فروشگاه 5040
کد خبر: ۳۷۶۰۳
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۴
حاميان اصلاح طلبان در گروهك هاي معارض و رسانه هاي ضدانقلاب، تحليل هاي جالب توجهي را درباره شرط گذاري اخير خاتمي براي حضور در انتخابات مجلس منتشر كرده اند.
حاميان اصلاح طلبان در گروهك هاي معارض و رسانه هاي ضدانقلاب، تحليل هاي جالب توجهي را درباره شرط گذاري اخير خاتمي براي حضور در انتخابات مجلس منتشر كرده اند.

حسين باقرزاده عضو گروهك منافقين و از همكاران روزنامه زنجيره اي نشاط در دوران اصلاحات، درباره سخنان خاتمي در جمع اقليت مجلس و شرط گذاري براي انتخابات نوشت: حكايت آقاي خاتمي حكايت همان كسي است كه به ده راهش نمي دادند او سه شرط آزادي زندانيان، پايبندي به قانون اساسي و انتخابات سالم و آزاد را مطرح كرده است اين شرط ها آن قدر نامشخص و مبهم است كه حاكميت همواره مي گويد آنها را محقق كرده است. علاوه بر اين معلوم نيست آقاي خاتمي در پاسخ به دعوت كدام مقام در جمهوري اسلامي براي شركت اصلاح طلبان در انتخابات اين شروط را پيش كشيده، و تضمين تحقق اين شروط را از چه مقام يا مقاماتي خواسته است. آيا هنوز آقاي خاتمي اين پيام حاكميت را در نيافته كه ديگر جايي براي او در جمهوري اسلامي باقي نمانده است؟

اين منافق حامي اصلاح طلبان در روزگار حاكميت آنان ادامه مي دهد: از موفقيت هاي دولت و مجلس اصلاح طلبان اثري باقي نمانده است. در واقع نقش اصلاح طلبان از دولت دوم خاتمي و پس از آن ايجاد اميد كاذب در مخالفان بوده در حالي كه حركت آنها از همان مجلس ششم نشان داد عقيم است و كارايي ندارد. پس از آن هم ديگر آب رفته به جوي بازنگشت، نه در دولت دوم خاتمي، نه در انتخابات مجلس هفتم با حضور اصلاح طلبان و نه در انتخابات سال 84 و .88 اكنون بسياري از اصلاح طلبان به عقيم بودن پروژه شان پي برده اند. اكنون كساني مانند موسوي به عقيم بودن جنبش اصلاحات پي برده اند.
وي در سايت ايران امروز اضافه كرد: اقليت اصلاح طلب در مجلس مايل است دوباره به مجلس بازگردد و حاكميت نيز ممكن است حضور برخي از آنان را در صورتي كه با جنبش سبز مرزبندي كنند، تحمل كند اما بدون توبه و فاصله گرفتن از جنبش سبز، حاكميت ديگر هيچ اصلاح طلبي را در حاشيه امن قرار نخواهد داد... اكنون خاتمي شروط مبهمي را مطرح مي كند از جمله آزادي زندانيان سياسي، مگر خود او نبود كه سال 78 در برابر شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد در دانشگاه تهران گفت كه ما در ايران زنداني سياسي نداريم. حاكميت هم بازداشت شدگان حوادث سال گذشته را زنداني سياسي نمي داند. شرط گذاشتن هاي خاتمي در حالي كه رژيم او را به جنايت و خيانت متهم مي كند، داستان همان كسي است كه او را به ده راه نمي دادند.

در همين حال «گويا نيوز» هم در تحليل رويكرد خاتمي نوشت: سخنان خاتمي در حالي مطرح شده كه هنوز افسردگي از ميان اصلاح طلبان رخت برنبسته است. اين سخنان از چند منظر قابل بررسي است اول اينكه آيا اساساً اصلاح طلباني كه بيشتر آنها پس از حوادث سال گذشته داراي پرونده هاي امنيتي شده اند مي توانند برخلاف قانون انتخابات در انتخابات نامزد شوند؟ آيا شوراي نگهبان چنين اجازه اي را مي دهد؟ دوم اينكه بر فرض محال به آنها اجازه شركت هم بدهند. مگر مجلس ششم در اختيار آنها نبود چه كردند؟ سوم اينكه در سال هاي 79 تا 83 مجلس و دولت (هر دو قوه) در اختيار اصلاح طلبان بود. پس چرا نتوانستند كاري از پيش ببرند.
گويانيوز اضافه مي كند: مگر نه آن كه خاتمي در دوره رياست جمهوري، خود را بي اختيار و تداركاتچي مي ناميد. حال سخنان جديد او به چه معناست.
«بالاترين» ديگر رسانه ضد انقلاب بود كه در تحليل گفته هاي خاتمي تأكيد كرد: هر چه قدر هم خاتمي شرط بگذارد، به نظر نمي رسد شرايط براي رونق مجدد بازار اصلاح طلبان مناسب باشد. موسوي هم سوخت رفت. آيا اصلاح طلبان هنوز سرباز ديگري كه در پس پرده نهان باشد دارند كه بتوانند به ميدان بفرستند؟
سايت گروهكي اخبار روز هم اگرچه در فتنه و آشوب سال گذشته از حاميان دو آتشه فتنه گران بود اما اين بار نوشته است: اخيراً محمد خاتمي كه نمي دانيم بگوييم خدا چه كارش بكند و مي ترسيم بالاخره كاري دست جنبش بدهد، كف خواسته هاي خود را در مورد شركت در انتخابات اعلام كرده است. اما كسي نيست به او بگويد كه كار از كف كه سهل است، از سقف هم گذشته است و حالا صحبت بازداشت موسوي و كروبي و خود خاتمي است.

سايت راديو زمانه ارگان اپوزيسيون مقيم هلند نيز خاتمي را فردي متناقض معرفي كرد و به نقل از «امين بزرگيان» (از روزنامه نگاران زنجيره اي فراري) نوشت: هيچ كس به اندازه خاتمي در ميان چهره هاي سياسي تا اين ميزان پارادوكسيكال نيست: تكليف ما با همه چهره هاي سياسي روشن است غير از خاتمي. او از سويي سمبل موفقيت ما و از سويي ديگر سمبل شكست و ناكامي اپوزيسيون است. در واقع پروژه اصلاحات شكست خورد و از دل آن مهم ترين مخالفان دموكراسي ]!؟[ بيرون آمدند و رئيس دولت شدند. اين تناقض به شخصيت خود خاتمي برمي گردد. ما نبايد انتظار نابجايي از خاتمي داشته باشيم او همين است و در نظر نگرفتن تناقض هاي وي و انتظارات نابجا از او باعث عكس العمل هاي هيستريك در ما مي شود.
اين ضد انقلاب پاريس نشين همچنين گفت: جريان و سران جنبش سبز اصولاً بايد از اپوزيسيون شدن جلوگيري كنند تا بتوانند از حاكميت يارگيري كنند و اختلاف و دو دستگي ايجاد نمايند، كاري كه با اپوزيسيون شدن نمي توانند.

وي در عين حال چند سطر بعد خط بطلاني بر ادعاي قبلي خود كشيد و گفت: اين حرف من به اين معنا نيست كه فكر كنيم تنها راه، پروژه اصلاح طلبان و راهي است كه خاتمي مي رود. اين حرف من نبايد ما را نسبت به پروژه «پوچ» خاتميون بي تفاوت كند. مهم ترين مشكل به نظر من در پروژه جديد خاتمي اين است كه او بين دوران پيش از جنبش سبز و پس از آن تمايزي قائل نمي شود. خاتمي نسبت به ماهيت جنبش سبز- هر چند كه از درون جنبش اصلاحات زاده شده اما هويت مستقلي دارد- دچار كوررنگي است. اكنون تغييرات اساسي در بازي ايجاد شده و اگر خاتمي به گونه قبلي به مسئله نگاه كند، مشكلات عمده اي در نقش سياسي او ايجاد مي شود كه براي همه ما فقداني بزرگ است.

يادآور مي شود تدارك جريان هاي ضد انقلاب جهت فاتحه خواني و گرفتن ختم خاتمي در حالي است كه پريروز سايت جرس تصريح كرده بود خاتمي براي نقش آفريني، بايد نماز ميت بر جنبش سبز بخواند! بدين ترتيب سؤال طنزآميز اين است كه آيا مرده مي تواند بر مرده نماز ميت بخواند؟! و اگر مي تواند، آيا اين خاتمي است كه بايد نماز ميت بر فتنه سبز و موسوي و كروبي بخواند يا كروبي و موسوي بايد براي خاتمي و هم قطارانش نماز ميت اقامه كنند؟!

كيهان
     

کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
سامان تل
فروشگاه اینترنتی بانک سامان
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین