کد خبر: ۲۹۱۷
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۸:۱۷
پایگاه رسمی اطلاع رسانی حزب اعتمادملی صبح امروز در خبر کوتاهی که بر روی خروجی خود منتشر کرد، نوشت: پس از بيش از 10 ساعت بحث و تبادل نظر در 3 جلسه شوراي مركزي و اتاق فكر حزب اعتماد ملي روز گذشته، به اتفاق آرا كروبي به عنوان كانديداي حزب اعتماد ملي در انتخابات رياست جمهوري انتخاب و از ايشان دعوت به عمل آمد در اين عرصه حضور يابند. همچنين اسماعيل گرامي‌‏مقدم اظهار داشت: شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي روزگذشته و پس از اتمام جلسات اتاق فکر، دفاتر و کميته‌‏هاي حزب و ايراد سخنراني‌‏هاي تعدادي از اعضا، به اتفاق آرا حضور مهدي کروبي در انتخابات رياست جمهوري دهم را تصويب کردند. به گفته وي اين تصميم پس از سه هفته بحث و تبادل نظر ، در آخرين جلسه شوراي مرکزي به تصويب رسيده است. گرامي مقدم با اشاره به اينکه مصوبه نهايي شوراي مرکزي به کروبي ابلاغ شد، ادامه داد: با توجه به اينکه دستور جلسه شوراي مرکزي در سه هفته اخير، بحث پيرامون انتخابات رياست جمهوري بود، کروبي در اين جلسات شرکت نمي‌‏کرد. بنابراين روز گذشته مصوبه شوراي مرکزي به اطلاع وي رسيد.

در مورد اين خبر نكاتي حايز اهميت به نظر مي رسد:
اين اعلان عمومي بي شك استارت پيش از موعد تبليغات انتخابات رياست جمهوري است و در آن نوعي تعجيل مي توان مشاهده كرد. فارغ از مذموم بودن انتخاباتي شدن و ايجاد التهاب سياسي در جامعه، اين اعلان را مي توان اينگونه تحليل كرد.

عزم مهدي كروبي براي كانديداتوري در انتخابات آتي رياست جمهوري قابل پيش بيني بود. نحوه شكل گيري حزب اعتماد ملي اين امر را عيان تر مي كند. حزب اعتماد ملي حول محور كروبي شكل گرفته است و اعضاي اين حزب در اعلام مواضع خود، جهت تبليغ ديدگاهها و نظرات شخص كروبي تبليغات جدي مي كنند و غالبا در اين راه گام بر مي دارند. اعضاي حزب اعتماد ملي غالبا –يا كاملا- از حاميان كروبي در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري هستند. لذا محبوبيت درون حزبي كروبي صد در صد است!! و درون حزب كروبي رقيب ندارد و ذاتا نمي توان در اين حزب فردي رايافت كه در قواره يك رقيب براي انتخابات رياست جمهوري بتواند ظاهر شود چه اينكه توان تكيه بر بر اين مسند را داشته باشد.-البته انتخابات مجلس هشتم نشان داد كه در اين حزب حتي افرادي كه توان جلب نظر مردم براي حضور در مجلس را داشته باشد هم بسيار اندك هستند – لذا بر همگان عيان بود كه كانديداي حزبي اعتماد ملي فقط كروبي است كما اينكه مي توان در سخنان اعضاي شوراي مركزي اين حزب اين امر رابه وضوح مشاهده كرد و سخنگوي اين حزب در 2 شهريور ماه به صراحت اين امر را اعلام مي كند.

از سوي ديگر تمايل حزب اعتماد ملي براي حضور در انتخابات به صورت حزبي جدي است. اين امر با توجه به هزينه هاي سرسام آور رسانه اي و ريخت و پاش هاي حزبي و داير كردن دفاتر متعدد در استان هاي كشور كاملا عيان است و به اين هزينه ها، بايد هزينه سفر به كشور چين و عربستان و ... را اضافه كرد. پس مي توان به صراحت به اين جمع بندي رسيد كه كروبي ستادهاي انتخاباتي خود را از فرداي 3 تير نه تنها كه جمع نكرد بلكه گستردش هم داده است و هنوز در روياي رياست جمهوري خارج نشده است.

در اين ميان بايد به اين موضوع هم توجه كرد كه كروبي، تمايل به همراهي با ديگر احزاب و گروههاي دوم خردادي ندارد چه اينكه آنان اين مقدار هزينه و ريخت و پاش نكرده اند و پول خود را خرج چيزهاي ديگري كرده اند و علاقه دارد كه ديگران او را همراهي كنند و اين علاقه شديد را مي توان در دو انتخابات گذشته-شوراي شهر سوم و مجلس هشتم- مشاهده كرد.
البته كروبي علاقه خود را به همراهي گروههاي دوم خردادي درون نظام اعلان داشته است و گروههايي مانند مشاركت و سازمان مجاهدين را طرد كرده است. با توجه به اينكه كروبي و حزبش غالبا از نيروهاي حاشيه اي دولت خاتمي هستند و ذاتا در تصميم گيري ها و مناصب حساس دوران دوم خرداد حضور جدي نداشته اند؛ دليل شكست خاتمي را تندروي و انحصارطلبي اطرافيان خاتمي (مشاركت و مجاهدين ) مي دانند لذا دليلي براي همراهي و همكاري با خاتمي و احزاب پيرامونش ندارند.

البته بايد به اين نكته اذعان داشت كه كروبي در سالهاي متمادي پس از انقلاب سعي كرده است از اصول اوليه انقلاب كمتر تخطي كند و فاصله خود را با اهداف و آرمانهاي انقلاب زياد نكرده است وليكن اطرافيان كروبي چه ميزان به منش او وفادار هستند و كروبي در جمع ياران خود چه ميزان نفوذ دارد محل تامل است!
لذا مي توان به صراحت گفت كه كروبي تمايل به حضور در انتخابات دارد حتي اگر خاتمي در عرصه حاضر شود؟! زيرا دولت خاتمي را شكست خورده و ناكام مي داند و البته انحصار طلب و ارزش گريز.

البته نمي توان پيش بيني كرد كه در برگه اسامي كانديداهاي انتخابات دهمين دوره راست جمهوري نام مهدي كروبي را مشاهده خواهيم كرد يا نه وليكن آنچه عيان است اختلاف و چند دستگي در جريان دوم خرداد مي باشد كه آنان را ناتوان از ايجاد اجماع و ائتلاف حتي حول محور بزرگان آنان كرده است و از سويي با توجه به اينكه درون جريان دوم خرداد اتحاد ايذئولوژيك وجود ندارد و حول قدرت شكل گرفته است و از ضدانقلاب و مخالف ارزش هاي اسلامي و ديني مردم ، گروههاي سكولار و گروههاي همراه با انقلاب در آن وجود دارد نمي توان اتخاذ يك تصميم واحد را از اين جريان انتظار داشت وليكن دوم خرداد بازي قدرت را مي داند و بايد منتظر روز موعود شد.
کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین