کد خبر: ۱۳۸۱۵۶
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۶
آیا خون آمریکاییها از دیگران رنگین تر است
انفجارهاي بوستون را مي‌توان برگرفته از فرهنگ خشونت تزريق شده از سوي دولتمردان آمريكا در جامعه براي فروش سلاح و كسب درآمد براي لابي اسحله سازي و صهيونيست‌ها دانست. در همين حال آمريكا با جنگ طلبي در جهان فرهنگ خشونت را در ملت خود ترويج كرده كه امروز به امري لجام گسيخته مبدل شده است.
گروه بین الملل ـ با توجه به سوابق دولتمردان آمريكا اين احتمال وجود دارد كه آنها از مسئله بوستون براي اسلام هراسي استفاده كنند چرا که آمريكا هر زمان كه در تامنين امنيت شهروندان خود ناتوان مي‌شود به متهم سازي مسلمانان مي‌پردازد و با اين اقدام هم بر كم كاري خود سرپوش مي گذارد و هم طرح اسلام ستيزي را اجرا مي كند.

به گزارش بولتن نیوز، نمونه این کار را البته در موضعاتی مانند حمله های سایبری آمریکاییها و صهیونیستها به مراکز و تاسیسات هسته ای و صنعتی و نفتی ایران قبل از این هم دیده بودیم که بولتن نیوز در آن زمان با اطلاع رسانی سریع این موضوع را گوشزد کرد و البته در نهایت امریکاییها با عقب نشینی از تبلیغات وسیع خود در مورد حملات سایبریشان به ایران کاستند. موضوعی که نهایتا به واکنشهای سازمانهای بین المللی برای مقابله با این حرکت زشت و ضد بشری انجامید و طرحی نیز مطرح شد که بر اساس آن تهاجم به هر کشوری با حملات سایبری همانند حمله نظامی به ان کشور است و کشور مورد حمله واقع شده می تواند در مقابله با حملات سایبری واکنش جنگی صورت دهد.

ناگفته نماند که گزارشهای بولتن نیوز در موازات اکتشافات دستگاه های تخریب کننده جا سازی شده در قطعات صنعتی وارداتی از سوی وزارت اطلاعات منتشر شد و این مهم در نهایت به عقب نشینی آمریکاییها انجامید و برخی رسانه های داخلی هم در حرکتی مشابه دیگر از بلوف زدن در رابطه با توان سایبری ایران کمتر سخن راندند !.

خرداد ماه 91 بود كه نوشتيم " جان مک کین و سیاستمداران آمریکایی از فاش شدن راز حملات سایبری آمریکا علیه ایران ابراز ناخوشنودی كردند و چرا این موضوع را دست آوردی بزرگ برای خود و کشور خویش نمی دانند. پاسخ این است که برملا شدن این راز در صورتی که با حادثه ای غیرقابل جبران در تاسیسات هسته ای ایران همراه شده و منجر به فاجعه انسانی در منطقه شود. خواهد توانست لکه ننگ دیگری باشد بر پیشانی دولت آمریکا. لکه ننگی که سالها قبل در هیروشیما و ناکازاکی بر پیشانی آمریکاییان نقش بست و اگر دیگر بار و به هر شکل مستقیم و یا غیر مستقیم رخ دهد. ناگزیر خشم جهانیان را بر به همراه خواهد داشت. خشمی که آمریکاییها و کشور آمریکا را آماج تهاجماتی سهمگین از سوی انسانهای آزاده جهان ساخته و آثار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن تا سالیان سال غیر قابل بازگشت خواهد بود.

از این رو است که سناتور مک‌کین در سنگاپور به خبرنگاران می گوید: ما دوباره شاهد فاش شدن عملیات‌های آمریکا در رسانه‌ها هستیم که این موضوع بسیار ناراحت کننده است".

تمامي اقدامات ضد بشري آمريكاييها در حالي از ديد سازمان ملل ناديده گرفته مي شود كه در خردادماه سال 1390 دولت آمریکا با تصویب ماده جدیدی تصويب كرده است كه " از این به بعد پاسخ حملات سایبری به مراکز حساس و زیر ساخت های ارتباطی این کشور به مثابه اعلان جنگ قلمداد خواهد کرد و پاسخ آن را با حمله نظامی می دهد.این قانون به فرماندهان نظامی امریکا این امکان را می دهد تا پاسخ حمله هکرهایی را که از سوی دول خارجی حمایت می شوند را با موشک بدهند.

مقامات پنتاگون می گویند:هدف از تصویب این قانون هشدار به هکرهایی است که با نفوذ به سیستم حمل و نقل و نیروگاه های هسته ای و سایر زیر ساخت های حساس به امنیت ملی آمریکا ضربه می زنند.

این دستور العمل جدید با بسط تعریف دفاع از خود که در منشور سازمان ملل متحد برای کشورها تضمین شده است؛هر گونه حمله سایبری را ذیل حمله نظامی تعریف می کند.سامی ساید،کارشناس اسبق امنیت سایبری پنتاگون در این باره می گوید:«هر گونه حمله جدی هکرها به زیر ساخت های اینترنتی حمل و نقل و برنامه های هسته ای و نیروگاه های برق و…. می توانید به اندازه یک حمله نظامی به خاک آمریکا خسارت وارد کند."

به هر حال در رابطه با واکنشهای سریع سازمان ملل به مواردی که به حقوق آمریکاییها و رژیم صهیونیستی مربوط می شود همین بس که سازمان ملل و كشورهاي غربي سريعا در قبال تحولاتي مانند بوستون موضع گيري مي‌كنند و این در حالي است که در قبال حملات سایبری و دستکاریهای صنعتی در تاسیسات ایران و همچنین تحواتي مانند انفجارهاي خونين در ساير كشورها بويژه كشورهاي اسلام سكوت كرده ويا نسخه هاي عجيب تجويز مي كنند.

در اين رابطه از سازمان ملل و غرب می پرسیم كه دليل اين رويكرد دو گانه چيست و ديگر اينكه چگونه غرب و سازمان ملل انفجارهايي مانند پاكستان، افغانستان، عراق و سوريه را كه توسط گروه هاي تروريستي صورت مي گيرد صداي مخالفان دولتها معرفي مي كنند و خواستار توجه دولتها به صداي آنها مي‌شوند اما در برابر مسئله آمريكا و اينكه هر روز شاهد حوادث خونين است از واژه تروريسم استفاده مي كنند و مقابله با آنها را حق آمريكا مي دانند. آيا انفجارها و ناارامي‌هاي آمريكا را نمي توان صداي مخالفان دولت آمريكا دانست كه وظيفه دولت آمريكا شنديدن صداي آنها است. آيا حمله هاي سايبري مورد تاييد مراجع رسمي آمريكا و اسرائيل جزئي از حقوق ملتها و به خصوص ملت ايران نيست كه همواره مورد تعرض قرار گرفته است و سازمان ملل هرگز آن را محكوم نكرده است. آيا آمريكاييها و اسرائيل به موجب عمليات مخرب فيزيكي و سايبري در ايران و ديگر كشورهاي جهان مشمول كشورهاي ترورستي قرا نمي گيرند. آيا اينكه بخش زيادي از بودجه سازمان ملل از سوي آمريكايي ها تامين مي شود مي تواند عاملي باشد براي محكوميت كشورهايي كه در ليست حاميان آمريكا و اسرائيل قرار ندارند. آيا حملات انتحاري در آمريكا و اروپا حملات تروريستي بايد قلمداد شود و حملات تروريستي در كشورهاي اسلامي و كشورهايي كه دولتهاي آنها در ليست حاميان آمريكا و اسرائيل نيستند بايد حركتهاي انقلابي و ضد تبعيض هاي دولتي بايد قلمداد شود.

سازمان ملل چگونه است كه از دو حركت مشابه در آمريكا و به طور مثال سوريه دو تعبير و تفسير مختلف ارائه مي دهد. آيا انفجار در آمريكا جنايت و تروريسم است اما حمله به مدارس و سربريدن كودكان و استفاده از بمب شيميايي توسط معارضين سوري مسلح شده به وسيله آمريكاييها مبارزه با تروريسم است و كمك به برقراري دموكراسي!!.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :