی به شاه؛ و چون شخص حامل پیام بایست بسیار قابل اعتماد باشد تا هیچ نوع امکانی برای درز کردن خبر وجود نداشته باشد به فکر من افتاده اند پرسیدم: آقایان آگاه هستید که من در تبعیدم و گذرنامه معتبری که بتوانم با آن به ایران وارد شوم در اختیارندارد؟ مرد امریکایی گفت:این جزئیات را به ما محول کنید سپس وی یک شماره پرواز ارفرانس به من داد گفت: که درست قبل از ساعت پرواز در فرودگاه اورلی حاضر باشم تا بلیط را در انجا به من بدهند. دو روز بعد در یک روز بارانی مردادماه با یک چمدان کوچکی که در دستم بود به ترمینال خروجی فرودگاه اورلی رفتم در انجا باربری به من نزدیک شد و چمدان مرا گرفت و به من گفت:به دنبال او بروم... در پای پلکان هواپیما به من کارت عبور داده شد و پاکتی که می­­بایست به برادرم برسانم.





هواپیما سروقت پرواز کرد زمانی که به تهران رسیدم مرا مستقیماً دو نفر به منزل یکی از برادران ناتنی­ام در محوطه سعدآباد بردند... هنوز نیم ساعت از ورودم نگذشته بود که خدمتکاری سراسیمه وارد شد و گفت فرماندار نظامی تهران می خواهد مرا ببیند فرماندار نظامی وارد شد و گفت: والاحضرتا ورود شما به اطلاع نخست وزیر اطلاع داده شده است بدین سبب به هواپیمای ارفرانس دستور داده شده است که برای بازگرداندن فوری شما از کشور در فرودگاه منتظر بماند. به او گفتم: به اربابت بگو به جهنم برود اگر می خواهید مرا بازداشت کنید بفرمایید من اینجا هستم ولی او نمی تواند به من دستور بدهد که مملکتم را ترک کنم. روز بعد خدمتکاری خبر آورد که ملکه ثریا بعدازظهر به باغچه پشت خانه ای که محل اقامت من در سعدآباد بود خواهد آمد به محض اینکه زن برادرم را دیدم به خارج رفتم و به سرعت پاکتی را که با خود آورده بودم به او دادم و بی درنگ به درون خانه بازگشتم.(هنوز هم نمی توانم محتوای پاکت سرنوشت ساز را فاش کنم) چند روز پس از آن نیز در ایران ماندم. اقامت من نه روز دیگر به طول انجامید. ظاهراً برای این که به مسائل مالی و شخصی خود رسیدگی کنم. در این چند روز در کاخ سعد آباد ماندم و درست ده روز پس از ورود به ایران اسکورت نظامی مرا تا فرودگاه مهر آباد و هواپیمای ارفرانس بدرقه کرد. بدین ترتیب پاکتی که شاه را از برنامه و چگونگی اجرای کودتا علیه دولت دکتر مصدق با خبر می کرد در این سفر چند روز اشرف به ایران در اختیار شاه قرار گرفت.


 

 

منبع: روزنامه کیهان 4/5/1332  و چهره هایی در آینه (متن کامل خاطرات اشرف پهلوی)، به قلم اشرف پهلوی، صص187ـ 180.

کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین