کد خبر: ۱۹۰۳۲۶
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۲
نگاهی به فصل دوم مجموعۀ تلوزیونی«ستایش»
البته این درست است که 20سال پیش، زنان ایرانی نقش پررنگ و فعالی که امروز در به دست گرفتن سمت های اجرایی و اقتصادی به عهده دارند را در اختیار نداشتند. با این همه از دیرباز زنان استان های شمالی کشور به دلایل تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی متعدد به نوعی درمیان زنان ایرانی، استثنا بوده اند.

گروه فرهنگ و هنر - سیّدعلیرضا کیانپور: پس از موفقیت سریال تلوزیونی«ستایش» و استقبال نسبتاً خوبی که ازسوی مخاطب سیما از آن صورت گرفت، اتفاقی کم نظیر در صداوسیما رخ داد و فصل دوّم این مجموعه تلویزیونی به کارگردانی «سعید سلطانی» روی آنتن شبکه سه سیما رفت.

به گزارش بولتن نیوز، شب گذشته قسمت چهارم از فصل دوّم این سریال پخش شد و این درحالی است که درخلاصۀ داستان فصل دوم این مجموعه آمده است: 22سال از فرار ستایش و فرزندانش می‌گذرد؛ اینک هر 3با هویتی دروغین و با نام فامیل رودباری زندگی می‌کنند. ستایش، آسوده خاطر از اینکه با تغییرهویت خود و فرزندانش برای همیشه از چنگ حشمت فردوس گریخته است. او حالا صاحب رستورانی در رودسر است و اعتبار و شهرتی نیکو دارد و هرگز تصور نمی‌کند سرنوشت یک بار دیگر او و حشمت فردوس را رو در روی هم قرار دهد.

شاید اکنون با سپری شدن تنها 4قسمت نخست از فصل دوم این سریال، تحلیل و بررسی نکات فنّی این کار تلوزیونی اندکی زود به نظر برسد؛ اما وجود برخی ایرادات منطقی در روایت و داستان پردازی که گویا به دلیل عدم شناخت کافی سازندگان اثر درخصوص فرهنگ مردمان شمال ایران است، بی شک ارتباطی به نحوۀ ساخت این سریال و مسائل فنّی آن ندارد و قرار نیست با گذشت 20قسمت، تغییرحاصل شود.

اساساً ساخت فیلمی که در دورۀ تاریخی متفاوتی از زمان حال کار دشواری است و فارغ از دقت در تطبیق فضا و صحنۀ فیلم با فضای آن زمان تاریخی(گذشته یا آینده) دقت در تطبیق اصولی مسائل فرهنگی، زبانی و اعتقادی و ... نیز برای رسیدن به نتیجه ای معقول ضروری است. جالب این جاست که سریال «ستایش» که درفصل نخست در چنین موقعیتی قرار داشت و کمتر با مشکلاتی از این دست روبرو بود و به خصوص در بازسازی فیزیکی فضای 22سال پیش ایران، تا اندازۀ قابل قبولی به موفقیت دست یافته بود، حالا در فصل دوم که در زمان حال می گذرد، دچار مشکلاتی ناشی از شناخت درست فضای فرهنگی شده است.


نکتۀ و سوال اساسی دراین خصوص اینجاست که ستایش و فرزندانش به چه دلیل شهرهای شمالی را برای ادامه زندگی برگزیده اند! بنابر آن چه در فصل دوم «ستایش» شاهدیم، ستایش پس از ترک شهر محل سکونتش، راهی رودسر(یکی از شهرستان های استان گیلان) شده و با تاسیس رستورانی روزگار می گذراند. مشکل اما این جاست که سازندگان فیلم با تکیه بر این گذشت زمان 22ساله، به منظور قدرتمند جلوه دادن شخصیت ستایش، به عنوان زنی هنجارشکن که توانسته به تنهایی از پس مشکلات زندگی عبور کند، به هر بهانه ای با یادآوری زمان ورود او و فرزندانش به رودسر از زبان اهالی شهر، صحبت از این می شود که 22سال پیش هیچ زنی، در رودسر کار نمی کرده و وقتی ستایش اقدام به راه اندازی رستوران کرد، علاوه بر مشکلات عمومی شروع یک فعالیت اقتصادی می بایست با مخالف های سنتی بسیاری از سوی مردم شهر روبرو می شد و کاری که او انجام داده، به این دلیل کاری بزرگی است.

این درشرایطی است که زنان شمالی، برخلاف دیگر نقاط کشورمان از دیرباز سکان دار اقتصاد خانواده ها بوده اند و اگر نگوییم پیشاپیش مردان بار اقتصادی خانواده ها را به دوش می کشیده اند، دوشادوش مردان کار می کرده اند و این مساله به هیچ وجه ارتباطی به یک دهه و یک قرن اخیر مربوط نیست. البته این درست است که 20سال پیش، زنان ایرانی نقش پررنگ و فعالی که امروز در به دست گرفتن سمت های اجرایی و اقتصادی به عهده دارند را در اختیار نداشتند. با این همه از دیرباز زنان استان های شمالی کشور به دلایل تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی متعدد به نوعی درمیان زنان ایرانی، استثنا بوده اند.

چندسال پیش، فرصتی دست داد تا برای شرکت در یک سیمنار مردم شناسی که به همّت گروه زبان شناسی دانشگاه گیلان و انجمن گیلان شناسی برگزار گردیده بود، راهی استان گیلان و شهرستان رشت شوم. در آن همایش که باحضور برخی از بزرگ ترین زبان شناسان کشورمان همچون دکتر برکت برگزار شده بود، یکی از سخنرانان که اگر اشتباه نکنم، پرفسور زبان شناسیِ مطرحی اهل کشور هلند بود که سال های سال بر روی گویش های مختلف مردمان ایران زمین کار کرده بود، به تفاوت های فرهنگی مردمان خطۀ شمالی کشور و مردمان دیگر نقاط ایران می پرداخت و مواکداً بر روی نقش پررنگ زنان شمالی در زندگی اجتماعی و حضور فعال آنان درعرصۀ اقتصادی جامعه تاکید می کرد و با ارائۀ مثال هایی، تفاوت نقش زنان شمالی و زنان دیگر نقاط ایران را تشریح می کرد و این تفاوت را به عنوان امری شگفت انگیز بازگو می کرد.


ازطرفی بنا به تایید بسیاری از مردم شناسان و زبان شناسان، ریشۀ بسیاری از کنایات و شوخی هایی که در فرهنگ عامّه با مردان شمالی می شود، به همین نقش پُررنگ زنان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بازمی گردد. تفاوتی که منجر به وجود و پیدایش برخی واژگان و کنایات خاص در زبان گیلکی گردیده که باتوجه به موضوع این نوشته که بررسی جامعه شناسانۀ یک سریال تلوزیونی است، از اشاره و ارجاع به آن خودداری می کنیم.

یکی دیگر از ایرادات این گونۀ «ستایش» را می توان در رابطۀ ستایش با فرزندانش مشاهده کرد. رفتار باورناپذیر و حرف های غلو شده و رومانتیک که میان آن ها رد و بدل می شود در کنار تکرار بیش از حد جملات در دیالوگ هایی ثابت ایراد دیگری است که به روشنی در این سریال قابل ردیابی است. درصحنه ای قسمت چهارم «ستایش» خواستگار دختر ستایش برای صحبت با ستایش به رستوران او آمده، یکی از خدمۀ زن رستوران مانع ورود این مرد به رستوران می شود و به او می گوید"غذا تمام شده است" و مرد اصرار می کند که می خواهد با خانم صحبت کند. البته وجود این دیالوگ جدل آمیز به هیچ وجه ایرادی ندارد. حتی می تواند این دویالوگ برای نشان دادن(به قول معروف) اصرار بیش ازحد خواستگار و انکار خدمۀ رستوران دوبار هم تکرار شود. اما وقتی این دیالوک مضحک درست 5 بار عیناً تکرار می شود، مخاطب تنها به یاد آن کنایۀ معروف آب بستن به... می افتد وطبیعتاً به جای لذت بردن ازسریال، حوصله اش سرمی رود.

اساساً یکی از مشکلات فصل دوم «ستایش» غلطت بیش از حد روایت فیلم است که به جای آن که نهایتاً در 13 قسمت بازگو گردد، به همّت نویسندگان کار به 26 قسمت کش داده شده است. این درحالی است که فصل نخست این سریال نیز 44 قسمت به درازا کشیده بود. مشکل ضمنی ای که این کش دادن ها به همراه آورده تکرار مکرراتی است که در این سریال بسیار زیاد است. در جای جای سریال شاهدیم که افراد با اشاره به ماجرای فصل قبلی و 22 سال پیش، به دادن اطلاعات به مخاطب فیلم می پردازد. جالب این جاست که انگار خود شخصیت های داستان هم همچون مخاطب فیلم چیز دقیق و درستی از این فاصلۀ 22 ساله نمی دانند و یا دربارۀ بیش از این 22 سال صحبت می کنند یا دربارۀ ابتدای ورود به رودسر، یعنی دقیقاً همان 22 سال پیش.


همان طور که اشاره شد، «ستایش» درخصوص رابطۀ شخصیت های داستان، به خصوص رابطۀ متقابل ستایش و فرزندانش نیز با مشکلاتی روبروست. اعتماد بیش از حد و مضحک مادر و دختر از یک سو و عشق پوشالی و شعاری آن ها به هم یکی از نمودهای این ایرادهاست و درخواست های غیرمنطقی پسر از مادر و مادر از پسر نیز بخش دیگری از این مشکلات است. در فیلم شاهدیم که پسر که به جای این که در این سال ها درکنار مادرش به امور رستوران مشغول باشد، به فکر استقلال شغلی بوده و حاضر شده دست به هر کاری بزند و حالا به یک باره، انگار پس از 22سال متوجه شده که چند دوربین مشغول تماشای زندگی اش شده اند، تصمیم گرفته به هرقیمتی شده، نگذارد مادرش به کار و فعالیت بیرون از منزل بپردازد.


با این همه شاید مهم ترین و عمیق ترین مشکل سناریو همان عدم شناخت درست و منطقی سازندگان و نویسندگان از فرهنگ مردمان شهرهای شمالی باشد. به نظر می رسد نویسندگان و سازندگان فصل دوم«ستایش» پس از تدوین کامل سناریوی اثر دست به انتخاب محل فیلمبرداری زده اند و این طور که پیداست، خوش آب و هوا بودن شهرهای شمالی مهم ترین معیار آن ها در انتخاب محل فیلمبرداری بوده است. گویا این عزیزان به این نتیجه رسیده اند که حالا که قرار است با بودجه ای مناسب، فصل دوّم را نیز کلید بزنیم و حالا که به لطف ایده های خلاقانۀ نویسنده مان، قرار است برای ادامۀ کار به شهرستانی خارج از تهران برویم، چرا سفری به شمال نکنیم و آب و هوایی نیز عوض کنیم؟!!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۸:۳۹
0
16
سلام
در قسمتی که فردوس برای خرید سردرختی ها می رود اساسا بایستی پاییز باشد نه بهار
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۸:۵۱
4
10
رامسر است نه رودسر
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۸:۵۱
بله رامسر است نه روسر ولی جالبه که لهجه ها گیلکی هستن نه مازندرانی
متینا
| UNITED STATES |
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۸:۵۱
از لاهیجان تا تنکابن همه گیلکی حرف میزنن،لهجه تقریبا مشترکی دارن.
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۸:۵۱
متینا جان آخه مساله اینه که باغداری که فردوس بهش پول داد مازندرانی حرف میزد بعد همسایه ستایش و دوست نازگل و دوست محمد گیلکی حرف میزنن این حقیقت ستایش قبلی خیلی بهتر از ستایش فعلی بود حالا جدای از اینکه تو مملکت ما هرکس بمیره برای زنش همه دلسوزی میکنن و کارگردانهایی هم هستن که سختیهای زندگی زنان شوهر مرده رو به تصویر می کشن ولی از مردم گرفته تا کارگردانها کمتر کسی از سختیهای زندگی زنی مطلقه که بچه هاش رو به تنهایی بزرگ می کنه میگن کسی که شوهرش مرده و بچه هاش و به تنهایی بزرگ می کنه عزیز ولی کسی که شوهر بدی داشته (بد سر پرست بوده) و ازش جدا شده محکوم فقط تو زمانه بخشهایی از مشکلات همچین زنی رو نمایش داد (مادر ارغوان) که به خوبی نشون داد
سارا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۹:۳۵
8
5
با سلام به نظر من با تمامی صحبت هایی که شد ولی نشان دادن یک خانواده مذهبی با اعتقادات محکم کار قشنگی است که در صدا و سیما کمتر دیده می شود و در این سریال حداقل در این بخشش.
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۹:۳۵
والله صدا و سیما که هر چی نشون میده مذهبیه! اتفاقا همین زیاده روی و اغراق به فیلمهاش لطمه زده!
ناشناس
| UNITED KINGDOM |
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۱۹:۳۵
الان كجايي ستايش يك خانواده مذهبي رو نشون ميده ؟؟؟ كي گفته مذهب با خواستگار مخالفه كي گفته مذهب با ازدواج مجدد مخالفه كي گفته مذهب با كار كردن فرزند مخالفه كي گفته مذهب فقط چادر سز كردنه كي گفته مذهب فقط سنتي بودنه و . . .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۱۹ - ۲۱:۵۲
1
11
من نمی دونم کجای شخصیت ستایش قهرمانه
اگه دقیق نگاه کنیم تربیت فرزند فردوس خیلی بهتر از ستایش بوده.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۲۰ - ۰۸:۵۶
0
1
من موندم یه هنرپیشه زن میانسال تو ایران وجود نداشته که بتونه شخصیت ستایش رو بازی کنه، یا شاید این نقش اینقدر پیچیدگی داشته که فقط خود نرگس محمدی می تونسته بازیش کنه، شاید هم برعکس، ولی کلاً از سریال هایی که فقط واسه گرفتن پول بیشتر از صداوسیما آب بهش می بندند حالم به هم می خوره، مثل همین آوای باران که می شد تو 10-12 قسمت تمومش کرد، الکی اینقدر کش دادن که مجبور شدن یهویی تو قسمت آخر سر و ته همه چیز رو به هم بیارند و به عبارتی با ماستمالی کردن همه چیزو ختم به خیر کنند.
امید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۲۰ - ۰۹:۲۷
0
1
ستایش برای بچه هاش هم پدر بوده هم مادر بی بضاعت بود وفقیر والاخون ووالاخون وهیجی ندار ودربدر اما فردوس در ناز ونمت
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۱۱/۲۰ - ۰۹:۲۷
بله همینطوره ولی فقط زنی که شوهرش مرده برای بچه هاش هم پدر بوده هم مادر زنی که بدسرپرست بوده چی برای بچه هاش هم پدر و هم مادر نیست چرا صدا سیما فقط یه بعدی نگاه می کنه به قضایا چندبار شد تا حالا که از مشکلات زنان بدسرپرست فیلم بسازن من خودم دختری رو می شناسم که پدر و مادرش از هم جدا شدن و مادرش از بچگی به تنهایی و با مشکلات زیادی دخترش رو بزرگ کرد پدرش حتی یک ریال برای بچه اش خرجی نداد و مادر اون دختر چون زمان (بخاطر کارش) و توان مراجعه به دادگاه رو نداشت بی اینکه شکایتی بکنه برای نفقه و چون می ترسید شوهرش مزاحمتهای بیشتری براش ایجاد کنه در صورت شکایت به تنهایی دخترش رو بزرگ کرد با حقوق خودش اون دختر درس خوند دانشگاه رفت خیلی هم با حیا و نجیب بعد چند سال بیکاری مشغول به کار شد تو یه شرکت موقع پرکردن فرم چون نخواست دروغ بگه با اینکه از بچگی سایه پدر بالا سرش نبود ننوشت پدرش فوت کرده شغل پدرش و نوشت مدیرش تو تعدیل نیروی پارسال و تو اوج تورم 91 اون و از کار بیکار کرد تو همون واحد یه دختر دیگه بود که پدرش مرده بود ولی نه نجابت اون دختر و داشت و نه کاربلدی و مدرکش و ولی چون پدرش مرده بود تعدیل نشد مدیرش معتقد بود یکی یه دونه است و پدرشم نمرده پدرش خرجش و بکشه خب وقتی نمی کشه این دختر باید چیکار کنه بره پدرش و بکشه تا بگن بی پدر و براش دل بسوزونن یه فیلم ساخته میشه آوای باران که زندگی بچه های خیابونی رو که خودمون بارها دیدیم به نمایش می کشه که خدا خیر بده به نویسنده و کارگردانش ولی چند بار شد مشکلات زنان بدسرپرست و نمایش بدن همیشه همون سوژه نخ نما شده بچه های پدر مرده که بخاطر توصیه زیاد تو فرهنگ و دین ما حتی اگه خانواده هاشون زیر بال و پرشون و نگیرن ( منظورم یاد دادن ماهیگیری بهشونه)هستن مردمی که دلسوزی کنن ولی کی دلش به حال بچه های بد سرپرست می سوزه تو موردی که من گفتم ماهیگیری و ابزار ماهیگیری رو هم از اون دختر نجیب گرفتن هرچقدرم فیلم در مورد بچه های خیابونی و بد سرپرست ساخته بشه (که چقدرم ساخته می شه) بازم کمه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۲۰ - ۱۰:۳۲
0
11
سالهای سال است که درصداوسیماوقتی قراراست فیلم یاسریال درموردروستایامشکلات روستائیان ساخته شود.فقط روستاهای زیباوسرسبزشمال انتخاب می شود.تاحالادیدیدیه کارگردان به خودش زحمت بده وبرای تهیه سریال به روستاهای محروم جنوب یاچهارمحال وبختیاری یاکهکیلویه بره؟
کارگردان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۲۱ - ۱۱:۵۵
1
0
آخه اونجا بهمون خوش نمیگذره
محمود تبریزی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۱۱/۲۲ - ۲۲:۰۳
0
0
در جامعه ما از جنوب تا شمال از شرق تا غرب اصلا کل دنیا این کارها را مشاهده کرده ایم حالا یکی میگه شمال هست نیست بابا درد کل جوامع بشریست بخصوص جوامع اسلامی که کار کردن زنان با شرایط خاصی باید باشه
ناشناس
|
UNITED KINGDOM
|
۱۳۹۲/۱۱/۲۳ - ۰۲:۲۷
0
0
برای آشنایی دوستانی که گفتن در گیلان و مازندران همه جا یکسره گیلکی حرف می زنند باید به عنوان یک دانش اموخته گویش های محلی ایران بگویم که مردم گیلان به بیش از 300 گویش و مردم مازندران به بیش از 400 گویش مختلف صحبت می کنند و اطلاعات این گویش ها در مرکز گویش شناسی انجمن زبانشناسی ایران - در پژوهشکدۀ علوم انسانی قابل دسترسی است. ضمن اینکه اگر یک گفتگوی ساده هم با مردم شهرهای مختلف گیلان و مازندران داشته باشید متوجه این تفاوت ها می شوید- مثلا مردم تالش که در نزدیکی فومن زندگی می کنند بکلی زبانی متفاوت دارند که حتی شهرهای اطراف هم صحبت های آنان را نمی شنوند - اما نکته اصلی این مقاله موضوع اقتصاد گیلان و مازندران است که بر پایه برنج و چای می گردد و هردوی اینکارها را زنان از دیر باز انجام می داده اند و زنان شمالی همواره در بازارهای محلی گیلان سرگرم فروش محصولات کشاورزی و دامداری خود هستند و دیدن یک زن رستوران دار ویا فروشنده در این شهر ها چیزی کاملا متداول و برای مردم عادی است...
مهدی
|
UNITED STATES
|
۱۳۹۳/۰۱/۲۶ - ۲۱:۳۷
1
0
کلا سریال خیلی مزخرفی بود. ارزش تحلیل هم نداره
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :