کد خبر: ۱۹۰۳۷۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۷
به بهانۀ فرارسیدن ایام الله دهۀ مبارک فجر
همچنین «خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی» کتاب دیگری درباره ایشان است که وقایعی مانند: کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی(ره)، فعالیت‌های آیت‌الله قائمی و وقایع شتاب‌بخش به پیروزی انقلاب اسلامی را شرح می‌دهد.

گروه سیاسی، از ویژگی های منحصر به فرد انقلاب اسلامی ایران گستردگی آن درسراسر کشور بود، به طوری که در دورترین نقاط کشور نیز مانند مراکز استانی تظاهرات مردمی وسیعی علیه رژیم پهلوی صورت می گرفت.

به گزارش بولتن نیوز، از دلایل این گستردگی می توان به، "رهبری امام خمینی(ره) به عنوان مرجع بزرگ شیعیان"، "وجود مساجد به عنوان پایگاه های انقلاب اسلامی در سراسر کشور" و "روحانیون و نیروهای انقلابی" اشاره کرد.

در میان شهرهای مختلف کشور، آبادان به دلیل موقعیت حساس سیاسی و اقتصادی اش، جایگاه ویژه ای در تحولات سیاسی کشور داشت و به شدت از سوی رژیم پهلوی کنترل می شد. به رغم همه ی تلاش های رژیم برای دورنگه داشتن آبادان از تحولات کشور، بزرگانی چون حجت الاسلام غلامحسین جمی با سخنرانی ها و مواضع شجاعانه ای که اتخاذ می کردند، این سیاست رژیم را به شکست کشانده و آبادان را به یکی از کانون های انقلاب اسلامی تبدیل کردند.

بی تردید فاجعه ای دلخراش سینما رکس آبادان و اعتصابات کارگران و کارکنان شرکت نفت آبادان، نه تنها تاثیر عمیقی در سراسر کشور بر جای گذاشتند، بلکه ضربات سنگینی بر مشروعیت رژیم پهلوی وارد کردند. حجت الاسلام جمی به گفتۀ اسناد ساواک در جریان اعتصابات در شرکت نفت آبادان نقش بسیار مهمی داشت و توانست منشاء‌ اثرات فراوانی در جریان انقلاب اسلامی در آبادان شود.


پس از چاپ مجموعه ارزشمند سیر مبارزات امام در آینه اسناد(به روایت اسناد ساواک) در 22جلد و همچنین پرونده شهربانی ایشان با عنوان اسناد شهربانی در 5جلد، اسناد دیگری با محوریت حضرت امام و یاران ایشان که خیل عظیم آن ها به لقاء‌الله پیوسته‌اند، به همّت مرکز اسناد تاریخی و تحت عنوان "یاران امام به روایت اسناد ساواک" در مجلدهای متعدد به طبع رسیده اند که در این میان کتاب پنجاهم به حضرت حجت الاسلام غلامحسین جُمی اختصاص یافته است.

اسناد این مجموعه تلاشی است برای نشان دادن گوشه هایی از زندگی این روحانی مبارز و آگاه در جریان نهضت امام خمینی (ره) که به وسیله ی ساواک ثبت شده اند. اوج فعالیت حجت الاسلام جمی را باید در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران جنگ تحمیلی دانست. ایشان که امامت جمعه آبادان را برعهده داشتند با برگزاری مرتب نماز جمعه در روزهای حساس دفاع مقدس روحیه ی مقاومت در میان رزمندگان و مردم آبادان را حفظ کردند. امید است که اسناد این مجموعه مورد توجه علاقه مندان به انقلاب اسلامی قرار گرفته و نقش روحانیون استان ها و شهرستان های مختلف کشور را در مبارزه با رژیم پهلوی بیش از قبل روشن کند.

 
همچنین «خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی» کتاب دیگری درباره ایشان است که وقایعی مانند: کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی(ره)، فعالیت‌های آیت‌الله قائمی و وقایع شتاب‌بخش به پیروزی انقلاب اسلامی را شرح می‌دهد. گفتنی است، در پایان این کتاب، فصل جداگانه‌ای از خاطرات آیت‌الله جمی ‌از جنگ تحمیلی به‌صورت روزشمار آمده است. کتاب خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی درقطع رقعی و 295صفحه نیز توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی تدوین و منتشر شده است.

این کتاب شامل فصول: بیوگرافی، دورۀپهلوی اول نهضت ملی شدن صنعت نفت و شکل گیری مبارزات، آبادان و نقش آن در مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی، مرحله مبارزات و شکل گیری انقلاب، مرحله پیروزی انقلاب اسلامی، در محضر یار و در خاطرات جنگ است.

زندگینامه خودنوشت حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی(1304-1386)

درسال 1304 ه.ش در قریه اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر، به دنیا آمدم و شماره شناسنامه‌ام 103 از اهرم بوشهر می‌باشد.

در یک خانواده فقیر و مذهبی به دنیا آمدم. پدرم شخصی مذهبی و مورد اعتماد مردم محله بود. او با قرآن و دعا مأنوس بود. با این که تحصیلات حوزوی نداشت، اما با همان سواد مکتب‌خانه‌‌ای اغلب سوره‌های قرآن را حفظ بود و چون مورد اعتماد مردم و مقدس بود، بخش عمده معاشش از طریق روزه و نماز استیجاری تأمین می‌شد. پدرم در زندگی قانع بود.

از خصوصیات معنوی مرحوم پدرم، التزام عملی به قرآن، نماز و دعای کمیل در شب‌های جمعه بود و هرگز ترک نمی‌شد. در همان خانه خشت وگلی خود، بچه‌هایش را جمع می‌کرد و دعای کمیل و حدیث کساء می‌خواند. شب‌ها قبل از این که بخوابد، او سوره «الواقعه» را از حفظ می‌خواند و تا چند سوره قرآن را نمی‌خواند، نمی‌خوابید.

شروع درس خواندن
سال تولد من تقریباً با اوایل سلطنت پهلوی اول مصادف بود و در آن زمان در محل ما، حوزه علمیه وجود نداشت.در روستای ما مدرسه هم نبود، تنها مکتب‌خانه‌ای بود که بچه‌ها اعم از دختر و پسر در آن جا درس می‌خواندند.

حدود 6 یا7 سال داشتم که مرحوم پدرم مرا به آن مکتب‌خانه برد. در همان مکتب‌خانه بودم که مدرسه ابتدایی تأسیس شد؛ مدرسه‌ای با 4 کلاس به نام مدرسه انوشیروان.تا کلاس ششم ابتدایی در همان مدرسه بودم. مدرک ششم ابتدایی را گرفتم، اما دیگر در اطراف ما مدرسه‌ای نبود.

تحصیلات حوزوی
از آنجایی که پدرم عشق و علاقه  فراوانی به امور مذهبی و روحانیت داشت، مرا علاقه‌مند کرده بود که وارد حوزه علمیه بشوم.

علاوه بر این، گاهی که در جلساتی می‌نشستیم و بعضی از این پیرمردهای باسواد شعر می‌خواندند، لغت می‌دانستند، حکایت نقل می‌کردند، لغت عربی بلد بودند، در من تأثیر می‌گذاشت و بیشتر علاقه‌مند می‌شدم که دنبال دروس حوزوی بروم. بعداز دروس ابتدایی، به همان دلیلی که ذکر شد، دیگر عملاً برای من امکان ادامه تحصیل در مدارس دولتی نبود. در همین زمان 2 تن ازروحانیون خیلی خوب نجف رفته،به اهرم آمده بودند و در همسایگی ما سکونت داشتند.

آنان حاج شیخ محمد علی مأحوزی و حاج شیخ علی مأحوزی بودند که از شاگردهای خوب مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم محمد کاظم شیرازی و مرحوم اصطهباناتی به شمار می‌رفتند.

بعداز اتمام جامع‌المقدمات و مقدار زیادی از سیوطی، برای ادامه درس به برازجان و بوشهر رفتم. سپس حادثه‌ای در زندگی من رخ داد که از استان بوشهر هجرت کردم و به آبادان آمدم. از زمانی که به آبادان آمدم زندگی من وارد فصل دیگری شد. سال  1327 بود که وارد آبادان شدم. شنیدم که یک روحانی به نام حاج شیخ عبدالرسول قائمی که در آبادان خیلی خدمت می‌کند. ایشان در آبادان به اصطلاح خیلی گل کرده بود. مرحوم آیت‌الله قائمی مدرسه علمیه‌ای را تأسیس کرده بود و من وارد این مدرسه شدم.

خدا رحمتش کند. مرد بزرگی بود. پرورشگاهی را هم تأسیس کرده بود. از من دعوت کرد که به عنوان معلم عربی در این پرورشگاه درس عربی بدهم. صرف و نحو را شروع کردم، خیلی مورد توجه‌شان واقع شد.

درس می‌‌دادم و هم معالم و شرایع(فقه و اصول) را از مرحوم آیت‌الله قائمی و مرحوم سید موسی حسینی می‌آموختم. مشغول تحصیل بودم که  شرایط برای رفتن به نجف مهیا شد. خیلی علاقه‌مند بودم به نجف مشرف بشوم. خلاصه قاچاقی به نجف رفتم و در آن جا حاشیه ملاعبدالله و مطول را خواندم و از محضر آیت‌الله راستی کاشانی خیلی استفاده کردم و ایشان هم به من خیلی محبت پیدا کرده بود و با هم مأنوس شده بودیم.

در درس مطول مرحوم حاج شیخ محمد علی مدرس هم شرکت کردم.مدتی در نجف بودم، تا این که مریض شده، مجبور شدم به ایران بازگردم. به آبادان برگشتم و در آن جا ماندگار شدم و تحصیل را ادامه دادم. در آبادان اساتید خوبی وجود داشتند؛ مانند مرحوم آیت‌الله قائمی و مرحوم آیت‌الله صدر هاشمی که صاحب رساله بودند، همین‌طور مرحوم آیت‌الله شیخ محمد طاهر آل شبیرخاقانی که مرجع تقلید و صاحب رساله بود. بنده بیشتر نزد اینها درس خواندم و بیشترین استفاده را از این اساتید بردم. این آقایان بر گردن من حق دارند. تا آن‌جا که می‌توانستند، به من توجه داشتند.

آثار علمی
متأسفانه من این توفیق را نداشتم که کتابی بنویسم، اما گاهی مقاله‌هایی می‌نوشتم که در نشریه مکتب اسلام منتشر می‌شد. مقاله‌هایی هم برای روزنامه ندای حق که از روزنامه‌های بعد از شهریور بیست و یک و روزنامه دینی بود نوشته‌ام، اما آثار قلمی مستقلی ندارم. به عقیده من این توفیقی است که نصیب بنده نشد.

اسناد و مدارک شخصی
زندگی بنده در دوران مبارزات انقلاب و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دستخوش یک سری اتفاقات و حوادث شد. اسناد و مدارک و اجازه‌نامه‌های خوبی داشتم. اجازه‌نامه از مرحوم آیت‌الله حاج سید عبدالهادی شیرازی(ره)، از مرحوم آیت‌الله اصطهباناتی(ره)، از مرحوم آیت‌الله حکیم(ره)، از مرحوم آیت‌الله خویی(ره)، از مرحوم حضرت امام(رض) و از آیت‌الله گلپایگانی(ره) و الان هم از همه مراجع اجازه‌نامه و دستخط دارم. اما در نقل و انتقالاتی که به واسطه انقلاب و بعد هم جنگ داشتیم، همه آنها از بین رفتند.

در دوران جنگ که آبادان تخلیه شد و مردم به خاطر ناامنی و پرتاب خمپاره‌ها، راکت‌ها، موشک‌ها و حمله هواپیماهای عراقی مجبور شدند شهر را ترک کنند، من هم خانواده خود را به جای دیگری فرستادم و به تنهایی در آبادان ماندم، تا این که منزل ما براثر اصابت گلوله توپ صدمه دید و ناامن شد، از این رو مجبور شدم منزل را به جای دیگری منتقل کنم و از آن جا هم به جای دیگر و از آن جا هم به جای دیگر و...در طول جنگ 5-4بار منزل ما تغییر کرد. در آبادان و بعد هم اهواز جابه‌جا شدم.

در این نقل و انتقال‌ها، کتاب‌ها و اسناد و مدارک بنده از بین رفت و بسیاری از آن ها مفقود شد و الان فقط تعدادی از اجازه‌نامه‌های مراجع فعلی نزد من است.

علاقه‌مندی به مسائل سیاسی
یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم. در آن ایام، تنها روزنامه‌ای که برای ما قابل دسترسی بود، روزنامه اطلاعات بود که آن را هم گاهی از بوشهر  یا برازجان تهیه می‌کردم. این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقه‌مند کرد، به‌خصوص وقتی که جنگ دوم جهانی شروع شده بود.

اخبار جنگ در روزنامه‌ها مطرح می‌شد. لازم به ذکر است که من از ابتدا، شم سیاسی داشتم و این روزنامه خواندن‌ها و دنبال وقایع بودن، مرا بیشتر به سمت سیاست می‌کشاند.
آن زمانی که درس می‌خواندم، این سؤال برای من مطرح بود که این درس‌ها را برای چه می‌خوانیم؟ این‌ها که کاربرد عملی ندارند. آن چه که ما در فقه می‌خواندیم، قسمت عمده‌اش مربوط به مسائل اجتماعی و اداره امور دنیایی مردم است، حال آن که چیزی در دست ما نیست.

ما کتاب قضا می‌خوانیم، اما قانون قضای ما از کشورهای دیگر گرفته شده، قانون تجارت ما از قانون بیگانگان اخذ شده است. مملکت ما مملکت اسلامی است، مملکت امام زمان(عج) است، اما  آن چه دستگاه حاکمه اجرا می‌کند، غیر از اسلام است، لذا در ذهن من این بود که باید حکومتی داشته باشیم، نیروی اجرایی داشته باشیم تا آن چه اسلام در مورد قضا، ارث، تجارت، بیع و شرا، و... دارد، عملاً پیاده شود. همین مسأ‌له مرا به سمت مسائل سیاسی می‌کشاند. علاقه‌مند بودم که از جایی، فریادی بلند شود و اسلام‌خواهی را ندا دهد و انقلابی بشود. راه و رسم مملکت، اسلامی بشود و حکومت، حکومت اسلام باشد.


پیام تسلیت مقام معظم رهبری درپی درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین جمی
در پی درگذشت این عالم ربانی و این مبارزانقلابی، مقام معظم رهبری اقدام به انتشار پیام تسلیتی برای آن بزرگوار نمودند که این مهم نشان از جایگاه والا و ارزشمند ایشان در تحقق آرمان های انقلاب اسلامی است. در ادامه و به عنوان حُسن ختام متن این پیام را با هم می خوانیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

روحانی مجاهد و فداكار جناب حجة السلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی رضوان الله علیه به لقاءالله پیوست و با كوله باری از عمل صالح و جهاد مخلصانه در پیشگاه خدای متعال حضور یافت. تلاش و مبارزات این روحانی عالیقدر كه از سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود، در نخستین سال‌های پیروزی و بویژه پس از یورش رژیم بعثی به مرزهای كشور، به اوج رسید و یادگاری فراموش نشدنی از مقاومت و صبوری و شهامت بجای گذاشت. او در روزهای مِحنت خرمشهر و آبادان برای رزمندگان خطوط مقدم، سنگری معنوی و پشتیبانی بی‌نظیر بود. در سخت‌ترین شرایطِ آتش‌باری‌های دشمن، حضور مؤثر و خطبه‌ها و سخنرانی‌های تسلاّبخش او قطع نشد و در دوران خطر و سختی و مِحنت، مردم آبادان و رزمندگان دست از جان شسته را تنها نگذاشت. پرونده‌ی عمل این مرد مؤمن و صبور و بی‌ادعا در نزد پروردگار رحیم و غفور و اولیائش، مایه‌ی سرافرازی او و جلب رحمت حضرت حقّ متعال است انشاءالله.
اینجانب درگذشت این عالم عامل را به خاندان محترم و ارادتمندان و دوستان ایشان و به عموم مردم آبادان و بوشهر تسلیت عرض می‌كنم و علوّ درجاتش را از خداوند متعال مسألت مینمایم.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۲۰:۲۱
0
0
خدا پدر پاستور و الکساندر فلمینگ وبیامرزه و رحمت کنه
پوری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۲۳:۲۰
0
0
ایشون نسبتی با فاضل جمی ندارن؟
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :