کد خبر: ۱۹۰۳۵۴
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۷:۱۱
هدایت ‌الله بهبودی
سنگینی تبلیغات مثبت و منفی از آسمان انقلاب تا حد زیادی کنار رفته و واقع‌گرایی جای شعارها، شایعه‌ها، تحلیل‌ها و آمارهای غیرحقیقی را گرفته است. اما در مورد جنگ چنین نیست. سنگینی تبلیغات هنوز روی شانه‌های جنگ وجود دارد و مقاومت برای به زمین گذاشتن آن ادامه دارد.

به همان اندازه‌ای که برای تاریخ‌نگاری دفاع هشت ساله مردم ایران پرسش‌هایی بی‌پاسخ یا ناقص پیش رو داریم، همان قدر با جواب‌های روشن و مشخصی برای نگارش تاریخ انقلاب روبرو هستیم. برای این سؤال که آیا در این زمان امکان نگارش تاریخ انقلاب و جنگ فرا رسیده است؟ پاسخ یگانه‌ای نمی‌توان داد. این امر در مورد جنگ با اگرها و اماهایی همراه است، اما برای انقلاب نه. چرا؟ برای اینکه پشتوانه اسنادی، هویت اطلاعاتی و شخصیت ساخته شده برای هر یک از این دو پدیده و سپس سوانحی که از سر گذرانده‌اند متفاوت است. در این بررسی کوتاه اسباب و علت‌های پدیدار شدن این تفاوت را یادآور می‌شویم، اما شایسته است بحث علمی این موضوع در وسعتی بیشتر از این مجال صورت پذیرد.
1- با اینکه جنگ و انقلاب ذخیره اسنادی قابل توجهی دارند اما درهای این منابع در مورد جنگ چندان گشوده نیست. درهای اسناد و مدارک انقلاب - به ویژه در سال‌های اخیر - به روی مورخان و پژوهشگران بیشتر باز شده است. همین مسئله موجب شده است که حوزه تاریخ‌نگاری برای جنگ محدود شود اما برای انقلاب وسعتی قابل قبول بیابد.
2- اسناد و مدارک جنگ در اختیار چند سازمان نظامی است که ترجیح می‌دهند خود تدوین‌گر و ناشر آنها باشند. از این رو در حیطه تاریخ‌نگاری جنگ با تنوع مورخ روبرو نیستیم. در مورد انقلاب این تنوع چه در داخل کشور و چه خارج از آن دیده می‌شود. ره‌آورد این تنوع، چالش بیشتر برای بازنمایی حقایق است.
3- انقلاب اسلامی ایران شاهدان بیشتری نسبت به جنگ هشت ساله داشته است. نَفْس انقلاب به دلیل ظاهر و باطن دیگرگون آن در مقایسه با رویدادهای اجتماعی دیگر شاهدان بیشتری به خود جلب می‌کند. از این رو گزارش‌ها و خبرهایی که از آن تهیه می‌شود مساحت زیادی دارد. جنگ هشت ساله ظاهری مشابه با دیگر درگیری‌های نظامی داشت - هر چند باطن آن برای ما گرامی بود و مشابهی برایش نداشتیم - و به خودی خود نمی‌توانست شاهدان پرشماری به سوی خود جذب کند.
4- انقلاب - آن هم انقلابی به بزرگی و تأثیر انقلاب اسلامی ایران - پدیده‌ای نیست که هر از گاه در گوشه‌ای از کره زمین رخ دهد. فراوانی ندارد. قرنی می‌آید و می‌رود و دو سه واقعه اجتماعی به نام انقلاب رخ می‌دهد. طبیعی است که این حادثه مورد توجه جهان قرار گیرد و گوش‌ها و چشم‌های بیشتری را به خود فرا بخواند. اما گرد و خاک جنگ بی‌وقفه در هر نقطه‌ای از این جهان بلند است. وقوع جنگ‌ها - به ویژه اگر محلی تلقی شوند - مخاطب فراوانی ندارد.
5- دامنه انقلاب ایران خیلی زود وسعت یافت و دنیای اسلام را تحت تأثیر قرار داد. کافی است به حوادثی که پس از انقلاب در کشورهای شمال افریقا، کشورهای بزرگ و کوچک و حاشیه خلیج فارس و همسایگان ایران در شرق و غرب روی داد نگاه کنید. همه تحولاتی که در این کشورها رخ داد به نوعی جلوگیری از ریزش پایه‌های حکومت‌ها و پیش‌گیری از وقوع حادثه‌ای مشابه انقلاب اسلامی بود. این یعنی ظرفیت جهانی شدن انقلاب، که تا چند سال به واسطه همراهی ادبیات مذهبی و سیاسی امام خمینی که برای همه دنیا تازگی داشت زنده و مؤثر بود، اما رفته رفته، هم با ناشی‌گری‌های خودمان و هم تمهیدات زورمداران، این وجهه انقلاب عقب‌نشینی کرد و یا پیدایی خود را از دست داد. اما در مورد جنگ حتی برای مدت کوتاهی چنین وجهه‌ای رخ ننمود. با اینکه می‌توان جنگ هشت ساله را جنگ جهانی سوم نامید - به دلیل وسعت پشتیبانی قدرت‌ها از عراق که شمار آنها را 39 کشور گفته‌اند - اما این جنگ در انظار جهانی در حد یک درگیری منطقه‌ای، محدود بین دو کشوری که دارای اختلافات مرزی هستند، معرفی شد.
6- سنگینی تبلیغات مثبت و منفی از آسمان انقلاب تا حد زیادی کنار رفته و واقع‌گرایی جای شعارها، شایعه‌ها، تحلیل‌ها و آمارهای غیرحقیقی را گرفته است. اما در مورد جنگ چنین نیست. سنگینی تبلیغات هنوز روی شانه‌های جنگ وجود دارد و مقاومت برای به زمین گذاشتن آن ادامه دارد.
7- انقلاب با همه وجه پررنگ سیاسی‌اش از سیاست‌زدگی دور ماند. با اینکه مخالفان انقلاب بسیار بودند و با نقاب‌های رنگارنگ ده‌ها شعبده برای به زمین زدن آن در آستین داشتند، اما وحدت داخلی هویت آن را یک‌دست نگاه داشت. اما جنگ از آلودگی سیاسی مصون نماند و در کشاکش‌های درونی جامعه، شخصیتی چند پاره پیدا کرد و عده‌ای از آن معبری ساختند برای عبور یک طرفه و خصوصی خود.
وقتی مجموعه این عوامل را کنار یکدیگر می‌گذاریم، سختی‌ها و مصائب تاریخ‌نگاری در جنگ هشت ساله و به همان نسبت هموار بودن این راه برای انقلاب روشن‌تر می‌شود.
و اما چند نتیجه‌گیری:
1- بازشناسی این دلایل به ما می‌گوید که چرا جنگ هشت ساله مردم ایران در وجه ادبی خود شکوفایی بیشتری پیدا کرده و چرا انقلاب اسلامی در وجه تاریخی خود بیش از جنگ صاحب اثر شده است.
2- حبس اسناد و مدارک مربوط به جنگ و انتشار آن، فقط از سوی نهادهای نظامی، امری موجه به شمار نمی‌رود. این محدودیت از نمایان شدن همه چهره جنگ جلوگیری می‌کند و در آینده آنچه از دفاع جانانه مردم ایران به جا می‌ماند فقط یک نیم‌رخ است.
3- رویدادهای بزرگ برای اینکه در گذر زمان کج و معوج نشوند و عیار حقیقت‌شان یکسان باقی بماند نیازمند جاگیر شدن در قلب ادبیات و تاریخ هستند.

برچسب ها: تاریخ ، انقلاب ، جنگ

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :