کد خبر: ۱۳۷۴۹۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۵
زنده باد آزادي براي قدرت!
چند ماهي است كه تيتر و عكس صفحه اول روزنامه هاي كشور و به خصوص روزنامه هاي اصلاح طلب به موضوعاتی از قبيل آمدن يا نيامندن هاشمي رفسنجاني و خاتمي و همچنين مشايي در عرصه انتخابات خرداد ماه اختصاص داده شده است و هر از چند گاهي اين روزنامه ها و برخي سايتهاي زنجيره اي يكي به ميخ مي كوبند و يكي به نعل.
گروه سیاسی ـ نگاهي به اخباري كه پيش از اين در روزنامه هايي مانند آرمان و افتاب يزد و مردم سالاري و اعتماد و از اين قبيل و مروري كلي بر وقايع چند ماه گذشته به راحتي نتايجي را به دست مي دهد كه براي هر دنبال كننده اي دور از ذهن نيست.

به گزارش بولتن نیوز، در ماجراي خانواده هاشمي ابتداي امر شايعه برگشتن يا ماندن مهدي در انگليس مطرح شد و با تركيبي از زندان فائزه و دادگاه و بازگشت مهدي روبرو شديم. فائزه به زندان رفت تا سه ماه مانده به انتخابات بيرون بيايد و آماده فعاليت دوباره در عرصه انتخاباتي ديگر شود!و مهدي هم سند ملك گرو گذاشت و نشان داد كه ترسي از بازگشت به ايران ندارد. اينها در كنار شايعه كانديد شدن هاشمي پدر و شائبه وجود مشكل سني براي هاشمي شدند آش شل قلمكاري كه با رپرتاژ آگهي هاي هر روز روزنامه هاي اصلاح طلب، هاشمي رفسنجاني را دورباره در سطح جامعه مطرح كردند و خانواده هاشمي را براي ورودي قوي تر از سال 1388 مهيا ساختند!. در اين بين اصلاح طلبها هم هي مته به خش خاش مي گذارند كه بابا خاتمي نيامد هاشمي بايد بيايد. پسران و دختران هاشمي هم كه به كل وارد بحث انتخابات شده اند و تقريبا هر روز خبري داغ در رابطه با نظرات ايشان در روزنامه هاي تحت امر منتشر مي شود. در واقع بايد گفت شواهد نشان مي دهد همانطور كه شش ماه پيش هم گفتيم هاشمي خواهد آمد و به بهترين شكل هم ورود پيدا مي كند!. اما اگر خاتمي نيايد!.

خاتمي هم كه نقل محفل تمامي مجالس اصلاح طلبها است و همه آنهايي كه دستي بر آتش دارند و از قدرت خوششان مي آيد مي گويند تنها در صورتي وارد عرصه انتخابات نمي شويم كه هاشمي و خاتمي كانديد نشوند!. در واقع گويا مي دانند در برابر روسايشان چاره اي جز عقب نشيني ندارند. اما ماجراي تبليغات خاتمي هم داستاني دارد كه براي نوشتن آن دو صد من كاغذ هم كفايت نمي كند!. از ماجراي فتنه سال 88 گرفته تا همين روزها قصه ايشان سر دراز دارد كه البته اگر به دوران رياست جمهوري ايشان هم بخواهيم سري بزنيم كه ديگر با يك كرور كاغذ هم نمي شود ماجرا را ختم به خير كرد. خاتمي كه خود سرد و گرم كشيده روزگار است و سري از كروبي و موسوي سوا اين روزها هم از تبليغ استفاده مي كند و هم از ضد تبليغ. دوستان ايشان در VOA و راديو فردا و BBC و تلويزيون پارس و سايت كلمه و ... گرفته تا روزنامه هاي زنجيره اي اصلاح طلب همه و همه متفق القول يا جوري برايشان تبليغ مي كنند كه انگار نه انگار در اين چند سال دستي بر آتش داشته و يا آنطور در برنامه ها ايشان را از آسمان به زمين مي كوبند كه گاهي احساس مي شود كه بابا ايشان اصلا در مسائلي كه اتفاق افتاده مغبون شده و كلا اين طرفي بوده و آنها كه فكر مي كنند آن طرفي بوده ! در اشتباه هستند. اصلا چه فتنه اي چه دفاع از مير حسين و كروبي اي چه كشكي چه پشمي. اصلا آقا ايشان از ابتدا ضد سبزي بوده و كلا از رنكهاي اين چنين بدش مي آمده و اصلا از اول ولايي ولايي بوده اند و اينكه مي گويند براي عبور از حاكميت مهره خوبي است ساخته و پرداخته واحدي ها و برخي دشمنان قسم خورده ايشان بوده است!. به هر حال خاتمي هم همانطور كه از ابتدا هم فكر مي كرديم به عنوان يكي از دو گزينه اصلي در راه است و خواهد آمد و البته احتمالا در آخر كار با هاشمي ها توافق هايشان را محضري تر مي كنند!.

اما اينها را گفتيم تا برسيم به موضوع شيرين رحيم خان مشايي. ايشان در واقع از همان ابتدا حكم دائي جان ناپلئون را براي روزنامه ها بازي كرده است. فردي كه گاه آنقدر در خود فرو مي رود كه احساس مي كني همچين شخصي وجود ندارد و گاهي آنچنان مي جهد كه گويا دوستان هنديشان كمي فلفل تند تر براي ايشان ارسال كرده اند. به هر حال ايشان ارتباطات خوبي با چين و ماچين دارد و در آمريكا هم سعي كرد تا لاله برداشت كند و در ايران نيز سخنان عرفاني اش را خيلي بررسي كردند و علما هنوز در حال مجادله بر سر درك بهتر مكتب ايشان هستند و البته اختلافاتي در اين بين هست كه در آينده نه چندان دور انشالله حل خواهد شد.

رفيق مشايي! شخصي است كه روزنامه ايران و خورشيد خيلي دوستش دارند و خيليها عكسش را آويزان مي كنند به خودشان و برابر اخبار تاييد نشده با خودشان در خيابانهاي اروپا مي كشند اين طرف و آنطرف. در ايران هم ايشان طرفدارن زيادي دارد چراكه هر جا مي چرخي امضاي ايشان را ( البته در بين علما بر سر اينكه امضا هاي رحيمي بيشتر است يا مشايي اختلاف نظر وجود دارد!) مي بيني كه در زير يك برگه اي يا مرقومه اي برق كه چه عرض كنيم صاعقه مي زند. يادش به خير در قديمها و زمان پدر بزرگهاي ما هم از اين دست خطها زياد مي نوشتند. "مثلا مي نوشتند: حاج كريم دوست عزيزم اين بنده خدا كه مي فرستم خدمتتان از بندگان خوب خداست كه نياز دارد به 100 تومان قرض الحسنه كه اميدوارم اول با ضمانت حق و دوم با اجازه شما نيازش براورده شود. "

امروز هم البته دستخط ها همان است ولي يك كم فرق كرده است مثلا رفيق مشايي مي نويسند: به حامل نامه اشد كمك فوري انجام شود!. گيرنده نامه هم با نگاهي به قد و بالاي حامل نامه و صد البته نويسند ظهر نامه، زوق مرگ شده و در چشم بر هم زدني چنان مي كند كه چنان شد. از اين جمله مي توان به كمكهاي انجام شده به مستمنداني كه نان بربري درسته به همراه يك بوقلكون كامل از گلويشان پايين نمي رود اشاره كرد!.

البته مشايي محاسن ديگري هم دارد كه از جمله قوتهاي دولت نهم و دهم است. ان هم اينكه تمام فتوحات اقتصادي و سياسي و فرهنگي به دست آمده در ايران و ديگر ممالك جهان در هشت سال گذشته را بايد به قطع يقين از دستاوردهاي رفيق مشايي هم دانست. در واقع ايشان هم به شكل موثر در هزينه كرد بيش از 600 ميليرد دلار نفت كشور در سالهاي گذشته و مديريت عاليه كشور سهم داشته اند. ناگزير اينكه رشد بالاي اقتصادي كشور در سالهاي اخير و كاهش شديد نرخ بيكاري و اشتغالزايي بسيار فراوان در كشور كه منجر به افزايش شديد رفاه اجتماعي شد و البته افزايش نرخ رشد را هم در حد اعلا به بار آورده است را بايد در كنار تورم منفي و افزايش تحسين برانگيز ارزش پول ملي از جمله افتخارات ايشان دانست. البته ايشن اگر رئيس جمهور شوند و قدرت مطلق اجرايي در دستشان باشد مطمئنا فتح الفتوح خواهند كرد و جامعه ايران را به نقطه بالاتري از شكوه و عظمت ايراني رهنمون خواهند شد. نقطه اي كه احتمالا در آن نقطه ديگر نيازي به احداث زندان جديد براي مفاسد اقتصادي و اجتماعي نخواهد بود و كلا مرزهاي زندانها برداشته مي شود و قطعا ديگر به جايي خواهيم رسيد كه ديگر هيچ كس از هيچ كس نخواهد پرسيد: " تو زندان رفتي " يا " تو طلاق گرفتي" يا " يه كم پول داري به من قرض بدي". جامعه اي يك دست! و برگرفته از توانمنديهاي عرفاني رفيق مشايي عزيز كه البته مردم را در ميدان آزادي قال گذاشت و به جايش به قبرستان رفت. هر چند برخي فكر مي كنند ايشان اگر در تبليغ آن روز زياده روي نمي كردند ماجراي آزادي هم كنسل نمي شد!.

به هر حال مشايي قرار است بيايد البته آنطور كه اصلاح طلبها مي گويند. چون اگر مشايي نيايد امدن خاتمي هم منتفي ميشود!. در واقع مشايي مي آيد و تاييد صلاحيت مي شود چون خاتمي خواهد آمد و تاييد خواهد شد. چراكه اگر مشايي تاييد شود پس خاتمي هم بايد تاييد شود در غير اينصورت برابر اطلاعيه هاي صادره از سوي كله گنده هاي متفكر در بخش اصلاحات واي به حال اصولگرا ها خواهد شد و قطعا مشايي پيروز ميدان است!.

نتيجه گيري اصلاح طلبي: پس بترسيد اي اصولگراها و جون مادرتون خاتمي رو تاييد صلاحيت كنيد و گرنه بازم مجبور مي شيم هاشمي رو مجدد وارد ميدان كنيم و يواشكي به كانديداي شما راي بديم!!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۲/۰۱ - ۲۱:۴۳
7
9
هیچ کدومشون رآی نمیارن.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۲/۰۱ - ۲۲:۵۰
8
6
منصفانه نبود.مخصوصاآوردن اسم مشایی درکناراسطوره ها.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین