فروشگاه 5040
کد خبر: ۱۱۵۱۵
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۲:۰۵
«چیستی» انتخابات، «کیستی» نامزدها و «چرایی» حمایت جریان ها و جبهه های سیاسی از آنها، 3 پرسش مهمی است که با شفاف نمودن پاسخ آنها می توان به تصویر نسبتاً جامع و روشنی از انتخابات ریاست جمهوری 2 ماه آینده دست یافت.

«چیستی» انتخابات، «کیستی» نامزدها و «چرایی» حمایت جریان ها و جبهه های سیاسی از آنها، 3 پرسش مهمی است که با شفاف نمودن پاسخ آنها می توان به تصویر نسبتاً جامع و روشنی از انتخابات ریاست جمهوری 2 ماه آینده دست یافت. برخلاف شیوه مهیج اما کم خاصیت بحث صرف درباره آمد و شد نامزدها، تعمق و تامل همزمان در ابعاد 3 محور یاد شده کمک می کند قطعات گنگ و به هم ریخته پازل انتخابات به دقت کنار هم چیده شده و تصویر قابل فهمی را پدیدار سازد.
در این باره و به اقتضای مجال نوشتار حاضر اجمالاً می توان چند ملاحظه را مدنظر داشت:
1- انتخابات، بهار سیاست در «ایران جدید» است. هر چند دشمنان برای مهار الهام بخشی انقلاب اسلامی در خارج از مرزها یا کم فروغ کردن حضور مردم در این عرصه حمایت از نظام، تبلیغات گسترده ای را با هزینه های سرسام آور خرج می کنند تا انتخابات را یک مراسم نمایشی جلوه دهند اما برگزاری قریب 30 رقابت انتخاباتی پرنشاط در سه دهه اخیر که با رقابت های فشرده و جدی همراه بوده، حقیقتاً بر سرزندگی افکار عمومی و فضای سیاسی کشور شهادت می دهد. از چنین منظری حضور تک تک نامزدها با سلایق و دیدگاه های گوناگون در چارچوب موازین و قوانین و اصول جمهوری اسلامی، امری مبارک و به منزله رونق بخشیدن به این بهار سیاسی- اجتماعی است و باید از آن به گرمی استقبال کرد.
طبیعتاً هر نامزدی هم که پا به میدان رقابت می گذارد حرف ها و ایده ها و دیدگاه ها و نقدهایی دارد متفاوت از دیگران، و نفس این تفاوت یا حتی بالا گرفتن بحث ها- به شرط التزام به انصاف و عقلانیت و قانون و اخلاق و شرع- نباید کسانی را نگران کند یا اصطلاحاً از کوره در ببرد و به خشم آورد. در همین انتخابات پیش رو اگر قرار باشد کسی نقد و نظری درباره عملکرد اجزای دولت نداشته باشد و حرف های کاملاً قالبی بزند که اساساً نباید بیاید و اگر هم بیاید رونق و رقابتی در میان نخواهد بود. بنابراین در قدم اول باید قدرشناس همه رجال و جریان هایی بود که با زدن دست رد به سینه دشمن و دنباله های آن- که آیه یأس علیه اصل نظام و انتخابات می خوانند- پا به میدان می گذارند و فارغ از احتمال یا عدم احتمال پیروزی، به رقابت گرم تر ارتقای بحث های مربوط به استانداردهای مدیریت دولتی کمک می کنند.
2- نکته دوم درباره چیستی انتخابات آینده به زمان وقوع آن مربوط می شود. انتخابات 22خرداد 88، هر چند سرنوشت «دولت دهم» - دهمین کابینه در جمهوری اسلامی- و 4 سال آینده کشور را رقم می زند اما در عین حال به یک معنا کلید و استارت واقعی برای تعیین نحوه حرکت «ایران جدید» در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی است، دهه ای که به ظرافت و دقت از سوی رهبر فرزانه انقلاب با عنوان «پیشرفت و عدالت» نامگذاری شده است. دولت دهم در حالی شکل می گیرد که «ظرفیت »های امروز کشور برای جهش اصلی در عرصه تحقق پیشرفت و عدالت- کسب توانمندی ها و توزیع عادلانه آن- در طول 3 دهه گذشته بی سابقه است همچنان که کشور برای دستیابی به این ظرفیت های بی نظیر بین المللی و داخلی از گردنه ها و پرتگاه های فوق العاده خطرناکی عبور کرده، گردنه های تهدیدآمیزی که به ویژه طی 2 دهه اخیر چشم انداز «پسرفت و عقبگرد» و «تبعیض و بیعدالتی» را نیز در کنار خود داشته و گاه کشور- به اعتبار ترفندها و پروژه های قدرت های خارجی و همراهی یا لااقل سکوت برخی جریان های داخلی- تا مرز افتادن در این پرتگاه ها هم رفته است. رئیس جمهور و دولتی که از درون انتخابات آینده پا به عرصه مسئولیت می گذارد اصالتاً باید در کنار علاقمندی، مهیا و مصمم کمر بسته برای دهه پیشرفت و عدالت باشد و راه هموار پیشرفت را آن گونه که دولت خدمتگزار فعلی با همه سختی ها تدارک کرد شتابان ادامه دهد نه اینکه کشور را دوباره به پرتگاه های پسرفت نظیر اداره ملوک الطوایفی و شرکت سهامی دولت، تبعیض و زراندوزی و مساعدت در فساد اقتصادی- سیاسی، اجنبی زدگی و مرعوبیت و تهدیدپذیری، همراهی با آشوب طلبی پیاده نظام دشمنان، و هجمه سازمان یافته علیه ارکان هویت دینی و ملی و انقلابی بازگرداند.
برای ملت ایران تلخ است مقاطعی که به نام توسعه، عدالت در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها گم شد، برج ها و تبرج ها و اشرافیگری میان برخی مدیران اجرایی و مردم فرسنگ ها فاصله انداخت، مناصب دولتی و فرصت ها و امتیازهای اقتصادی و سیاسی غنیمت انتخاباتی محسوب شد، نااهلان شریک برخی مدیران اجرایی شدند، زیاده خواهان و زراندوزان و معاندان و فرصت طلبان هر یک از گوشه ای جا را بر مردم در عرصه خدمتگزاری دستگاه های دولتی تنگ کردند، ارزش ها و باورهای ملت (بنیه های هویت و مقاومت ملی) مورد طعنه و حمله قرار گرفت و... رسید آنجا که دستگاه های اطلاعاتی قدرت ها هوس کردند با به خیابان آوردن اوباش سیاسی- و البته به اتکای قول و قرارهای گذاشته شده با برخی عناصر نفوذی در دولت- ماجرای 28 مرداد 32 را پس از 56 سال بازسازی کنند و به خیال خود ختم انقلاب را در آغاز قرن جدید آمریکایی! جشن بگیرند. ملت ایران هرگز شیرینی عزت و اقتدار و پیشرفت و عدالت و خدمت طی سال های اخیر را- که هنوز آغاز آن است و شیرینی های بزرگ تر در پیش- با این تلخی ها عوض نمی کند.
3- نقشه و زمین دشمن در انتخاباتی که خود تابعی از فضای سیاسی کشور به ویژه طی 2 دهه گذشته است،چه می تواند باشد؟ هر مشی و منشی را که به جای ارتقاء رقابت ها در مدل کلی «پیشرفت و عدالت» باعث ابتذال و انحطاط و ارتجاع شود، باید بازی در زمین دشمن دید، عامدانه باشد یا از سر غفلت. غبارآلود و ابهام اندود کردن فضا به جای شفاف کردن آن و آمیختن مرزهای حق و باطل و دوست و دشمن (مرزهای استراتژیک انقلاب و جمهوری اسلامی)، ایفای نقش در «فتنه» و خدمت به پروژه دشمنان است.
غبار آلودگی فضای سیاسی همان است که جنگ پیروز صفین را مغلوبه کرد و کار سپاه ظفرمند علی بن ابیطالب علیه السلام را به حکمیت کذایی و از هم پاشیدن شیرازه سپاه امام کشاند. این ماجرا یک سال پیش از شهادت امام رخ داد و آن قدر زخم آن در جبهه خودی کاری بود که حضرت دیگر نتوانست سپاه را فراهم کند و به رویارویی با دشمن اصلی بپردازد. قرآن های سرنیزه (و بعدها جامه سر نیزه)- در کنار برخی سران خریداری یا تطمیع شده در سپاه علی علیه السلام- کار خود را کرد. مولای متقیان در بازگشت از این جنگ حسرت بار، از ماجرا به عنوان فتنه یاد می کند و سپس رهنمودی روشنگر برای همه تاریخ می دهد:
«یقیناً آغاز وقوع فتنه ها، هواهایی است که پیروی و بدعت هایی است که در مخالفت با کتاب خدا گذاشته می شوند و جمعی، جمعی دیگر را در غیر دین خدا پیروی و همراهی می کنند. پس اگر باطل خالص می ماند و به حق آمیخته نمی شد، بر جویندگان حق پوشیده و پنهان نمی ماند و اگر حق خالص می ماند و با باطل آمیخته نمی شد، زبان دشمنان و معاندان بریده و کوتاه می شد اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می گیرند و درهم می آمیزند، اینجاست که شیطان بر دوستان و یاران خود چیره می شود و فقط کسانی نجات می یابند که مورد رحمت و نیکی خداوند قرار گرفته اند» (خطبه 50 نهج البلاغه)
این کلام بلند، افقی بسیار فراتر از این یا آن حادثه خاص را روشن می سازد و برای همیشه تاریخ عبرت آمیز و درس آموز است. امروز هم با عنایت به عزت و اقتدار بی سابقه ایران اسلامی نه هراسی از تحریم اقتصادی دشمن وجود دارد و نه تهدید نظامی او. آنچه باید در آستانه دهه چهارم مراقب بود، تدارک دوباره دشمن برای ایجاد فضای فتنه است. دشمن در 30 سال گذشته به ویژه در دو دهه اخیر هرگز از سیاست پوستین وارونه و قرآن سرنیزه یا به عبارتی گندم نمایی و جو فروشی دریغ نکرده و البته در اجرای این ترفند پیچیده نمی توانسته بدون یارگیری داخلی قدمی بردارد.
امروز اگر قرار باشد دشمن لطمه دیده طی دهه اخیر در عرصه جهانی، راه حرکت کشور در مسیر پیشرفت و عدالت را سد کند، بی تردید یکی از سناریوهایش راه اندازی تابلوهای انحرافی عدالت و پیشرفت با آدرس های غلطی است که سر از عقبگرد و انحطاط درمی آورد. باید دید کدام جریان ها در بلند کردن تابلوهای انحرافی دارای سابقه اند. دوستان و همراهان نامزدها و تابلوها و سوابق آنها که شناخته شد، فهم این که هر یک از این نامزدها فراتر از شعارها و تمنیات شخصی در آینده به کدام سو رهسپار خواهند شد، دشوار نیست. نامزدها اگر به جزئیات عملکرد دولت خدمتگزار فعلی انتقاد می کنند به طریق اولی نمی توانند به این تابلوها و آدرس ها و راه و بیراهه های طی شده از سوی جریان ها به ویژه طی 20 سال پس از ارتحال حضرت امام خمینی و جانشینی حضرت آیت الله خامنه ای- که مانند رحلت پیامبر اعظم(ص) اسباب ابتلا و امتحانی بزرگ بود- بیطرف باشند یا بگویند آن حوادث، هر چه بود گذشت یا من نه اینم نه آن یا هم با این جریان اصولگرای اصلاح طلب (راستین) هستم و هم با آن جریان مدعی اصولگرایی و اصلاح طلبی و وفاداری بر خط امام که در عمل به جای اصولگرایی، اباحی گری و هرهری مسلکی نسبت به اصول و ارزشها پیشه کرده و در پوشش اصلاح طلبی به اشرافیگری و زراندوزی و تبعیض، و شبیخون فرهنگی و سیاسی دشمن میدان داده و در یک کلام هیزم کش فساد و انحطاط در کشور بوده است. باید معلوم شود نامزدها یا حامیان آنها در کشاکش نبرد مرد و نامرد در هجمه ها کجا ایستاده بودند؟ صحنه امروز کشور هم برخلاف فضای 10، 15 سال پیش کاملاً روشن است و مرزها و فاصله ها آن قدر آشکار است که دیگر نمی توان تظاهر به همراهی با هر دو طرف نمود و البته به سمت جبهه نامحرمان غش کرد.
4- جماعتی که به مقدسات و مسلمات دین (وحی، توحید و نبوت و امامت)، حضرت امام خمینی و دفاع مقدس و اصل انقلاب رحم نکرد طبیعی بود که به کسانی چون آقای خاتمی نیز چه در خفا و چه علناً رحم نکند و بگویند گروه خون او با ما فرق می کند. پس شد ماجراهایی که یکی پس از دیگری رقم خورد.آقای هاشمی نمونه دوم بود و نوع مواجهه جریان نفاق جدید با وی در حدفاصل سال های 77 تا 84، چهره این جریان را آشکارتر ساخت. بنابراین کدام مانع می تواند چنین جریان «فتنه زیست»، «فسادطلب» و اباحی مسلکی را از تکرار همان شیوه های دوگانه در قبال آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی یا هر شخصیت دیگری بازدارد که در اردوگاه انقلابند و این کم جرمی است در نظرگاه طیف و طایفه منافقینی که به اقتضای روزگار دست به ترور فیزیکی یا شخصیت زدند و یا برای خود سپر بلا ساختند یا اراده کردند از این طریق، خانه تیمی- مسجد ضرار مقدس نما- برپا کنند.
محمد ایمانی

کانال تلگرام بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
سامان تل
فروشگاه اینترنتی بانک سامان
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین