کد خبر: ۳۴۶۹
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۸
بحران قفقاز نتیجه "اشتباه استراتژیک" گرجستان بود که با نمایش اقتدار مسکو و تردید غرب بویژه آمریکا ادامه یافت و سر آغاز دوران جدیدی در روابط مسکو و غرب خواهد بود.
مناقشه قفقاز که ناشی از استقلال خواهی دو منطقه اوستیا و آنجازیا بود به یک "جنگ تمام عیار" بین گرجستان و روسیه تبدیل شد به طوری که بحرانی جدی را نه تنها در سطح منطقه، بلکه در سطح جهانی بوجود آورد و هشدار بسیاری از کشورها و سازمانهای بین المللی را درباره گسترش این بحران در پی داشت.

بحران قفقاز از چند بعد قابل بررسی و مداقه است؛ یکی اینکه این بحران در قالب رشد "قوم گرایی" و خرد شدن ملتها قرار می گیرد و به نوعی یکی از اثرات جهانی شدن است. در دنیای جهانی شده کشورها با تمایلات متعارض مواجه می شوند از یک سو شاهد تمایلات فراناسیونالیستی ملت خویش هستند و از سوی دیگر قوم گرایی و خرده ناسیونالیسم داخلی را تجربه می کنند.

به همین خاطر کشورها در اعمال حاکمیت خویش با مشکلات زیادی مواجه هستند و هر آن با درخواست های متعارض با حاکمیت خویش روبرو می شوند. وضعیت مناطق جدایی طلب گرجستان نیز در قالب قوم گرایی آنهم به تاثیر از جهانی شدن قابل بررسی است.

مناقشه قفقاز در بعد "تعارض قوا" و منافع کشورهای بزرگ نیز قابل بررسی است. بحران اوستیا به واسطه تعارض قدرت بین روسیه با آمریکا و ناتو به یک بحران جدی و بین المللی تبدیل شد. مسکو و واشنگتن در حوزه های مختلف بین المللی در مواردی چون مسئله هسته ای کره شمالی، موضوع هسته ای ایران، اشغال عراق، استقلال کوزوو، استقرار سپر موشکی و گسترش ناتو با هم دچار تعارض منافع هستند، این تعارض که به نوعی پتانسیل و قابلیت گسترش یافتن را دارد باعث شده که هر مسئله تازه ای در ارتباط با این دو کشور به یک بحران جدی تبدیل شود.

مناقشه اوستیا نیز بیشتر به واسطه برخورد دو کشور بزرگ روسیه و آمریکا شکل گرفت؛ در واقع تعارض منافع سیاسی و نظامی این دو کشور باعث شده که تنش در قفقاز به نمایش "قدرت و پرستیژ" تبدیل شود.

اگر از منظر روسیه به مناقشه اوستیا نگریسته شود می توان این مناقشه را زمینه ای برای بازگشت مسکو به عرصه بین المللی با تمایلات جدید دانست. روسیه تحت رهبری پوتین - مدودف تمایلات متفاوتی با روسیه پس از فروپاشی شوروی دارد و سعی می کند که قدرت خود را به ویژه در بعد نظامی و سیاسی در سطح جهان بازسازی کند. مسکو در دوران جدید با توجه به پیشرفت هایی که در مسائل اقتصادی و نظامی بدست آورده، می خواهد دوباره به بازیگری درجه یک در سطح بین المللی تبدیل شود و بدین خاطر در مسائل مختلف به دنبال اثبات قدرت خویش و تعیین خطوط قرمز خود برای دیگر کشورها است.

مناقشه اوستیا از منظر گرجستان، چیزی یک "اشتباه استراتژیک" نیست. تفلیس به امید حمایت غرب بویژه آمریکا و با تکیه بر قدرت ناتو بر اساس یک محاسبه اشتباه در پی حل یک طرفه مناقشه اوستیا و آبخازیا برآمد و سعی کرد با یک اطمینان خاص با استفاده از "اصل غافلگیری" روسیه را در یک عمل انجام شده قرار دهد و مناطق جدایی طلب خود را از وضعیت خود مختاری خارج کند. اما تفلیس انتظار واکنش سریع و جدی مسکو را نداشت و از سوی دیگر غرب بویژه آمریکا اراده مقابله جدی با روسیه را نداشت که این امر وضعیت گرجستان را در تقابل با روسیه تضعیف کرد.

دولت غربگرای گرجستان به رهبری ساکاشویلی هم در شناخت درست از تصمیم کرملین و هم در میزان قابل اعتماد بودن کاخ سفید دچار خطای استراتژیک شد و در حالی که با یک جنگ ویرانگر و مخرب روبرو شد با استقلال کامل مناطق جدایی طلب خود نیز مواجه شد و در وضعیت "باخت کامل" قرار گرفت.

آنچه به طور کلی درباره بحران قفقاز می توان گفت این است که این مناقشه سرآغاز "دوران جدیدی" در روابط روسیه و غرب است؛ دورانی که مسکو بدنبال خروج از منطقه محدود حرکتی خود است و بر آن است تا قدرت واقعی خود را بویژه در بعد سخت افزاری به نمایش بگذارد و از سوی دیگر غرب نیز در "وضعیت تردید" در مقابل مسکو قرار دارد و بعید است بتواند تصمیمی جدی و اثرگذار در این باره بگیرد.

منبع:‌ خبرگزاری مهر
کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین