فروشگاه 5040
کد خبر: ۱۶۱۷۳
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۴
مهندس اسفنديار رحيم مشايي،رييس دفتر رييس جمهوري در جمع اعضاء ارشد ستاد ياران خورشيد اعلام کرد: انتخابات دوره دهم به يک معنايي واقعاً يک رفراندوم بود.

به گزارش ايرنا مهندس اسفنديار رحيم مشايي در ابتداي اين نشست خطاب به مسئولين ستاد ياران خورشيد گفت: ابتدا من تشکر مي کنم از حضور شما در اين محفل و از فرصتي که در اختيار بنده قرار داديد و تقدير مي کنم از زحمات و تلاش هاي شما خواهران و برادران عزيز و گرامي که در دوره انتخابات، در يک فضاي پرشور در مسير ابلاغ پيام ها و انديشه هاي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي دکتر احمدي نژاد در کشور کوشش کرديد و خدا را شاکر هستيم اين تلاش هاي صادقانه و مخلصانه به نتيجه رسيد و به بار نشست و بار ديگر براي نظام جمهوري اسلامي ايران، براي ولايت فقيه و براي مردم ارزشمدار اين سرزمين، عزت دوباره اي پديد آمد و فرصت بسيار مهمي شکل گرفت تا بتوانيم در راستاي فراهم ساختن زمينه هاي اجرايي و عملياتي و فکري و نظري و بستر سازي براي جامعه جهاني مهدوي گام هاي مؤثرتري برداريم.
رييس دفتر رييس جمهور در ادامه افزود: با توجه به اينکه به هر حال، از وقت بايد استفاده لازم را ببريم و طرح همه مسائل در يک نشست و يک گفتگو ميسر نيست از ورود به جزئيات مسايل قبل از انتخابات پرهيز مي کنم. شايد بيشتر آنچه مهم است تحليل وضعيت امروز و فرداي جامعه مي باشد و اينکه ببينيم که مسيرمان چيست و مقصدمان کجاست؟
وي تاکيد کرد: پيش از آن که اين موضوع را به بحث بگذاريم، لازم است يک نکته خيلي مهم را مرور کنيم و آن اينکه اين انتخابات در واقع يک انتخابات به مفهوم عادي و معمولي نبود.
مشايي ادامه داد: حوادث و رويدادهاي آخرين روزهاي پيش از برگزاري انتخابات و مسايل بعد از انتخابات نشان داد که حقيقتاً ماجراي انتخابات يک ماجراي معمولي و يک رقابت تعريف شده از قبل تجربه شده از دوره هاي پيشين نبود.
وي افزود: اگر بخواهيم بدون ورود به بحث تحليل جزئيات و تأکيد روي اصل موضوع و نتيجه؛ وروديه اي درست کنيم بايد عرض کنم که انتخابات دوره دهم به يک معنايي واقعاً يک رفراندوم بود. اين معناي رفراندوم شايد در بيانات مقام معظم رهبري هم بود، در بيانات رياست محترم جمهور هم بود و نيز انديشمندان و فعالان و نخبگان طرفدار ولايت و مشي و مرام آقاي احمدي نژاد و هم در ادبيات و مطالب جناح رقيب هم معناي رفراندوم بودن انتخابات دهم رياست جمهوري کاملاً ديده و شنيده شده است.

* ريشه يابي شکست هاي پياپي اصلاح طلبان
مشايي اظهار داشت: موضوع اين است که با شکست يا عدم توفيق اصلاحات يا اصلاح طلبان در طول 8 سال که در واقع بعد از 8 سال دوره آقاي هاشمي براي گشايش در فضاي سياسي و فکري تلاش هاي خيلي وسيعي صورت گرفت و البته اثر گذار هم بود و جامعه ما متفاوت و متحول شد، نتيجه و هدف اصلاحات آن طور که در برنامه اصلاح طلبان پيش بيني شده بود محقق نشد.
وي افزود: علت اين است که ماجراي مديريت يک جامعه و کشور يک ماجراي کاملاً پيچيده است. اينکه بخشي از مديران جامعه بخواهند گفتماني را در جامعه جاري کنند اگر چه مديريت به آنها کمک خواهد کرد که فضا بسازند و ابزار و امکانات در اختيار آنها قرار دهد اما وقتي کسي يا جناحي مسئوليت اجرايي کشور را برعهده مي گيرد، مسئول بسياري از امور جامعه است و پاسخ گفتن به همه امور جامعه امر ساده اي نيست و دشواري هاي خودش را دارد.
مشايي ادامه داد: به دلايل فراوان که خارج از اين بحث است اصلاح طلبان موفق نشدند در فرايند اداره امور جامعه توفيقاتي را در آن حد به دست بياورند که بتوانند روند دولتهاي گذشته را ادامه بدهند.
وي افزود: البته اين به معناي آن نيست که ماجراي اصلاحات پايان يافته يا جامعه از اصلاح روي برگردانده اما وقتي کسي در يک بخشي براي اداره امور جامعه متولي و مصداق مي شود او بايد پاسخگوي بسياري از امور باشد و اصلاح طلبان در طول 8 سال واقعاً نتوانستند مسايل جامعه را به پيش ببرند.
مشايي تاکيد کرد: الان من نمي خواهم وارد بشوم و بگويم اصلاحات کجا جلو رفت و کجا عقب ماند؟ چه چيزي درست بود و چه چيزي غلط بود؟ چون همه مؤلفه هاي اصلاحات که غلط نيست. اصل اصلاح که غلط نيست. اصل تحول که غلط نيست. من نمي خواهم وارد اين بحث شوم. ولي با توجه به اينکه بخش مهمي از دو دولت پيش از دوره اصلاحات، در فرايند اصلاحات هم درگير بود و اصلاً آنها خودشان را پديدآورندگان اصلاحات مي دانستند، با شکست اصلاحات بازگشت به گذشته مورد ترديد قرار گرفت که حالا اگر اصلاحات شکست خورده جايگزين و آلترناتيو آن چيست؟ چه چيزي به عنوان جانشين دوره اصلاحات ديده مي¬شود.
مشايي ادامه داد: در اين خصوص اصلاح¬طلبان طيف¬هاي مختلفي بودند و تحليل هاي متفاوتي داشتند برآوردهاي مختلفي هم داشتند. اما آنچه در بين همه آنها به طور مشترک وجود داشت اين تحليل بود که روند موجود بعد از 8 سال قابل دوام نيست. به همين دليل شما مي بينيد که در مدعيان اصلاح و تغيير هم شکاف وجود داشت .
وي افزود: در انتخابات رياست جمهوري نهم افراد مختلفي به عنوان کانديداي انتخابات در صحنه حضور پيدا کردند؛ از کساني که يک مقداري مشي تندتر داشتند تا کساني که مشي نرم تري داشتند و اين طيف تا کارگزاران ادامه مي يابد.
رييس دفتر رييس جمهور اظهار داشت: علت مشکلات اصلاح طلبان اين بود که از يک سو آنها از نظر کارکردي در بخش مديريت جامعه با ضعف هاي فراواني مواجه بودند و عدم توانايي آنها در مديريت آشکار شده بود و از سوي ديگر يک موج جديدي در اصول گرايان ايجاد شده بود که همزمان با انتخابات شوراي دوم در تهران، در شوراي تهران رأي آوردند و آقاي دکتر احمدي نژاد، شهردار تهران شد.
مشايي ادامه داد: در طول 2 سال يک فضاي جديدي به وجود آمد و يک موجي از تهران شکل گرفت و به سمت استان ها حرکت کرد و يک فرصتي پديد آمد. البته آن موقع بحث اصولگراها بحث داغي نبود بلکه بحث آبادگران بودو اين آبادگران بود که به عنوان يک جريان جديد و نو اين موج را ايجاد کرد.
* زمينه سازي براي حضور آقاي هاشمي در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
رييس دفتر رييس جمهور خطاب به اعضاء ستاد ياران خورشيد اظهار داشت: در اين شرايط اصلاح طلبان دچار مشکل شدند و برنامه اي براي آمدن آقاي هاشمي در صحنه انتخابات طراحي شد. هر چند که آقاي هاشمي صحنه انتخابات را طوري مديريت مي کند که تا آخرين لحظه سوخت نرود چراکه اقبالي به ايشان براي حضور در انتخابات نبود و کانديداتوري ايشان در جامعه مورد اقبال عمومي قرار نداشت به همين دليل اصلاح طلبان نگران بودند که اگر از روزهاي اول اسم آقاي هاشمي مطرح باشد ممکن است باز يک فرصت سوزي بزرگ ديگري اتفاق بيفتد و يک موج مثبت قويتر براي آبادگران شکل بگيرد. آنان مي دانستند که نام آبادگران در مواجهه و مقابله با برخي هسته ها و محفل هاي سياسي که مصداق بارزش هم خود آقاي هاشمي بود، رونق يافته بنابراين اگر از اول نام آقاي هاشمي مطرح مي شد اين موج سنگين تر مي شد لذا آقاي هاشمي را در انتخابات نهم رياست جمهوري تا آخرين لحظات نگه داشتند.
رحيم مشايي ادامه داد: در همين چارچوب اصلاح طلبان سعي کردند موضوع کانديداتوري آقاي هاشمي را پنهان کنند. از سوي ديگر مقام معظم رهبري هم در بياناتشان تأکيد بر نو گرايي و جوان گرايي داشتند که اين موضوع، اصلاح طلبان را با محدوديت هاي بيشتري مواجه کرد چون ديگر در تبليغ آقاي هاشمي رفسنجاني هر کاري براي اصلاح طلبان قابل انجام بود جز اينکه بگويند آقاي هاشمي رفسنجاني از جمله جوانان اين سرزمين است که اين يکي ديگر شدني نبود.

* محسن هاشمي گفت 20 ميليون رأي خاتمي، رأي پدر من است
رحيم مشايي در ادامه افزود: در پايان دوره 8 ساله اصلاحات، فروغ و اميد بسيار ضعيفي براي رأي آوري اصلاح طلبان به چشم مي خورد زيرا از يکسو مقبوليت اجتماعي آنان بسيار کاسته شده بود و از سوي ديگر، موجي شکل گرفته بود که در رأس آن آقاي دکتر احمدي نژاد قرار داشت که بدون ساختار و تشکيلات و حزب و گروه حرکت مي کرد.
وي افزود: اين وضعيت باعث شد که يک نگراني بسيار جدي در ميان اصلاح طلبان ايجاد شد. در 8 سال اصلاحات يک دوره پرچالش بين کارگزاران و اصلاح طلبان شکل گرفته بود چون کارگزاران معتقد بودند که اصلاحات محصول آنها است و بر همين اساس، رأي اصلاح طلبان به کارگزاران تعلق دارد.
مشايي ادامه داد: من يادم است که پس از دوم خرداد 76 در ستاد انتخابات وزارت کشور نشسته بوديم و انتخابات برگزار شده بود و آقاي خاتمي 20 ميليون رأي آورده بود و اين در تاريخ کشور ما بي نظير بود. ما هرگز انتخاباتي اين همه پرشور و با اين همه رأي نداشتيم. ما بعد از انقلاب، انتخابات رقابتي نداشتيم و در انتخابات رياست جمهوري سال 76 اولين بار بود که رقابتي شکل گرفته بود. در همان ايام در وزارت کشور نشسته بوديم که آقاي محسن هاشمي آمد. ايشان در ابتدا عليه آقاي جنتي سخن گفت و بعد اظهار داشت که راي آقاي خاتمي، رأي پدر من است و اين رأي، رأي آقاي خاتمي نيست. اين را من بي واسطه مي گويم و خودم آنجا نشسته بودم که آقاي محسن هاشمي گفت رأي خاتمي، رأي پدر من است.
مشايي ادامه داد: کارگزاران به دنبال اين بودند که اصلاحات را ادامه دولت آقاي هاشمي تلقي کنند انتخابات دوم خرداد 76 که تمام شد در شرايط که رييس جمهور، آقاي خاتمي بود رفتند به سراغ آقاي هاشمي و از ايشان در مورد ترکيب دولت سؤال کردند. آقاي هاشمي هم خيلي شفاف و صريح گفت که به زودي دولت را تشکيل مي دهيم. ادبيات آقاي هاشمي چنان ادبياتي بود که گويا دوباره آقاي هاشمي رفسنجاني رييس جمهور شده است.
رييس دفتر رييس جمهور افزود: البته اين رفتار آقاي هاشمي رفسنجاني، واکنش هاي خيلي تندي را در ميان نخبگان سياسي فعال پشت سر آقاي خاتمي که در حلقه هاي اول بودند، ايجاد کرد که بعد آقاي خاتمي مجبور شد مصاحبه کند و بگويد که بعد از رهبر در ايران نفر دوم من هستم.
مشايي اظهار داشت: از همين نقطه، جرياني در ميان اصلاح طلبان عليه آقاي هاشمي شکل گرفت که بعد به يک هجمه خيلي تند و تيز عليه آقاي هاشمي و افراد نزديک به ايشان تبديل شد تا آنقدر عليه آقاي هاشمي، در انتخابات مجلس ششم تبليغات کرده بودند که ايشان استعفا داد.
مشايي تأکيد کرد: البته آقاي هاشمي استعفا داد چون نگران بود در انتخاب رياست مجلس با مشکل مواجه شود. آن زمان، بعضي ها گفتند که آقاي هاشمي از حق خودش گذشت يعني ايثار کرد که در واقع امر، اينطور نبود بلکه فضاي مجلس به نحوي بود که ايشان نه به عنوان رييس مجلس و نه به عنوان نايب رييس مجلس رأي نمي آورد و اين مسئله، براي ايشان مايه سرشکستگي بود. در حقيقت، دليل اصلي استعفاي آقاي هاشمي در انتخابات مجلس ششم همين موضوع بود.

* هاشمي رفسنجاني و فشار بر رهبري
رييس دفتر رييس جمهور عنوان داشت: آقاي هاشمي و برخي از نخبگان سياسي و مذهبي در کشور، يک زاويه اي را که از ابتدا با مقام معظم رهبري در موضوع مديريت جامعه داشتند؛ در هشت سال اصلاحات بزرگتر شد.
مشايي افزود: آقاي هاشمي مايل بود از پشتيباني عمومي و مردمي براي فشار بر رهبري استفاده کند تا مشي رهبري در اداره امور کشور تغيير کرده و آنچه که آنها مايل بودند، اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد: در دوم خرداد 76 آنها تلاش مي کردند که آقاي ناطق به عنوان کانديداي رهبري معرفي شود و آقاي خاتمي به عنوان کانديداي آزاد مطرح باشد که بعد هم يک رأي خيلي سنگين براي آقاي خاتمي نتيجه آن باشد تا همه چيز در آقاي هاشمي تمرکز يابد تا آنها از اين طريق بگويند که اين آقاي هاشمي است که از محبوبيت بالاي مردمي برخوردار است و لذا فرايند مديريت جامعه بايد تغيير کند .
رحيم مشايي با اشاره به وقايع نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ادامه داد: در انتخابات رياست جمهوري نهم در سال 84 ، ضعف اصلاح طلبان در منظر افکار عمومي، نداشتن عنصري جدي و مؤثر براي جلب افکار عمومي بودکه نهايتاً در آقاي معين متوقف مانده بودند و ايشان هم واقعاً آراي چنداني نداشت و نمي توانست اين مسئوليت را برعهده بگيرد ولي براي اصلاح طلبان هم ديگر چاره اي نبود.

* ترفند اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم
رييس دفتر رييس جمهور ادامه داد: در خصوص کانديداتوري آقاي معين، اصلاح طلبان از خدا مي خواستند که شوراي نگهبان او را حذف کند تا آنان بتوانند از انتخابات کناره گيري کنند. در اين شرايط بود که شکست اصلاح طلبان اثبات نمي شد و مي توانستند دوره فطرتي را پشت صحنه بمانند و با مظلوم نمايي ادعا کنند که ما را به قدرت راه ندادند اما اين حربه آنان با تدبير مقام معظم رهبري در جريان تائيد صلاحيت آقاي معين از اصلاح طلبان گرفته شد.
مشايي افزود: اما يکي ديگر از ماجراي پشت پرده در انتخابات دوره پيش، توجه به اين نکته است که در آن شرايط جايي براي آشکار شدن اختلافات بين اصلاح طلبان و کارگزاران نبود زيرا اينها هر دو به آخر خط رسيده بودند و در برابر يک رقيب جديدي قرار گرفتندکه اين رقيب جديد، براي عده اي اصولگراها و در منظر برخي ديگر، فقط شخص احمدي نژاد است و هيچ رقيب ديگري وجود ندارد.
وي اظهار داشت: مهم آن است که آنها به اين نتيجه رسيده اند که با ورود عده اي به صحنه (نام، تفاوتي نمي کند آيادگران باشد يا اصولگرا) ؛ جايگاه و موقعيت رهبري اهميت يافته و با افزايش قدرت رهبري، پايه هاي نفوذ ايشان در صحنه اجرا و سياست در جامعه نيز تعميق يافته است. طرف ديگر ماجرا، توجه به اين نکته است که در مرحله اول، اصولگرايان در قالب «شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب» به وحدتي نرسيدند اما طرف مقابل، تمام تلاش خود را براي نيل به وحدت به کار گرفت و نهايتاً در مرحله دوم انتخابات يعني با آمدن آقاي احمدي نژاد و آقاي هاشمي، عملاً و به طور صد درصد اين اتفاق افتاد که دو رقيب مقابل هم قرار گرفتند.
مشايي در ادامه بيان داشت: نکته در خور تأمل اينکه هيچ وقت در تاريخ بعد از انقلاب اسلامي سابقه نداشته که کانديدايي به اين سطح مورد تأييد و تشويق افراد مختلف سياسي، فرهنگي و اجتماعي در جامعه قرار بگيرد و اين خيلي عجيب و عميق بود. تقريباً همه جريانات سياسي (صرف نظر از اينکه خيلي ها با هم دشمن بودند کاملا مخالف هم بودند) آشکارا اعلام موضع کردند و از آقاي هاشمي در دور دوم انتخابات گذشته، حمايت خودشان را اعلام کردند.
وي عنوان داشت: حتي خود آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم به همين صورت مواضع خودشان را اعلام کردند. آنها هم به اين نتيجه رسيده بودند که چاره اي جز ممانعت از قدرت گيري جناح مقابل که طرفداران رهبري شناخته مي شدند، وجود ندارد.
مشايي افزود: بحث شوراي رهبري، بحث مجلس خبرگان و انتخاب رهبر جديد؛ حرف هايي بود که در آن زمان زده مي شد و ادبيات تند و هتاکانه اي که به کار گرفته شد، قصدش تنزل جايگاه ها بود. اما انتخابات برگزار شد و آقاي احمدي نژاد انتخاب شد.
وي ادامه داد: حمايت هاي خارجي و گفت گو ها و مذاکرات خارجي را در انتخابات پيشين هم داشتند اما در اين انتخابات بيش از پيش، آشکار شد. آنها با بهره گيري از ظرفيت هاي رسانه هاي بيگانه؛ زمينه هاي جشن، شادماني و سرور را فراهم کرده بودند اما موفق نشدند اين سازماندهي را انجام دهند.
مشايي با اشاره به تلاش هاي بسياري که براي حضور آقاي هاشمي در صحنه انجام شد، افزود: سر اين که آقاي هاشمي بيايد يا نيايد خيلي بحث شد و اختلافات بسياري بين آنها وجود داشت. اما خود آقاي هاشمي اميدوار بود که در انتخابات پيروز مي شود و به همين دليل هم، به صحنه آمد. البته عده اي در تلاش بودند که آقاي هاشمي انصراف دهد. با دو مرحله اي شدن انتخابات و فراگير شدن موج در روزهاي آخر، انصراف آقاي هاشمي ديگر معنا نداشت زيرا همه چيز شکل گرفته بود و اين، همان هدايت الهي است که کار از دست همه خارج شود.
رييس دفتر رييس جمهور بيان داشت: شکست در انتخابات، ترس و نگراني عميقي را در آنها موجب شد به گونه اي که با استمداد جستن از يک «دولت خارجي» با تأکيد بر اينکه اين دولت نمي تواند شش ماه بيشتر دوام نخواهد آورد، زمينه را براي شکست دولت فراهم کردند.
وي در ادامه اظهار داشت: مثلاً در مورد پرونده هسته اي اگر دولت نهم سياست تهاجمي را در صحنه بين الملل اتخاذ نمي کرد و اگر فرايند هسته اي را با شکستن لاک و مهرها شروع نمي کرد و يک چالش بزرگي را در صحنه بين الملل پديد نمي آورد، به موفقيت هاي اين چنيني دست نمي يافتيم.
مشايي افزود: خيلي چيزهاست بعضي را نمي شود گفت اينکه چه ها در اين چهار سال گذشت، چه مسايلي اتفاق افتاده و چه کساني چه حرف هايي زدند و چه پيشنهاداتي دادند و چه برنامه هايي را فشار آوردند که آقاي احمدي نژاد بپذيرد و امضاء کند و خيلي مسايل هست که اينها را بايد به آينده واگذار کرد. وقتي که مقام معظم رهبري در سخنراني يا در جاي ديگري مي گويند ايستادگي و پافشاري شخص رييس جمهور اين مسئله، همينطوري نيست. عده اي دنبال اين بودند که دولت شکست بخورد اما اتفاقاتي در صحنه بين الملل و در منطقه رخ داد و پيروزي هاي بزرگي نصيب دولت شد که آقاي احمدي نژاد ظرف يک سال، به مشهور ترين و محبوب ترين شخصيت سياسي جهان اسلام قطعاً و بلکه دنيا تبديل شد.

* دلايل موفقيت دولت احمدي نژاد
مشايي عنوان کرد: طرح برخي مسايل جهاني مثل هولوکاست يا سفر آقاي احمدي نژاد به سازمان ملل، بحث هاي جديدي که بوجود آمد و از آن طرف هم، ادبيات عدالت جويانه، ارتباط صميمي و از نزديک با مردم، پرکاري، پشت کار و خيلي چيزهاي ديگر؛ دامنه اثر گذاري تخريبي اين مشکلات بر حوزه مديريتي را خيلي کاهش داد يعني مردم به نسبت گذشته و به دليل ارضاء رواني تحملشان بالا رفت و يا در خيلي از حوزه هاي ديگر، عزت ملي و عظمتي که براي ايران پديد آمده بود و آن ادبيات صميمي و از جنس مردمي که آقاي دکتر احمدي نژاد داشت و صداقت از همه اين ادبيات مي باريد و هيچ کس ترديد نمي کرد که اين ادبيات، ادبياتي سياسي است تأثير بسياري در افزايش محبوبيت احمدي نژاد داشته است.
مشائي افزود: عده اي با مشاهده اين روش مديريت با يک حجم بالايي از کار و تلاش زير بنايي که در کشور صورت گرفته و آثار پيشرفت و توسعه در روستاهاي کشور پديد آمده، نگران شدند اگر يک فرصت چهار ساله ديگري در اختيار اين دولت قرار گيرد، ديگر اميدي به بازگشت آنها نخواهد بود.
وي ادامه داد: برآيند اين تحرکات، اين شد که اگر چهار سال ديگر آقاي احمدي نژاد به قدرت برسد از آن طرف فرصتي در اختيارشان نيست و هم از سوي ديگر، با بنيان هاي جديدي که آقاي دکتر احمدي نژاد در روش مديريت اعمال کرده و توسعه اي که در اقصي نقاط کشور اتفاق افتاده ؛ طعم عدالت و رسيدگي به همه کشور را رواج داده و بر مبناي آن ، يک توسعه سريع و يک پيشرفت خيلي سريع در کشور اتفاق مي افتد.
رييس دفتر رييس جمهوري بيان داشت: مخالفان دولت شرايط جهاني را ديدند؛ آن اميدي که در آن چهار سال فشار بين المللي موجب شکست اين دولت بشود و احمدي نژاد و کابينه و نگاه او در هم بشکند و مردم ايران ناچار شوند که از مواضع گذشته خود برگشته و اعلام کنند که اين راه را ديگر قبول نداريم، را نيز ديدند و مشاهده کردند که هرچه به پايان انتخابات نزديک تر مي شود ما شاهد اضمحلال در قدرت بين المللي براي اعمال فشار هستيم، شاهد شکنندگي جبهه «نه احمدي نژاد» و شکنندگي آنها در صحنه بين المللي هستيم.

* فرجام ايستادگي دولت
به گزارش ايرنا مشايي ادامه داد: ماجراي هسته اي خودش يک بحثي است که اصلاً فرايندش چطور شد. به ما گفتند شما اصلاً نه اسمي و نه حرفي از سانتريفيوژ نبريد. شما را چه به سانتريفيوژ. فرانسه ادعا مي کند که ما 10 سال با آمريکايي ها نشستيم و بحث کرديم بعد از اين مدت بود که آمريکايي ها اجازه دادند که ما بحث هسته اي را مطرح کنيم چطور شما يک شبه آمده ايد و مي خواهيد انرژي هسته اي داشته باشيد.
وي با اشاره به بحران اقتصاد جهاني افزود: ايران اگر در اين بحران مي افتاد جزو آخرين کشوري بود که از اين بحران در مي آمد. يعني اينکه اجازه نمي دادند که ما خودمان را بسازيم. حالا اينها که آمده بودند ايران را با تحريم اقتصادي بشکنند اين خودش شد ابزار نجات ايران. اينها مشاهده کردند که اراده بين الملل براي ضربه زدن به دولت احمدي نژاد به نتيجه نرسيده و فرايند هسته اي به يک صحنه مصاف ايران در نظام بين الملل تبديل شده که يک پيروزي قاطعي را براي ايران به همراه داشته است.
مشايي بيان داشت: در حال حاضر و در شرايطي که احمدي نژاد از يک محبوبيت فوق العاده بي نظير تاريخي برخوردار است و نيز با توجه به تجريبات موجود، جامعه جهاني به جاي فکر براندازي دولت احمدي نژاد به اين نتيجه رسيده که هيچ چاره اي جز همراهي با دولت احمدي نژاد ندارد.
وي اظهار داشت: خودم فکر مي کنم در تاريخ ايران قبل و بعد از انقلاب يک چنين دولتي، يک چنين رييس دولتي با اين محبوبيت وجود ندارد که هم در کشور اين همه انسجام را سازمان داده باشد، هم اميد آفريده باشد و اين همه احساس عزت ايجاد کرده باشد. من شاهدم ايرانيان خارج از کشور تا پيش از اين دولت مي گفتند ما ايراني بودن خود را انکار مي کرديم ما هيچ جا نمي گفتيم ايراني هستيم تا مي گفتيم ايراني هستيم مي گفتند اينها تروريست هستند، عقب مانده هستند، مرتجع هستند، افکار و انديشه هاي عقب مانده اي دارند. الان ما هر جا مي رويم قبل از اينکه کسي از ما بپرسد کجايي هستيد خودمان يک جوري مي گوييم ايراني هستيم چون به ايراني بودن خود افتخار مي کنيم براي اينکه در بسياري از زمينه ها و با وجود بسياري از فشارها، ايران در صحنه خود را نشان داده به گونه اي که اکنون در زمره 10 کشور اول دنيا است و اين، خيلي مهم است.
مشايي در ادامه با اشاره به دستاوردهاي دولت به ويژه سفرهاي استاني افزود: دولت آهنگ رشد حرکت بسيار خوبي داشته است نمونه اش همين سفر استاني است. سفر استاني خوب فهميده نشده است. در جامعه سفر استاني و دلايل آن تبيين نشده است. قطعاً در سال هاي آينده، اثر توسعه اي سفرهاي استاني در کشور مشاهده خواهد شد. آن برنامه هايي که آنجا اجرا شده، زيرساخت هايي که در کشور درست شده است.
وي در همين ارتباط افزود: اگر قصد داشته باشيم فقر را از بين ببريم، بدون ساخت زيرساخت هاي جامعه، فقر از بين نمي رود. هر کار که بکنيد براساس زيرساخت ها است. گفتند احمدي نژاد در کشور پول توزيع مي کند. احمدي نژاد در کشور پول توزيع نمي کند بلکه اين کميته هاي امداد و بهزيستي هستند که در دوره حيات اين دولت، رسيدگي شده و تلاش شد تا خدمات آنها از نظر کيفي بهبود يابد. بحث اصلي ساخت زيرساخت ها در روستاها و شهرهاي کشور است. بدون اين مهم، توسعه و پيشرفت اصلاً معنا ندارد. اينها در سفرهاي استاني محقق شد.
مشايي بيان داشت: شما اکنون روبنا را مي بينيد. مراحل بعدي توسعه، به طور يقين فقر از بين مي برد. در جايي که نه آبي وجود دارد، نه برقي و نه جاده اي؛ مگر مي شود پيشرفت باشد. مگر مي شود فقر را از بين برد. در شرايط کنوني، با سرمايه گذاري هاي صورت گرفته اميد بسياري براي قرار گرفتن ايران در تراز بالاي جهاني وجود دارد و اين، دقيقاً همان نکته اي است که مقام معظم رهبري در اين 20 سال بر آن تأکيد داشته اند.
وي عنوان نمود: در اين چهار سال، احمدي نژاد همواره گفته است که چرا ايران بايد دست کم گرفته شود. ايران از جايگاه بالايي برخوردار است. من به عنوان کسي که در ميراث فرهنگي و گردشگري بوده ام و ارتباطات و مراودات بين المللي داشته ام؛ اين معنا را بيشتر از همه مي فهميدم. مي دانم که اين حرف، چقدر حرف کليدي و طلايي و مبنايي است و ما بايد از اينجا شروع کنيم که بگوييم ما جزو چند کشور برتر دنيا مي توانيم باشيم. چرا نباشيم؟ ما جزو برترين کشورهاي دنيا هستيم که داراي منابع طبيعي و کاني است. جزو کشورهاي برتر دنيا هستيم که منابع انساني با کيفيتي در اختيار داريم و اينها، در زمره ابزارهايي است که مايه رشد، پيشرفت و تعالي ايران است.
مشايي ادامه داد: به چه دليل ما نبايد در سطوح بالاي دنيا باشيم. نمي گوييم امروز مثل ژاپن ماشين بسازيم مثل ژاپن برخي از چيزها را پيشرفته بسازيم ولي مي توانيم بسازيم. يک کشوري که در تحريم توانسته ماهواره در فضا بفرستد خيلي مهم است. اين دولت با اين شرايط داخلي و بين المللي با اتکاء به دانش بومي خود به علم و توانايي توليد چرخه سوخت دست يافته است.
استمرار اين شرايط، فقط يک آدمي مي خواهد که آن بالا بايستد و بگويد من هستم. اين شرايط باعث شده که رييس جمهور آمريکا بگويد ايران هسته اي ديگر يک مساله اي هست که بايد باورش کرد.
وي افزود: عده اي در تلاش بودند با افزايش فشارهاي داخلي و بين المللي، موجبات سقوط احمدي نژاد و سپس سقوط رهبري را فراهم آورند. من خودم شخصاً در مذاکرات و صحبت با خيلي از شخصيت هاي جهاني مشاهده کردم که مي گفتند همه منتظر بوديم ببينيم احمدي نژاد دور دوم پيروز مي شود يا نه. اگر بيايد ما بهانه داريم که به دنيا و به مردم بگوييم چون مردم ايران همچنان احمدي نژاد را پذيرفته اند ما هم هيچ چاره اي جز تعامل با مردم ايران نداريم پس احمدي نژاد را مي پذيريم. اين، ادبياتي بود که قبل از انتخابات در جهان غلبه داشت.

* مباحث مربوط به انتخابات رياست جمهوري دهم
به گزارش ايرنا رييس دفتر رييس جمهور خطاب به اعضاء ستاد ياران خورشيد گفت:تلاش بسيار جدي صورت گرفت تا به هر صورت ممکن، اين انتخابات به شکست بيانجامد اين در حالي است که همه نظرسنجي ها، حاکي از آن بود که احمدي نژاد شاگرد اول است و شاگرد دوم هم ندارد و مردم ايران در بالاترين سطح احمدي نژاد را پذيرفتند. تمام نظرسنجي هاي بين المللي هم حکايت از پيروزي قاطع احمدي نژاد دارد پيروزي بدون رقيب.
مشايي ادامه داد: در همين حين، هماهنگي هاي بسيار وسيعي از جانب سرويس هاي اطلاعاتي اروپايي ها به ويژه انگليس صورت گرفت تا اين پروژه را به عنوان يک پروژه بسيار مهم پيگيري کنند. يکي از مهمترين پروژه ها انقلاب مخملي بود. اين انقلاب سطحش خيلي بالاتر از آنچه که در گرجستان اتفاق افتاد، بود چون شکل ايران خيلي متفاوت است و يک دولتي براي بار دوم قصد دارد محبوبيت خود را در منظر افکار عمومي ارزيابي کند.
وي بيان داشت:سال قبل در اين هنگام کسي رقيب آقاي احمدي نژاد نبود. آقاي خاتمي يک بار آمدو عقب نشيني کرد. اسمي از موسوي هم نيست. در کشور يک احمدي نژاد هست ولاغير و اين مسئله، تا ماه هاي قبل از انتخابات هم ادامه دارد. مردم هم پيروزي احمدي نژاد را قطعي تلقي مي کردند. فقط اين نگراني وجود داشت که نکند مردم بگويند ايشان رييس جمهور است و ديگر نيازي نيست که همه پاي صندوق هاي رأي بروند. در اين صورت، آقاي احمدي نژاد با يک راي 15 و 16 ميليوني رييس جمهور مي شود و مخالفان ادعا مي کنند که احمدي نژاد محبوبيت نداشته و اين باعث مي شود که بگويند هم نظام محبوبيت نداشت هم ولايت فقيه محبوبيت نداشت.
مشايي عنوان کرد: در شرايط کنوني نمي توانند حرفي بزنند چون40 ميليون آدم آمدند. ولي اگر شما فرض کنيد 21 و 22 ميليون آدم آمده بودند و 15 و 16 رأي به آقاي احمدي نژاد داده بودند، وضعيت نگران کننده بود. شما با دوره هاي قبل مقايسه کنيد؛ آقاي هاشمي با چند رأي رييس جمهور شد؟ چه ميزان رأي در کشور داشتيم. نگراني ما اين بود که مردم فکر کنند آقاي احمدي نژاد رييس جمهور است و راضي هم هست که رييس جمهور باشد، رقيب هم که ندارد اگر کسي هم حوصله داشت مي رود رأي مي دهد. اين مسائل مايه نگراني بود.
وي افزود: در حالي که همه نظرسنجي هاي جهاني از پيروزي قطعي آقاي احمدي نژاد خبر مي داد، ولي سه چهار ماه آخر گفتند انتظار تحرک از ما براي تعاملات نداشته باشيد چون فضا براي ما ميسر نيست. اگر شما انتخاباتي برگزار کنيد و آقاي احمدي نژاد مجدداً انتخاب شود ما مي توانيم در برابر فشارهاي آمريکا و دو سه کشور اروپايي مقاومت کنيم و براي مردم جواب خوبي هم داريم تا با شما همکاريهاي مان را ادامه دهيم.
مشايي اظهار داشت: با وجود اينکه عده اي به ميدان آمدند و اين بساط را درست کردند که مايه آبروريزي خودشان شد، اکنون مي گويند که ما بايد رابطه مان را برقرار کنيم و همه سفراي کشورهاي اروپايي براي شرکت در مراسم نتفيذ به وزارت خارجه پيغام مي فرستند. آنها گفتند ما در تنفيذ شرکت مي کنيم فقط خواهش مي کنيم که آقاي رييس جمهور که صحبت مي کنند ملاحظه ما را نيز بکنند.
وي ادامه داد: اما سرويس هاي جاسوسي انگليس به همراه آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي، خشمي از آقاي احمدي نژاد به دليل دستيابي ايران به فنآوري هسته اي داشتند. آنها به طور مداوم قطعنامه صادر مي کردند اما صدور اين قطعنامه ها هيچ تأثيري در تعاملات بين المللي ما نداشت.
مشايي افزود: من 4 سفر تا به حال با آقاي احمدي نژاد داشته ام. در سفر دوم ايشان به نيويورک که سفر اول من بود با ايشان بودم. با اعضاي شوراي روابط خارجي آمريکا ملاقات کرديم. آنها آمدند هتل که رييس جمهور ايران را ببينند. در آن جلسه اينها يک حرف شان راجع به بحث هسته اي بود که همه حرفهايشان محکوم شد. 30 نفر از بزرگان و مؤثران سياست هاي جهاني نشسته بودند. يکي از آنها گفت آقاي احمدي نژاد مشکل ما اين است که اگر بپذيريم شما هسته اي باشيد با ديگر کشورها چه کار کنيم؟ ما حرفي نداريم شما هسته اي باشيد اينها را چيکار کنيم. پاسخ احمدي نژاد چي است. آقاي احمدي نژاد گفت مشکل چيست که آنها هسته اي باشند؟ يعني نه تنها از فناوري هسته اي ايران قاطعانه دفاع مي کند بلکه نظام سلطه را هم زير سوال مي برد و مي گويد شما به چه حقي راجع به هسته اي يا غير هسته اي شدن ديگران مانند ترکيه يا مصر يا هر جاي ديگر حرف مي زنيد. چه اشکالي دارد که آنها هسته اي باشد. طرح اين بحث، قدرت رواني بالايي نياز دارد.
* پاسخ مشايي به اتهامات بي اساس مخالفان
به گزارش ايرنا وي عنوان کرد: اينها با مشاهده توفيقات دولت در ساختن روستاها و شهرها، اکنون حرف هايي مي زنند که هيچ کس باور نمي کند و حرف هايي مي زنند و به جن نسبت مي دهند، به امام زمان لاي درختان نسبت مي دهند، سر سفره به جانماز نسبت مي دهند و سپس در آخر، يک مرتاض 400 ساله ايراني زرتشتي را پيدا کرده اند و به او نسبت مي دهند. چرا اينها را مي گويند؟ براي اين که نمي توانند در مقابل منطق ايستادگي کنند.
مشايي ادامه داد: مخالفان، توانمندي همه سرويس هاي جاسوسي را به کار گرفتند و در اين انتخابات از آن استفاده کردند. آنها بر اين باور بودند که چاره اي نداريم براي اينکه 4 تا قطعنامه صادر کرديم و آبرويمان رفته است و نمي توانيم الان تسليم بشويم. آنها خودشان هم مي دانستند که احمدي نژاد رأي مي آورد چون نظرسنجي هم داشتند. در نظر سنجي واشنگتن پست، 62 درصد آرا به احمدي نژاد تعلق داشت که اين ميزان در نظرسنجي بعدي که يک ماه قبل از انتخابات انجام شد رشد داشته است.
وي اظهار داشت: يک ادبياتي در دنيا وجود دارد که بر «اثبات جهاني» تأکيد مي کند و بر اين اعتقاد است که آمريکا، آمريکا نيست مگر آنکه دنيا از آن واهمه داشته باشد. بر اين اساس، تمايلي نداشتند که ايران در زمره قدرت هاي جهاني قرار گيرد.
رييس دفتر رييس جمهور در همين ارتباط، با اشاره به مناظره نامزدهاي انتخاباتي گفت: آقاي موسوي در مناظره خود با آقاي احمدي نژاد گفت اگر آمريکا در حال فروپاشي است پس چرا شما در سازمان ملل به سخنراني مي رويد؟ اين در حالي است که اصلاً سفر به نيويورک، سفر به آمريکا نيست. سازمان ملل اصلاً ربطي به دولت آمريکا ندارد. در عين حال، آقاي احمدي نژاد هيچ وقت نمي گويد آمريکا در حال فروپاشي است.
وي در ادامه افزود: اشاره من به عدم امکان فروپاشي آمريکا که در سفر قبلي ام به نيويورک گفتم و در مطبوعات داخلي هم بازتاب بسياري داشت بر پايه اين تحليل بود که اساساً ساختار سياسي، اجتماعي و فرهنگي آمريکا به گونه اي نيست که اين کشور مانند شوروري دچارفروپاشي شود. منظور ما از فروپاشي، فروپاشي امپراطوري آمريکا است.

* چرايي پروژه حذف احمدي نژاد
به گزارش ايرنا مشايي بيان داشت: اينکه يک سال قبل از انتخابات پروژه حذف احمدي نژاد دنبال مي شود، به دليل آن است که رقابت با احمدي نژاد شدني نيست. در اين صورت است که پروژه حذف احمدي نژاد دنبال مي شود.
وي ادامه داد: با حضور احمدي نژاد در صحنه رقابت هاي انتخاباتي، بسياري از برنامه ريزي ها به هم خورد و مخالفان به سمت مديريت انتخابات پيش رفتند. توجه به اين نکته ضروري است که علت همه اين مخالفت ها، تغيير در شکل مديريت نظام جمهوري اسلامي ايران است و نوک پيکان متوجه مقام معظم رهبري است چراکه مديريت نظام با ايشان است با رييس جمهور که نيست.
رييس دفتر رييس جمهور با اشاره به تلاش هاي صورت گرفته براي حذف احمدي نژاد افزود: عمده تلاش ها معطوف اين بود که چگونه مي توان اين فرآيند را مديريت کرد. افرادي در داخل و خارج کشور، از حدود يک سال قبل از انتخابات، برنامه دقيق و مدوني را طراحي کردند؛ و به اين نتيجه رسيدند که رقابت با احمدي نژاد، بايد از مسير حذف رقابت باشد به اين معنا که اول بايد پذيرفت که اساس رقابت با احمدي نژاد معنا ندارد و در اين ميان، حذف احمدي نژاد ضروري است. منظور از حذف، حذف فيزيکي يا ترور نيست (آن را بايد به خدا واگذار کرد که آنها واقعاً اين قصد را داشتند يا خير) بلکه مقصود اين است که کل اين دولت نفي شود چون رقابت با اين دولت بسيار دشوار است در نتيجه بايد آن را نفي کرد. ترجمه اين سياست را مي توان در ادبيات روزهاي نزديک به انتخابات و نيز ادبيات رقبا مشاهده کرد؛ به عنوان نمونه هر نامزدي سعي مي کرد خودش را به عنوان پيروز ميدان مطرح کند و اصلاً رييس جمهور شدن احمدي نژاد مطرح نيست.
مشايي ادامه داد: اين حق يک کانديدا است که تبليغ کند اما اينکه مي گويند پيروزي قطعي است، چگونه به اين نکته رسيده اند؟ چگونه به اين قطعيت حرف مي زنند؟ معنايش آن است که فرآيند، فرآيند درستي نيست و رقابتي وجود ندارد. در روزهاي منتهي به انتخابات هم اين نوع نگاه، زبانه کشيد و کاملاً مشخص شد که ادبيات، رقابتي نبوده بلکه به دنبال حذف احمدي نژاد است.
وي بيان داشت: مخالفان به اين نتيجه رسيدند که يک راه بيشتر وجود ندارد و آن اينکه از اساس تمام توانمندي ها و ظرفيت هاي مثبت و امتيازات اين دولت را زير سوال ببرند زيرا با خدماتي که دولت به دست آورده نمي توان رقابت کرد؛ با عزت بين المللي کسي نمي شود رقابت کرد ، با خدمت نمي شود رقابت کرد، با روحيه تماس و ارتباط و تعامل با مردم نمي شود رقابت کرد ، با پرکاري نمي شود رقابت کرد، با مظلوم نوازي، فقير نوازي و امثال اينها نمي شود رقابت کرد .
مشايي با اشاره به عملکرد دولت گدشته گفت: آقاي خاتمي در جلسه اي که مسئولان نظام (اگر اشتباه نکنم در ماه مبارک رمضان بود يا در يکي از جشن هاي ملي و مذهبي) خدمت آقا بودند. ايشان گزارشي کوتاه ارائه داد و سپس با اشاره به کمبود وقت به حضار اعلام کرد که حال من سخن را کوتاه مي کنم و از فرمايشات مقام معظم رهبري بهره ببريم ناگهان آقا يک نگاهي به ايشان کردند و گفتند وقت داريم ادامه بدهيد و ايشان ادامه داد اما ادامه گزارش هم کوتاه بود.
مشايي ضمن اشاره به ضرورت مقايسه عملکرد دولت ها خاطرنشان ساخت: دکتر احمدي نژاد وقتي گزارش دستگاه هاي مختلف را مي خواند دروغ که نمي گويد بلکه دستگاه ها به ايشان گزارش داده است مثلاً من گزارش گردشگري مي دهم از معاون گردشگري گزارش مي گيرم. در نتيجه مشخص مي شود که مخالفان دولت، به دروغ پناه آورده اند. يعني آمدند گفتند بايد دروغ بزرگ بگويم ، به قول گوبلز دروغ بزرگ قابل باور است دروغ بزرگ همين بود که حرف ها و عملکردهاي دولت، آمار و ارقام زير سؤال برود.

* اشاره مشايي به علت افزايش عزت ايراني در جهان
به گزارش ايرنا وي ادامه داد: من مسئول ايرانيان خارج از کشور هستم و با دنيا ارتباط دارم. افتخاري که امروز از ايران در دنيا وجود دارد، بي نظير است. دکتر احمدي نژاد در ژنو؛ ادبيات آزادي خواهان جهان و ادبيات ضد نژادپرستي را مطرح کرد. عده اي بعد از سخنراني ايشان نزد ما آمدند و گفتند شما به ما افتخار داديد و اين اجلاس را جهاني کرديد.
مشايي افزود: دبير کل سازمان ملل پيش از سخنراني آقاي احمدي نژاد با ايشان صحبت کرد و گفت که اسم صهيونيست ها را نبريد. آقاي احمدي نژاد هم در جواب گفت يعني من امروز نگويم که بر مردم غزه چه آورده اند؟ نگويم که خانه را روي سر ساکنان سرزمين هاي اشغالي خراب کرده اند؟ آقاي احمدي نژاد قبل از اينکه برود سخنراني کند هنگامي که اسم ايشان را خواندند سالن براي آقاي احمدي نژاد کف زدند. با اين حال، نمي توان به استناد ترک سالن از سوي عده اي، آبروي کشور را بر باد رفته انگاشت.

* انتخابات رياست جمهوري دهم يک رفراندوم بود
به گزارش ايرنا رييس دفتر رييس جمهوري بيان داشت: سطح انتخابات رياست جمهوري دهم سطح يک رفراندوم بود. جامعه ما يک جامعه انقلابي است و نظامي منسجم دارد. اينکه شکست خوردگان در انتخابات، عده اي را بسيج کرده و به خيابان ها بفرستند و به ارکان نظام مانند رهبري توهين کنند، کار درستي نيست چراکه که رهبري در نظام ما مقدس است. فرآيند روزهاي قبل از انتخابات و نيز تحولات پس از آن، از يک هماهنگي وسيع و يک طراحي گسترده و مشارکت تعداد قابل ملاحظه اي از نخبگان سياسي و مذهبي که مبنا را براي رفراندوم در ايران گذاشته بودند، حکايت مي کند.
مشايي خاطرنشان ساخت: عده اي با شکستن شيشه و آتش زدن موتور و سطل زباله پلاستيکي قصد فريب مردم را داشتند و مي خواستند مردم را در صحنه دخالت دهند. اکنون، با وجود سپري شدن انتخابات، آنچه که کشور با توجه به شرايط سياسي و اجتماعي جامعه، بدان نيازمند است؛ مديريت تغيير است. بايد به اين نکته توجه داشت که هرکسي و کساني که (تغيير) را مديريت مي کنند يا پشتيباني مي کنند و اصلاح امور را در دست دارند، هميشه در دوره هاي خودشان پيروز هستند. استمرار اين پيروزي در شرايطي مهيا مي شود که فرايند اصلاح و تغيير و تحول مديريت مي شود. در شرايطي که اين تغيير به صورت صحيحي مديريت نشود، زمان واگذاري فرا خواهد رسيد.
وي يادآور شد: حداکثر اين زمان 4 سال است؛ مدت زماني که يک رييس جمهور در دور اول فعاليت خود در اختيار دارد. رييس جمهور پيش قدم ترين و بلکه مهم ترين عنصر براي تغيير و تحول در نظام ايران براساس چارچوب هاي نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه است. اگر احمدي نژاد در جامعه چهره خود را به عنوان تحول دهنده و تغيير دهنده از دست دهد ، کمتر از مدت زمان مذکور دوام خواهد داشت. در حقيقت، نظام جمهوري اسلامي بايد در چارچوب ارزش هاي خود، تغيير، تحول و اصلاح را ارج نهاده و آن را مديريت کند.

مشايي در خاتمه عنوان کرد: اميدواريم به برکت عنايات حضرت ولي عصر(عج) و ارزش هاي اخلاقي و انساني که در اين سرزمين وجود دارد و نگاه امام و شهدايي که به اين انقلاب و نظام است در مسير اصلاحات، تغييرات و تحولات؛ گام هاي محکم و استواري برداشته شود.
کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
سامان تل
فروشگاه اینترنتی بانک سامان
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین